| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
مرد هزار چهره
اگراندیسمان : روزگاری اکبر عبدی به عنوان یکی از محبوب ترین و در عین حال تواناترین بازیگر سینمای ایران در اوج به سر می برد اما به نظر می رسد همین شهرت و توانایی باعث عدم تداوم سیر صعودی کارنامه او شد . حضور او در فیلم ها و سریال هایی که برای توفیق نیازمند بهره بردن از این محبوبیت و توانایی بودند و به قولی خرج کردن بی اندازه از چنین داشته هایی باعث شد عبدی در سال های اخیر کمتر در مرکز توجه قرار گیرد اما به نظر می رسد این روزها اوج دوباره ای از این بازیگر را شاهدیم به خصوص پس از نمایش موفق اکبر اقا اکتور تیاتر عبدی به دنبال بازگشت به همان روزهای موفق پیشین است. به بهانه بازی عبدی در قاعده بازی اخرین ساخته احمد رضا معتمدی مروری داریم به کارنامه حرفه ای او.
اکبر عبدی به سال ۱۳۳۷ در تهران چشم به جهان گشود. او پس از اخذ دیپلم متوسطه از سال ۱۳۵۸ در تئاترهای اماتوری شروع به کار کرد. چند سال پس از ان شرایطی به وجود امد تا او به تلویزیون برود. او برای نخستین بار در مجموعه تلویزیونی " محله برو بیا " جلوی دوربین رفت . محله برو بیا یکی از پربیننده ترین برنامه های گروه کودک و نوجوان بود که در اغاز دهه شصت به نمایش در امد و جالب اینکه در کنار اکبر عبدی ـ حمید جبلی ـ اتیلا پسیانی و بازیگران دیگری نیز بودند که با حضور در مجموعه محله برو بیا کار خودشان را شروع کردند و در سال های پس از ان هر یک به نوعی در عرصه بازیگری موفقیت هایی را کسب کردند. عبدی پس از ان در مجموعه های دیگری همچون مثل اباد ـ محله بهداشت ـ درخانه و ... حضور یافت که معروف ترین تیپی که ایفا کرد نقش یک بچه سر به هوا و بازیگوش بود که هر روز به یک دلیل دیر به مدرسه می رسید. موفقیت در این نقش او را مبدل به یکی از کلیشه های متداول در سالهای پس از ان کرد. رشد جسمی و رشد عقلی معکوس شخصیت هایی که در تقابل با دنیای بیرونی موقعیت های کمیک می افریدند. |+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 28 مرداد1386 و ساعت |
یک کمدی شلوغ
معتمدی پس از دو تجربه نا موفق در به تصویر کشیدن مفاهیم فلسفی به سراغ یک قصه پر پیچ و خم با مایه های سیاسی رفت که تحت عنوان دیوانه ای از قفس پرید روی پرده سینماها رفت. اثری که از هر نظر بهترین کار معتمدی فرض می شود. هم به لحاظ انسجام ساختاری ان و همخوانی محتوی و فرم در این فیلم و هم به لحاظ پرداخت سینمایی اش که نشان از تسلط معتمدی بر مدیوم سینما داشت. اما کار تازه معتمدی با وجود همه امیدواری ها که نسبت به او بوجود امده بود بیشتر از انکه به دیوانه از قفس پرید نزدیکی داشته باشد به دو فیلم نخست او ( هبوط و زشت و زیبا ) نزدیک است. البته این نزدیکی بیشتر حاصل اشفتگی در پرداخت است که مشکل اساسی ان دو فیلم نیز به حساب می امد. ظاهرا معتمدی علاقه خاصی به تجربه اندوزی در ژانرهای مختلف ان هم با شکل و شمایل عجیب و غافلگیر کننده دارد. در دوران محبوبیت کمدی در میان مخاطبان عام نیز تجربه معتمدی این گونه کاری منحصر به فرد به حساب می اید یک کمدی شلوغ که قرار است به سبک و سیاق اثار اسلپ استیک ساخته شود اما از این نوع تنها به همین شلوغی و سر و کله زدن ادم ها با کیک و نظایر ان بسنده شده است. مشکل قاعده بازی ان است که معتمدی سعی می کند قاعده بازی را نه تنها رعایت کند بلکه به هجو ان نیز بپردازد. برای این منظور تنها به گونه کمدی هم بسنده نمی کند بلکه دستی هم به گونه وسترن ـ گنگستری و ... نیز می اندازد. حاصل کار نیز نشان از همان اغتشاش و اشفتگی دارد که افت دو فیلم نخست او نیز بود. به این ترتیب مخاطب قاعده بازی نه تنها از خط و ربط قصه سر در نمی اورد و نمی داند در این شلوغی که ادم ها در یکدیگر می لولند به واقع کی به کی است. اما فارغ از این مسئله در قاعده بازی نکته های غافلگیر کننده کم نیست از حضور جیشید هاشم پور در ان نقش خاص گرفته تا هیبت عجیب و غریب ادم های دیگر ـ رفتار نا متعارف انها و باقی قضایا... ناکامی فیلم تنها در عدم انسجام ان و نامشخص بودن خط و ربط ان نیست بلکه شوخی های فیلم نیز چندان از کار در نیامده اند. مگر چند شوخی کلامی که ان هم در هر فیلم به اصطلاح کمدی نمونه های ان را بسیار می توان مشاهده کرد. اما با اینحال می توان قاعده بازی را یک رویکرد تجربه گرایانه برای به هم امیختن نشانه های اشنا از گونه های مختلف سینمایی و تلاش برای هجو انها نیز به حساب اورد. اگر چه به نظر می رسد معتمدی دراین زمینه به توفیق چندان زیادی دست نیافته است و اغلب شوخی هایی که برای این منظور تدارک دیده است به نتیجه مطلوب نرسیده اند. اما نفس انجام یک تجربه تازه می تواند امتیازی اندک را به حساب فیلم بگذارد. نیره رحمانی ـ بانی فیلم ـ ۱۹ بهمن ۱۳۸۵ |+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 28 مرداد1386 و ساعت |
مگر شما به ازدواج علاقه مند نیستید؟
سروش صحت هم بالاخره کارگردان شد؟ به من پیشنهاد شد بعد از کمی فکر ـ دو دلی و بالا و پایین کردن کارگردان چهارخونه شدم. چرا متن ها را کمتر خودت می نویسی؟ نمی رسم. کار به صورت فشرده روی انتن می رود. به همین دلیل نمی توانم تمرکز و وقتی برای نوشتن داشته باشم. به همین دلیل فقط قسمت های اول و دوم را نوشتم. خط اصلی کار را به نویسندگان ارائه می کنی؟ بله. خط اصلی که در دو قسمت کار شکل گرفت شامل چهار تا خانه یک خانواده با دو تا دختر و یک داماد بود و الان هم متن ها تحت نظارت محسن چگینی تهیه کننده نوشته می شود. در اسامی فیلم نامه نویسان اسمهای جدیدی دیده میشود. نویسندگان کار ترکیبی از جوان ها و با سابقه ها هستند. بذر افشان ـ چگینی ـ اریان ـ برزگر و ناظر فصیحی از قدیمی ها و پدرام رمضانی ـ ایمان صفایی و ... از جوانها هستند. بقیه ی دوستانی که سابقه ی نوشتن متن های طنز ـ کمدی و روتین دارند مشغول کار بودند و فرصت همکاری با ما را نداشتند. به هر حال این کار منشا خیر است و باعث پرورش استعدادهای جدید در عرصه ی طنز نویسی تلویزیونی میشود. امیدوارم. در همه ی کارهای طنز تلویزیونی باید مردها زن ذلیل باشند؟ نه لزوما. در رابطه شکوه و منصور گاهی مواقع حرف اول و اخر را شکوه میزند و گاهی منصور. درست عین خود زندگی که همه داریم در واقعیت امر چیزی به عنوان مرد ذلیلی و زن ذلیلی وجود ندارد. برخی مواقع اقایان کوتاه می ایند و در برخی دیگر خانم ها. فکر می کنم ۹۹ در صد اقایان کوتاه می ایند؟ خب اینکه واقعیتی است (باخنده) ماجرای حضور پررنگ گربه در تیتراژ ابتدایی چارخونه؟ دلیل خاصی ندارد. اواز خوان بودن شفیعی جم قبلا هم در کار مهران مدیری در قالب کاراکتر بامشاد وجود داشت. در کار اقای مدیری بامشاد خواننده نبود اما اواز می خواند اینجا حامد خیال می کند یک خواننده ی حرفه ای است.
نکته ی حائز اهمیت در بازی لولایی وجود دارد که کمابیش توانسته از قالب همیشگی خشایار مستوفی دور شود. چه خوب. خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاده است. اقای لولایی بازیگر تمام عیار و استثنایی است. تنوع لوکیشن های بیشتر باعث جذب بهتر مخاطب نمی شود؟ بیس اصلی لوکیشن های فیلم چهار تا اپارتمان و شرکت محل کار منصور است. البته اگر زمان بیشتری داشتیم از لوکیشن های متنوع تری استفاده می شد. شما در نظر داشته باشید بایستی روزی چهل دقیقه برنامه برای پخش روی انتن ضبط کنیم و زیاد نمی توانیم در پی تنوع لوکیشن باشیم. این اضطراب رساندن به موقع کار برای پخش روی انتن به کیفیت کار لطمه نمی زند؟ طبیعی است. با فراغ بال کار بهتری می توان ارائه کرد. انتخاب بازیگران را بر چه اساسی انجام دادید؟ حضور اردلان شجاع کاوه در نقش کمدی و طنز جالب توجه است. بر اساس متن و شخضیت های موجود در فیلم نامه بازیگران را انتخاب کردیم و همه ی بازیگران انتخاب اصلی مان محسوب می شوند. برای نقش فرزاد از ابتدا اردلان شجاع کاوه در نظر بود و شجاع کاوه به خوبی این نقش را ایفا کرد. بازی برخی از بازیگران نظیر نقش پرستو خیلی به کلیشه نزدیک است. به نظر من خانم بختیاری نقش یک دختر شیطان را خوب کار کرده است.
نخواستید مثل حضور اردلان شجاع کاوه برای سایر نقش ها هم از بازیگران کمتر دیده شده در کار طنز تلویزیونی استفاده کنید؟ از روز اول به همراه محسن چگینی بر روی این مساله متمرکز بودیم که چه بازیگری برای چه نقشی مناسب است. کار تا کی روی انتن می رود؟ تا شروع ماه مبارک رمضان. بنظر می رسد با وجود پخش دو سه هفته ای کار روی غلتک افتاده و مخاطب با مجموعه و شخصیت هایش ارتباط برقرار کرده است؟ با هماهنگ شدن گروه و اضافه شدن چندین شخصیت جدید تا ده قسمت اینده امیدواریم کار روز به روز بهتر شود. اضافه شدن فرخ ( محمد شیری ) در قالب یک ادم بی خیال در تقابل با شخصیت جدی تر و عصبانی منصور موقعیت های طنز خوبی را در کار به وجود اورده است. بله . کاراکتر هایی که در قسمت های بعدی نیز به مجموعه اضافه می شوند هر کدام رنگ و بویی به مجموعه اضافه خواهند کرد. طبق معمول کارهای شما ازدواج هم پررنگ در مجموعه وجود دارد؟ مگر شما به ازدواج بی علاقه هستید؟ ازدواج مساله مورد علاقه همه است ( با خنده ) وقتی دختر و پسرهای جوانی در مجموعه وجود داشته باشند پس طبیعی است که عین خود زندگی ازدواج هایی صورت بگیرد. کی منصور امضای پای ورقه ی ارباب رجوع را انجام می دهد؟ تو چی فکر می کنی!! ( با خنده ) فکر می کنم هر ارباب رجوعی که پارتی کلفتی نداشته باشد چنین سرنوشتی در انتظارش است. از کارهای مدیری هم خیلی تاثیر گرفتی؟ حتما. علاوه بر مهران مدیری از رضا عطاران و مهران غفوریان و ... نیز تاثیر گرفتم. زیرا با همه کار کرده ام و مگر می شود با کسی کار کرد و از او تاثیر نگرفت؟ نظرات را کلا در مورد چارخونه چطور دیدی؟ روزی چهل دقیقه برنامه باید ضبط کنیم. صبح ها اول وقت به سر کار می ایم و تا اخر شب نیز حضور دارم. بنابراین در جریان دقیق عکس العملها و اظهارنظرها نیستم. البته جسته و گریخته از طریق بچه های گروه در جریان قرار می گیرم. نقد مثبت انرژی و روحیه می دهد و نقد منفی باعث مرتفع شدن نقطه ضعف ها می شود.
از پیشنهاد بازیگران هم استفاده می کنی؟ قطعا. کما اینکه خانم امیر جلالی چند مدت پیش در مورد کمتر عصبانی شدن شکوه نظر دادند و در کار استفاده کردیم. فی البداهه کاری هم در بازی بازیگران وجود دارد؟ تا قبل از شروع فیلم برداری بله . سر تمرین همه ی بازیگران می توانند این کار را انجام دهند و با توافق در هنگام ضبط مورد استفاده قرار گیرد. هفته نامه سینما ـ ۱۷ مرداد ۸۶ |+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 22 مرداد1386 و ساعت |
مازیار میری : دیگر فیلم هایم را به جشنواره فجر نمی دهم...
وقتی مازیار میری قبل از این که شادمهر راستین شروع به پرسیدن سوالات خبرنگاران کند گفت می خواهد چند دقیقه درد دل کند مشخص بود که این نشست هم بیشتر به اعتراض به رای داوران خواهد گذشت. میری چنان از نامزد نشدن "پاداش سکوت" شاکی بود که گفت دیگ فیلم هایش را به جشنواره فجر نخواهد داد. البته دامنه اعتراضات میری به روزهای قبل از برگزاری جشنواره باز می گشت به روزهایی که او پس از خواندن کتاب " من قاتل پسرتان هستم " تصمیم به ساخت این فیلم گرفت. او از فشارهایی که در این مدت به او وارد امد سخن گفت و شایعه سرمایه گذاری دفتر رئیس جمهور در تولید "پاداش سکوت" را تکذیب کرد. او گفت:سند منزل اقای علی اکبری که برای دریافت وام در اختیار بانک قرار دارد بهترین مدرک برای این مسئله است که فیلم با سرمایه دفتر رئیس جمهور ساخته نشده است. پرویز پرستویی هم که برای اولین بار در سالهای اخیر نامش میان نامزدهای بهترین بازیگر قرار نگرفته بود گفت جایزه هیچ وقت برایش اهمیت نداشته است. مازیار میری در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی " پاداش سکوت " از نحوه برخوردها برای فعالیت در این ژانر گله و اعلام کرد به او تهمت زده اند فیلم دولتی می سازد. میری که امسال برای نخستین بار ژانر دفاع مقدس را با "پاداش سکوت" تجربه کرده گفت: خیلی ها حضور در عرصه تولید اثار دفاع مقدس را مخصوص عده ای خاص می دانند و حضور من در این ژانر را نامناسب و نامبارک دانستند. این گروه به من می گفتند نباید وارد این عرصه شوم. باید به اصطلاح چراغ خاموش حرکت کنم و در این زمینه فعالیت نداشته باشم. از ابتدای کار به من تهمت زدند که فیلمساز دولتی و سفارشی ساز هستم و به گونه ای از فیلم من حمایت شده. از سویی به دلیل اینکه یکی از دست اندرکاران وزارت ارشاد کتابی را که فیلم بر اساس ان ساخته شده دوست ندارد از من خواست فیلم ساخته نشود. وی ادامه داد: گرفتن پروانه ساخت فیلم حدود هشت هفته طول کشید و برخی از انها که از مضمون اثر اگاهی داشتند بر این اعتقاد بودند که این فیلم روحیه جنگ طلبانه مردم ایران را از بین می برد. انها به من اعتماد نمی کردند و قصد همکاری با کارگردان دیگری را داشتند. این فیلم به همت تهیه کننده پیش رفت و با همکاری و خلوص نیت همکاران تولید به نتیجه رسید. من به همه انهایی که به من تهمت زدند این توصیه را دارم که قبل از انجام کار همدیگر را مورد قضاوت قرار ندهیم. این کارگردان درباره نحوه داوری فیلم در جشنواره فیلم فجر توضیح داد: ۱۶ بهمن زمانی که جشنواره در حال برگزاری بود یکی از داوران جشنواره اعلام کرد فیلم جایزه نمی گیرد. باید بگویم مسئله مهم برای من ساختن فیلم است و من جایزه خود را از مردم هنگام اکران عمومی خواهم گرفت. جالب است بدانید برخی فیلمسازان برای شرکت نکردن در جشنواره با هم رقابت می کنند. از هم اکنون اعلام می کنم این اخرین حضور من در بخش رقابتی جشنواره فیلم فجر است. باز هم تاکید می کنم پیش از هر اتفاقی همدیگر را مورد پیش داوری قرار ندهیم و در جهت اصلاح همدیگر فعالیت کنیم. من همچنان اصرار دارم که عنوان فیلم " من قاتل پسرتان هستم" باشد و از ساختن فیلم خوشحال هستم. علی اکبری: در مدیریت فرهنگی کمبودهای زیادی داریم. محسن علی اکبری تهیه کننده پاداش سکوت در این نشست گفت:متاسفانه افراط و تفریط و تحجرگرایی در داوران امسال جشنواره فجر دیده شد. عوامل دست اندرکار تولید در این فیلم زحمت زیادی کشیدند و خیلی تلاش کردند. مدیران ما دچار فقر فرهنگی هستند و متاسفانه مدیر فرهنگی کم داریم که برای فرهنگ تصمیم بگیرد. من این موضوع را با جرات و به روشنی اعلام می کنم. پرستویی:برای جایزه بازی نمی کنم... پرویز پرستویی در پاسخ به تکراری بودن نقش خود اظهار داشت : ایرادی ندارد که من یک نقش را تکرار کنم. در تمام کشورهای جهان که به نوعی با جنگ در گیر بودند یک روز را برای بزرگداشت شهدای جنگ و افرادی تعیین می کنند که به نوعی در ان حضور داشته اند. من تمام شخصیت هایی که تاکنون در عرصه سینما تلویزیون یا تئاتر ارایه کرده ام را به مفهوم واقعی دوست دارم. من هیچ علاقه ای به بحث درباره داوری جشنواره فجر ندارم. زیرا این موضوع مسئله چندان مهمی نیست. من برای جایزه گرفتن و مشهور شدن کار نمی کنم. فقط می خواهم این کار دیده شود. والی: با گروه همدلی کار کردم... والی که نقش پدر یحیی را بازی می کرد راجع به حضور خود در این فیلم گفت: من نخستین کار سینمایی ام را با فیلم " گاو" شروع کردم. من بازیگرم و می خواهم کار خوبی ارایه کنم. به نویسنده و کارگردان این فیلم که با همدلی کار کردند تبریک می گویم و خوشحالم از اینکه با این قصه هماهنگ شدم. نظریه: از نامزدی ام شرمنده شدم... پریوش نظریه درباره بازی خود در پاداش سکوت عنوان کرد: من فیلم را تازه برای نخستین بار به صورت کامل دیدم و شرمنده شدم که با وجود بازیگران سرشناس و توانای فیلم من به عنوان یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگر در جشنواره امسال معرفی شدم. بانی فیلم ـ ۲۳ یهمن ۱۳۸۵ |+| نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 16 مرداد1386 و ساعت |
پرویز پرستویی از حیث کاراکترولوژی با قدی متوسط چهره ای منبسط گشاده و شش ضلعی با خطوط منحنی که با پر شدن صورت این خطوط عمق بیشتری یافته اند دموی مزاج محسوب می شود. بالاتنه ای سنگین و شانه هایی پهن دارد. همچنین بر اساس تقسیم بندی پروفسور شلدون پرستویی با کاراکتری فکری و دماغی و جمجمه نسبتا بزرگ و پیشانی پهن و متناسب و خوش نقش دارای تیپ اندیشه ورز است. فک پایین برجسته و دندان هایش برجسته می نماید. چهره اش بسیار حالت دار است. هنگامیکه با مخاطبش حرف می زند ده ها حالت را می توانید در صورت او مشاهده کنید. میمیک سمت چپ صورتش در حین صحبت پذیراتر است. به طور نمونه هنگامیکه لبخندی را از روی احساساتش بر لب می اورد گوشه سمت چپ دهانش کشیدگی بیشتری پیدا می کند. ایا کسی مانند او را می شناسید که بتواند در حالیکه غش غش می خندد ناگهان گریه کند؟! خنده ای بلند مقطع و عمیق و گریه ای با اشک هایی که از اعماق دل اسیب پذیرش برون فکنی می شود. معصومیت و طراوت کودکانه ای در صورت و به خصوص چشم هایش موج می زند که زاده طراوت روحش است. لذا به طور سلیس و روان قادر است نیروهای خلاقه خود را از دست دانش تکنیکی رها نموده و کاملا کودکانه به رویداد و کشمکش داستان واکنش نشان دهد. صورت شش ضلعی او گوشه دار است با پیشانی گونه و چانه بسیار برجسته . این تعاریف نشان از یک بازیگر دو وجهی دارد. بنابراین در سلوک بازیگری از تجدید و تغییر پیاپی شیوه های خلاقیت صحنه در رشد و بالندگی مهارت بازیگری خود سود می جوید که نمونه مثال زدنی این نوع بازی را در نقش " رضا مارمولک" شاهد بودیم. نقش و جایگاه ویژه عدد۲ در تاریخ تولد وی به خوبی گواه این مدعاست. او روز اوم از ماه تیر ( چهارمین ماه شمسی که ان هم مضربی از عدد ۲ است) دیده به جهان گشوده است. از سویی جمع افقی سال تولد وی ( هم شمسی و هم میلادی) نیز گواه این عدد است: ۲=(۱+۱)۱۱=۴+۳+۳+۱=۱۳۳۴ ۲=(۰+۲)۲۰=۵+۵+۹+۱=۱۹۵۵ در میان سه ناحیه اصلی چهره پرستویی ناحیه پیشانی رشد و انبساط خاصی پیدا کرده که معرف عشق ورزی اش به گسترش اندیشه و ادراکات وی نسبت به پیرامونش است. ذهن شفاف و متعالی او متوجه مفاهیم عمیق کاراکتر است. ذهن موشکافش که از پیشانی عقب رفته با خط پیشانی به شکل M گونه ان پیداست دلالت بر حافظه عالی وی دارد به سرعت قادر است نسبت به هرانچه که در پیرامونش اتفاق می افتد واکنش نشان دهد و شادی و یاس ـ وحشت و عاطفه ـ اندوه و جذبه را به سرعت جذب و در حافظه قوی خود ثبت کند. در بهره گیری از مشاهدات و تجربیات گذشته اش جهت درک هرچه سریع تر کاراکترهای مختلف بهره می جوید. درست همانند ائینه و دوربین است که تصاویر را دریافت و عینا منعکس می سازد. همه تجربیات او روی حلقه فیلم قلبش ثبت و نگهداری می شود. نمایان بودن سه خط افقی به موازات یکدیگر در مرکز پیشانی اش نشانگر ان است که توانایی های ذهنی بسیار نیرومند خود را توسعه داده و دائما در حال تحقیق و یادگیری در مورد مجموعه گسترده ای از موضوعات مختلف است. ابروانش دقیقا بر قسمت تحتانی استخوان ابرو واقع شده و این امر موجب گردیده تا ابروانش برجسته شده و چشمانش دارای عمق بیشتری گردند. ابروهایش کمی بهم پیوسته هستند و چنین به نظر می رسد که گویی اخم کرده اما این اخم تا حدی جالب است و به ادم بر نمی خورد. چنین خصوصیتی حاکی از ذهن خلاق و مبتکر اوست که می تواند خالق اندیشه ها و نقش های بدیع باشد. لذتی که از خلق چنین نقش هایی می برد شگفت انگیز است.
چشمان بی پیرایه و پاک و زلالی مانند چشمان کنجکاو یک کودک دارد که بازتاب پاکی ذهن اوست. چشمان هلالی پرستویی زندگی افرین است و تمام چیزهایی راکه با انها برخورد دارد باور می کند. مژه هایش بلند و فردار است که دلیل بر مثبت اندیشی استعداد قوی و حس رقابت جویی اوست. قادر است با کمترین نوع رفتار تمایزی مشخص را در معنای کنش ایجاد کند و بسیار ظریفانه انرا به تماشاگرش منتقل نماید. این موضوعی است که از گوشه چشمان نوکدار او قابل تعبیر است. و اما خطوط شیب دار و موج دار زیر پهلوی چشمانش حکایت از سختی هایی دارد که در طول سالیان سال متحمل شده است. بینی کوتاه و متوسطش در قسمت پل فرو رفته که نشان از انرژی و هوش فوق العاده او دارد. پرستویی با مهارت تمام قادر است نوعی دوگانگی احساسی را در سراسر نقش به جریان بیندازد و به حالت تخت و تک بعدی کاراکتر پرسپکتیو ببخشد. گوش های نسبتا بزرگ او دلالت بر هوش و استعداد و حس مسئولیت پذیری اش دارد. وی نیروی خلاقه اش را با مطالعه و تحقیق در طول نقش گسترانده و در اجرای خود همه چیز صحنه را در لحظه حال درک می نماید. از سرنخ هایی که از موقعیت های مختلف کاراکتر به دست اورده نقش را در لحظه خلق می کند. در حالیکه لب بالایی بسیار باریک و تقریبا ناپیداست لبهای باریک و راست او با خط موجی شکل میان انها مشخص گردیده اند . از جاییکه سمت چپ صورت به طور غریزی خوشحال و پذیراتر از سمت راست است لبخندهای او در سمت چپ بیشتر از سمت راست واکنش نشان می دهد تا جاییکه بر اثر مداومت در این ویژگی خط عمودی در بالای گوشه سمت راست دهانش نقش بسته است. چنین دهانی در گوشه ها به فرورفتگی عمیقی ختم شده که بر بازی برونگرایانه او صحه می گذارد. چانه بسیار برجسته و شکافدار وی که از فک مخروطی اش حاصل شده دلالت بر هوش و استعداد بالای او دارد. قدرت غریزی و خصوصیت عینی گرای وی در خطوط منحنی و نیم دایره زیر لب و خط عمودی شکافدار چانه اش نهفته است. پرستویی در نوع بازیگری عینی گرای خویش همواره به دنبال نمونه ای از کاراکتر خود در جامعه بوده بسیاری از این شخصیتها را در حافظه قبلی خود داشته و در این مواقع تنها به بایگانی بی نظیرش در ذهن خود رجوع می کند تا شناسنامه مورد نظر را بیرون بکشد و پس از ان مدتی با پرسوناژ به گونه ای همذات پندارانه زندگی می کند تا حدی که دیگر هویتش با کاراکتر قابل تفکیک نباشد. شباهت ها:
به دلیل شخصیت منحصر به فرد پرویز پرستویی نمی توان بازیگری با خصوصیت وی یافت. اما در میان همتایان خارجی اش شاید بتوان ارتباطی با فارست تاکر و باب فاسی پیدا کرد. پرستویی از حیث سال تولد (سال بز ) با تاکر دارای وجه اشتراک است. علاوه بر ان جمع افقی سال تولد تاکر نیز همانند پرستویی مطابق عدد ۲ است: ۲=(۰+۲)۲۰=۹+۱+۹+۱=۱۹۱۹ وجود نام فیلم ادم برفی منفور (۱۹۵۸) در کارنامه بازیگری تاکر و بازی پرستویی در فیلم ادم برفی را هم به این شباهت ها بیفزایید. چنین وجوه مشترکی شکل بیرونی یافته و تاحدودی در چهره ایشان خصوصا در نواحی فک ـ لب ها ـ بینی ـ خطوط فالینگی که از بینی تا گوشه لب ها امتداد یافته و به طور کلی فرم شش ضلعی صورت انها نمایان شده است. از سویی روز تولد باب فاسی با پرستویی یکی است و همین موضوع موجب شباهت هایی در چهره این دو بازیگر خصوصا چانه شکافدار انها گشته است. ایا می توان ادعا نمود این شباهت ها اتفاقی است؟! نوشته حسین محبی ـ نقش افرینان ـ شماره تیر |+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 11 مرداد1386 و ساعت |
رئیس ... رئیس که می گفتن اینه ؟؟؟
اقای کیمیایی در مصاحبه های اخیرشان برای اخرین ساخته شان هرجا که باب صحبت باز شده اشاره می کند که برای زمانه امروز و نسل فعلی این فیلم ( رئیس ) را ساخته. سوال : زمانه ما چگونه است ؟ پاسخ: اکنون زمانی است که بنزین در این مملکت سهمیه بندی شده ـ اقایی که الگانس دارد با عمویی که یک وانت زر زری دارد هر دو به یک اندازه از بنزین سهم دارند ( البته اگر اما و اگرها را بی خیال شویم که الگانس سوار بتواند از راههای غیر قانونی و استفاده از بنیه مالی اش سهمیه بیشتری داشته باشد).همچنین کشور ما صاحب علم فن اوری هسته ای شده و به باشگاه هسته ای ها پیوسته. اینترنت همه لایه های زندگی مردم را پوشش داده و تعداد موبایل موجود در دست مردم از تعداد خود افراد هم بیشتر شده. ماهواره هم که برای خودش داستانی دارد. این از زمانه ما... سوال دوم : نسل فعلی چه کسانی هستند؟ پاسخ :نسل فعلی ان پسرک کوله پشتی حمل کنی است که در کوله اش پر است از کارت هایی که او وظیفه پخش انها را بعهده گرفته و باید تا خورشید غروب نکرده همه را تمام کند. نسل فعلی ان دختری است که به سودای زندگی انچنانی در تهران از اقامتگاهش کوچ می کند و وارد این شهر هزار تو می شود و پس از مدتی جسد تکه تکه شده اش که در یک چمدان جاسازی شده و یا در یک چاه عمیق از ساختمان نیمه ساز افتاده پیدا می شود. نسل فعلی ان جوانک دانشجویی است که با رتبه خوبی در یک دانشگاه پایتخت قبول شده اما مجبور است شب را با یک دانه تخم مرغ سر کند و پولش را نگه دارد تا فلان کتاب فلان درس را که فلان استاد دستور خریدش را داده تهیه کند. نسل فعلی ان زن تنهایی است که با داشتن سه بچه مجبور است سر سال خانه اجاره ای اش را عوض کند و مثل گربه بچه هایش را به دندان گیرد و از این سر شهر به ان سر شهر رود تا شکم انها را سیر کند انهم از مسیر ابرومندانه تا همان بچه ها در اینده سر از بهترین دانشگاهها در اورند دکتر و خلبان و استاد شوند و.... حال نگاهی به فیلم کنیم . این زمانی که در فیلم نشان داده می شود چه تاریخی است ؟هزار و سیصد و چند است؟ شاید هزار و چهار صد است... اما نه ظاهرا زمانه خود ماست چون قهرمانهای فیلم یک جا می روند و در یک سینمای متروک می نشینند اشک می ریزند و ساندویچ میل می کنند. این ادمها کیستند؟ سیامک کیست؟چرا ما باید برایش دل بسوزانیم. او که از ان خانواده کج و کوله بوده حال به این روز افتاده. اینهمه فرزند که سایه پدر یا مادر را به هزار دلیل بالای سر ندارند ایا همه خلاف کارند و سر از باندهای مخوف در اورده اند؟ پدرش کیست؟ او که سالها ایرا ن نبوده و حال تازه یادش افتاده که راستی انگار یک زمانی به ثبت احوال محله شان رفته و شناسنامه کودکی را ثبت کرده که نام فامیل خودش را یدک می کشد و بلند شده هلک هلک امده ایران که مثلا بشود قهرمان فیلم و مردم برایش هورا بکشند؟ اقای کیمیایی باید بدانند که این مردم خیلی وقت است دست از هورا کشیدن برداشته اند اکنون زمان هو کردن رسیده است. فرشته معتاد است به تماشاچی چه ؟ شهر پر است از گنگستر ؟ راستی!...؟ کو کجاست که ما نمی بینیم ؟این رئیس دیگر چه جور جانوری است که ۱۵ دقیقه مونولوگ می گوید اسمان ریسمان بهم می بافد قصه زندگی نشنیدنی اش را مثل پتک بر سر تماشاچی بخت بر گشته می کوبد که در اخر تماشاچی هم برای به درک واصل شدنش کف بزند؟ این جماعت برای این چشم بندی ها هیچ گاه کف نخواهند زد. ازهمه بامزه تر ان طلای حیران و ویلان است که وسط فیلم تلوتلو می خورد و نمی داند باید چه بکند و چه بگوید؟ اقای کیمیایی خیلی از زمانه پرتند. زندگی در بلندترین برج الهیه و قطع ارتباط با وسایل ارتباط جمعی وطنی و تماشای ماهواره بجای تلویزیون خودمان و نبودن در میان مردم از ایشان شخصیتی ساخته که شهری را که در ان روزهایش راشب و شبهایش را صبح می کند را هم نمی شناسد. وای برچنین ادمی اگر فیلمساز هم باشد. |+| نوشته شده توسط شیرین در جمعه 5 مرداد1386 و ساعت |
مینی بیوگرافی رضا یزدانی: متولد ۱۳۵۲ تهران - فارغ التحصیل رشته چوب و کاغذ - متاهل و دارای یک فرزند دختر - خواننده راک
با کسب دومین تجربه ی سینمایی با کیمیایی چه تصمیمی برای فعالیت های اینده داری؟ طبعا فعالیت در زمینه ی البوم های راک را ادامه می دهم و در صورت وجود موقعیت های مناسب در کنار ان به فعالیت سینمایی هم خواهم پرداخت. پیشنهاد " حکم " و " رئیس " را به خاطر فضا و داستان انها قبول کردی یا به دلیل حضور کیمیایی در سمت کارگردان؟ هرچند به ابن نوع فیلم ها علاقه مند هستم اما به خاطر همکاری با اقای کیمیایی بود که پذیرفتم. ابن دو تجربه را چطور ارزیابی می کنی؟ در کل راضی کننده بود. بهر حال شروع کارم در سینما با کسی مثل اقای کیمیایی بوده. خب اقای کیمیایی از هر جهت هم شناخته شده هستند هم قابل احترام. سرسختی های ایشان در فعالیت هایش جالب توجه است. جالب اینکه موسیقی را هم به خوبی می شناسند. اولین تجربه های سینمایی ات با مسعود کیمیایی بود این موضوع در روند انتخاب های اینده ات چه تاثیری دارد؟ برای من کار مهم است. خیلی از کارگردان های جوان هستند که کارهای خوبی ارائه می دهند. مگر چند کارگردان نامی و قدیمی داریم که سابقه ی درخشان و پویایی دارند؟ اقایان کیمیایی ـ بیضایی و مهرجویی مگر در طول سال چند فیلم می سازند؟ من در یک فیلم کوتاه به کارگردانی مسعود بهارلو هم همکاری کردم که اولین تجربه ی ساخت و تنظیم موسیقی متن فیلم برای من بود. لازم به ذکر است که برای ساخت این موزیک فیلم با اقای کیمیایی مشورت کردم . خب من تا ان زمان هنوز چنین تجربه ای کسب نکرده بودم. و نظر کیمیایی چه بود؟ تشویق ام کرد و گفت : کسی که سراغ تو را می گیرد حتما فیلم اش حرفهای گفتنی ای هم دارد!
البته کیمیایی پیش از این هم از تو تعریف کرده بود و تو را با مرحوم فرهاد مقایسه کرد. ایشان به من لطف دارند. اما جمله ی ایشان چیز دیگری بود. اصل جمله را به یاد داری؟ "بعد از فرهاد ـ رضا موتوری و گوزن ها ـ رضا یزدانی با شعر یغما گلرویی می اید. صدای رضا یزدانی صدای نسل امروز ماست" این اصل جمله است... رئیس را چگونه دیدی؟ فیلم خوبی است..! من در زمان ضبط اکثر سکانس ها حضور داشتم. خیلی از صحنه ها می توانست به فیلم اضافه شود. متاسفانه وقت کم به این فیلم بسیار لطمه زد. از " هیس " بگو ... این البوم ۹ تراک دارد. اهنگسازی ـ تنظیم و خوانندگی این البوم بر عهده خودم بوده. در این البوم از ترانه های ماندگار دوست خوبم یغما گلرویی استفاده کرده ام و موسسه دارینوش هم تهیه کنندگی انرا بر عهده دارد. عمده فعالیت هایت در زمینه ی موسیقی راک است؟ نه همان طور که صحبتش شد در دو فیلم بلند حکم و رئیس از مسعود کیمیایی و فیلم کوتاه " مرثیه برای ژاله و قاتلش " از مسعود بهارلو همکاری داشته ام که البته در حکم و رئیس فقط موسیقی تیتراژ پایانی را ساختم. ساده ترین تعریفی که برای راک داری چیست؟ راک موسیقی ای است که بسیاری از مضامین اقتصادی ـ اجتماعی ـ عشقی و ... را در بر می گیرد. در واقع دری است که رو به شناسایی مشکلات و تمام مسائل زندگی باز می شود تا تمامی زوایای پنهان و اشکار زندگی رابرای ما بازگو کند. برخی از مخاطبان موسیقی سیاه بودن راک را بزرگترین مشکل شان با این سبک می دانند. در این زمینه چه نظری داری؟ سیاه ؟! نه اشتباه نکنید. تنها گناه راک قدرت و فضای مانورش است. راک در همه ی زمینه های فکری قابل اجراست و در ضمن شاخه های فراوانی دارد مثل راک اندرول که نوعی موسیقی شادی و رقص است. کجای راک اندرول سیاه است من نمی دانم. انها که مشکل دارند یا راک را نمی شناسند یا راک برای خود انها ایجاد درد سر می کند. حداقل بودن مخاطبان راک در ایران به چه دلیل است؟ کشور ما فضای فرهنگی و هنری خاصی دارد. خب نمی توان سلیقه را به مخاطب اجبار کرد. البته اینکه تریبون در اختیار این سبک قرار نمی گیرد هم یکی از اصلی ترین دلایلی است که در بین مخاطب عام و سبک راک فاصله ایجاد شده. موسیقی راک و دوستدارانش اگر در این فضای فرهنگی ازادی عمل بیشتری داشته باشند می توانند خود را بهتر به مخاطب ها معرفی کنند. همین نبودن تریبون باعث شده که مخاطب حتی یک اشنایی سطحی هم با راک پیدا نکند. کسی به یک مهمانی دعوت می شود و مجبور است کت و شلوار بپوشد. اگر ان شخص به اداب استفاده از کت و شلوار اشنایی نداشته باشد نمی تواند از ضیافت استفاده کند و تمام مدت عذاب می کشد. خب اگر مخاطب راک را نشناسد شاید حتی یک لحظه هم نتواند انرا تحمل کند. رادیو و تلویزیون می توانند بیشترین کمک را به راک کنند. خب درست است که طرفداران راک حداکثر نیستند اما کم هم نیستند. در پایان چه صحبتی داری؟ از مسئولین تقاضا دارم که جلوی موسیقی های بی پایه و اساس و غیر علمی را بگیرند. برخی از البوم های ساخته شده به هیچ عنوان بار علمی ندارند و مخاطب های عزیز هم با بی اهمیتی به این اثار سبک می توانند به روند رو به رشد موسیقی کشور کمک کنند. باعث خوشحالی من است که مخاطب ها نظرات شان را از طریق ایمیل ام در سایت به من منتقل کنند.www.rezayazdani.com هفته نامه سینما ـ ۲۵ بهمن ۱۳۸۵ |+| نوشته شده توسط شیرین در جمعه 5 مرداد1386 و ساعت |
تفاوت های بسیار دارد... اصلا ان یک فیلم نوشت دیگر بود و حال وهوای دیگری داشت اما هسته ی معنایی ان که شکل ایینی "رئیس"بود تغییر زیادی نکرده است. من از علی رضا زرین دست شنیده بودم که "رئیس"یک جورهایی از شاهنامه وام گرفته شده است...یعنی مثلا رابطه ی پدر و پسر "رئیس " بنا به تعبیری همان رابطه ی رستم و سهراب است... بله...تمام تلاش مان را کردیم تا بخشی از دیدارهای شاهنامه انطباق پیدا کند با دیدارهایی از "رئیس"!این اتفاق در هستی فیلم می افتد نه این که رستم یا سهراب را ببینید ! نتایج "رئیس" نتایجی هستند که شما را به سمت شاهنامه می برند. چرا تصمیم گرفتید یک داستان مدرن و امروزی را با کهن الگوی شاهنامه انطباق دهید؟ این انطباق خود به خود صورت می گیرد...چرا که تمامی داستان ها در ادوار مختلف با اجراهای متفاوت روایت شده اند. این قضیه قرار است کارکرد فرامتنی ای داشته باشد؟یعنی در نهایت قرار است بیننده را ارجاع بدهد به یک معنا و تاویل خاصی؟ نه... پس فقط به خاطر شباهت داستانی این اتفاق می افتد؟ بله... از فیلم "حکم" وارد فاز جدیدی از فیلم سازی شدید ... یعنی شروع کردید به ساخت فیلم ژانر گنگستری... که ظاهرا"رئیس" هم در همین ژانر ساخته شده... چون تماشاگر ایرانی با توجه به روحیه اش و فضای جامعه اش نمی تواند فضای گنگستری را باور کند کاراکترهای گنگستر "حکم" را هجو کردید تا به این واسطه بتواند با فیلم ارتباط برقرار کند... این شوخی ای است که در پوسته ی این دو اثر هست... در "رئیس" هم این هجو کردن وجود دارد؟ بله... اما در رئیس به شکل دیگری اتفاق می افتد. این شوخی در هر دو فیلم خیلی زود به جراحت و خون ریزی تبدیل می شود... برای این که وارد لایه های جامعه می شویم. این نوع نگاه در "رئیس" به شکل شکافنده تر و سینه بازتری می افتد... یعنی این طور نیست که نشانه ها از پشت یک سری معنا هایی که دوباره مفهوم به خودشان گرفته اند ظهور بکند. در " رئیس"تالیف منطقه ای اثر اجرا می شود بدون هیچ زوائدی! مولفه ها و نشانه های ژانر گنگستری در همه ی فیلم هایتان دیده می شد اما هیچ وقت فیلم خود این ژانر را نساختید تا... افرین ... افرین... تا فیلم " حکم" که اولین فیلم ژانر گنگستری تان بود... این مولفه ها در تمامی فیلم های پیش از حکم وجود داشتند اما ان فیلم ها هیچ کدام گنگستری نبودند... حتی در فیلم "خاک" هم که داستان اش در روستا می گذشت رد پای این ژانر حس می شد! کاملا ... کاملا... یعنی ذات این نوع سینما حس می شد. درست است ک فضای "خاک روستایی ست اما ذات اش متعلق به جریان دیگریست. این نشانه های مشترک گویای تعلق خاطرتان به این ژانر است...؟ بله... فرامرز قریبیان خیلی از فیلم رئیس تعریف می کرد...می گفت بهترین فیلم کیمیایی ست... ممکن است... باید دید و نظر داد. علت خاصی داشت که در این چند ساله با فرامرز قریبیا ن کار نمی کردید؟ فرامرز بازیگر فوق العاده ایست و به نظر من در ایران همتا ندارد!این را هیچ کس تا به حال در مورد او نگفته...یا کم تر گفته ... یا خیلی دیر به دیر گفته ... به همین دلیل من همیشه صبر می کنم و موقعی از فرامرز استفاده می کنم که بتواند همان فرامرزی باشد که مد نظر من است. ان موقع است که برای فرامرز نقش می نویسم. با توجه به شناختی که از او دارم می دانم که وقتی نقشی را برای او می نویسم ...او با چه توانی انرا اجرا خواهد کرد. پس نقش رضا ( پدر سیامک ) را از اول برای فرامرز قریبیان نوشته بودید؟ بله... برای ان یکی کاراکتر رضا هم از ابتدا امین تارخ را مد نظر داشتید و نقش می نوشتید؟ موقعی که انرا می نوشتم نمی دانستم قرار است چه کسی نقش اش را بازی کند. امین تارخ در " رئیس" بسیار خوب بازی کرده و همین طور لعیا زنگنه...
از بازی پولاد در این دو فیلم اخر راضی هستید؟ من اینده ی خیلی خو بی را برای پولاد می بینم. او کم کم دارد به بازیگر دل خواه من تبدیل می شود! پولاد به خصوص در "رئیس "توقع من را براورده کرد. مهناز افشار را به دلیل اوجی که اخیرا در بازیگری و در گیشه گرفته انتخاب کردید؟ نه...نه...فقط به خاطر اینکه خیلی به نقش نزدیک بود. چرا سکانس اخر فیلم برداری را علی رضا زرین دست نگرفت؟ او با تولید درگیری پیدا کرد...متاسفانه...من کار علی را نپسندیدم ...و با دو تا فیلم بردار دیگر دو سکانس باقی مانده را فیلم برداری کردم. اکبر ناظمی و ان یکی...؟ حسین ملکی. چرا اکبر ناظمی هر دو سکانس را فیلم برداری نکرد؟ چون مسافر بود و از ایران رفت...!رفت کانادا محل زندگی اش ...اگر در ایران می ماند قطعا هر دو سکانس را می دادم خودش بگیرد. در این چند فیلم اخر مدام تدوین گر عوض کرده اید... خرقه پوش در "رئیس" کارش را بسیار عالی انجام داده ... می خواستم بگویم با توجه به رضایتی که از جعفر پناهی داشتید چرا مونتاژ رئیس را هم به او واگذار نکردید؟ چون خودش ظاهرا درگیر فیلم بود... این را هم بگویم که کار جعفر پناهی تدوین نیست او خیلی به من لطف کرد که حکم را مونتاژ کرد! در مورد مصطفی خرقه پوش هم باید بگویم که بهترین مونتوری ست که در دوره های اخیر دیده ام. او وجود عزیزی برای من دارد. بسیار باسواد است فیلم زیاد می بیند دید خوبی دارد مطالعه ی غیر سینمایی هم زیاد می کند. مسعود بهارلو ـ هفته نامه سینما - ۲۵ بهمن ۱۳۸۵ |+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 4 مرداد1386 و ساعت |
قرمز با وجود تمام انتقادها و نظرات بعضا متناقضی که در زمان اکرانش در باب ان گفته شد فیلم موفقی بود اثری دلهره اور با فیلمنامه ای دقیق و مبتنی بر تعلیق و غافلگیری توامان. پارک وی بازگشت جیرانی به چنین سینمایی است. تریلری روانشناسانه و مبتنی بر تعلیق . دختری دانشجو از طبقه ای مرفه بطور اتفاقی با پسری اشنا می شود و علی رغم نا متعارف بودن وی و مادرش با کوهیار ازدواج می کند. پسر که مبتلا به یک بیماری روانی خطرناک است رها را در خانه زندانی کرده و به شدت اسیب بدنی می زند. تلاش خانواده رها برای نجات او به مرگ پدر می انجامد. رها که دچار جنون شده سعی در انتقام گیری از کوهیار می کند.
پارک وی فیلمی متعلق به ژانر است. جیرانی تمام تلاش خود را برای حرکت در محدوده ژانر نموده است اما نکته اصلی اینجاست که ایا تعلق به ژانر فی نفسه معنایی ارزشی در بررسی یک اثر دارد؟ پاسخ به این سوال البته منفی است. چرا که در درجه اول هیچ ژانری ان قدر بسته نبوده و از لحاظ تعریف و تعیین چهارچوب باز است که فیلمی صرف نزدیکی به ان الگو حکم توفیقی را داشته باشد. طیف گسترده و بعضا متباین اثاری که در قالب این تعریف می گنجد خود دلیلی بر این مدعاست . از سوی مطابق حکم هر چیزی خوش خوب است می توان ادعا کرد که در هر ژانری فیلم خوب وبد وجود ندارد همان باور که می شود قرمز را نمونه ای موفق و پارک وی را اثری نا موفق در چنین الگویی لقب داد. اما چرا پارک وی تریلری موفق نیست ضعف فیلمنامه اصلی ترین دلیل این عدم توفیق است. فیلمنامه روایت کلاسیکی دارد با معرفی شخصیتهای اصلی و فرعی و ازدواج کوهیار و موقعیت متعادل اولیه طرح می شود با بازگشت رها به خانه کوهیار و گروگان گرفتن او موقعیت متعادل ثانویه شکل می گیرد. شروع خوب و ریتم مناسب اثر در دقایق ابتدایی پس از سی دقیقه دچار افت می شود. تلاشی برای نمایش غیرعادی بودن کوهیار در حالیکه در همان سکانس های اولیه هم بیننده کاملا به این درک رسیده است چیزی جز تلف کردن وقت نیست. رابطه علت و معلولی روابط قانع کننده نیست. بعضی از کاراکتر ها در فیلمنامه جا نمی افتد مثل دو پلیس حاضر در سکانس هاس پایانی و کلفت کرولال خانواده . بسیاری از دیالوگها هم خام ضعیف هستند تا جایی که بعضی اوقات اسباب مطایبه و طنز را برای بیننده فراهم می اورد. "مشرقی " پارک وی هم از جمله این کاراکترهایی است که در چارچوب فیلمنامه کارکرد مناسبش را نمی یابد. اناهیتا نعمتی هم نتوانسته به این نقش هویتی ببخشد . بازی ها هم بویژه در مورد بازیگران نقش های فرعی قابل قبول نیست هرچند که نیما شاهرخ شاهی و رعنا ازادی ور نقش های دشوارشان را به خوبی ایفا کرده اند. نویسنده : اشکان راد ـ بانی فیلم ـ۲۱ بهمن ۱۳۸۵ |+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 4 مرداد1386 و ساعت |
روز سوم را در درجه نخست می توان محصول کار یک گروه کاملا حرفه ای در سینمای ایران فرض کرد. از فیلمساز گرفته تا دیگر عوامل که توانایی به سر انجام رساندن چنین پروژه ای سنگین را در فرصت کوتاه داشته اند. از این مسایل که بگذریم روز سوم کارگردانی بسیار خوبی دارد. پرداخت سینمایی فیلم در مجموع از کیفیت مطلوبی برخوردار است. صحنه های جنگی فیلم اغلب اجراهای خوبی داشته اند بویژه اینکه فیلم دارای صحنه های زد و خورد زیادی است که عمدتا نیز صحنه هایی شلوغ و پرجمعیتند. اکثریت قریب به اتفاق بازیگران فیلم به شکلی موفق به ایفای نقش های خود پرداخته اند بویژه سه بازیگر اصلی فیلم و در میان انها حامد بهداد که همچنان استعدادی کم نظیر در سینمای ایران می نماید. علاوه بر او می توان اشاره داشت ایا انتظار ایفای نقشی این چنین در خور اعتنا از پوریا پورسرخ می شد داشته باشیم ؟ نکته ای که بی شک ریشه در کیفیت خود فیلم و توانایی های سازنده ان در ایجاد بستری بوده است که برای بازیگران جای کار روی نقش هایشان داشته باشد.
علاوه بر برخورداری از یک پرداخت سینمایی خوب روز سوم از فیلمنامه ای با خط ربط درست داستانی نیز برخوردار است فیلم به عنوان اثری داستانگو اوج و فرود درستی هم دارد. شخصیت ها به خوبی پرداخته شده اند رابطه ها قابل قبول از کار درامده بنابراین نه تنها موقعیت های پذیرفتنی را پیش روی مخاطب می گذارد بلکه دارای کشش و جذابیت داستانی نیز هست تماشاگر را از لحظه ای که فیلم اغاز می شود تا لحظه ای که تیتراژ پایانی فیلم روی پرده نقش می بندد برای لحظه ای ارام نمی گذارد. نویسنده :نیره رحمانی ـ بانی فیلم ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ |+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 4 مرداد1386 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() دوستان سلام. این وبلاگ قرار است به برنامه های سینما و تلویزیون نیم نگاهی داشته باشدو هر جا لازم بود انها را نقد کند .امیدوارم از مطالعه ان لذت ببرید و نظرات خود را به نویسنده منتقل کنید.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 آرشيو موضوعی
نقد پارک وینقد روز سوم ( تکخال در استین) گفتگو با مسعود کیمیایی به بهانه رئیس گفتگو بارضا یزدانی نقد فیلم رئیس پرویز پرستویی زیر ذره بین گفتگو با مازیار میری به بهانه پاداش سکوت گفتگو با سروش صحت کارگردان چارخونه یک کمدی شلوغ( نقد فیلم قاعده بازی ) مرد هزار چهره ( کارنامه اکبر عبدی در یک نگاه ) یادداشت ترانه سراهای سنتوری داغ داغ داغ ...اخرین کار کیارستمی خبری از اخرین فعالیت سامان مقدم شرطهای ساخت مستند احمدی نژاد برای استون بدون شرح... عکسهایی متفاوت از یانگوم خداحافظی باشکوه با پاواروتی بزرگ یادداشتی از منیژه حکمت نتایج جشن خانه سینما گفتگو با عوامل سریال میوه ممنوعه نظرسنجی ماه رمضان انتخاب نماینده ایران برای اسکار 2008 نقد میوه ممنوعه سریال اغما ناگفتنی های سریالهای رمضان اسکار 2008 اخرین خبر درباره سریال چاخونه نگاهی به سریال تازه ابراهیم حاتمی کیا کمی هم از سینما مجری شب شیشه ای شایعات را بررسی می کند میلانی در تلویزیون درباره اشپزی جواهری در قصر نگاهی به روزهای پایانی نمایش چارخونه نگاهی به فیلم جدید لطیفی نگاهی به فیلم اتوبوس شب به بهانه نمایش فیلم گاو از صد فیلم شروع روزگار قریب کلاه قرمزی و پسرخاله و درخت گلابی نگاهی به سریال ساعت شنی خبرهایی از ده نمکی_ کیمیایی و جشنواره فجر پرفروش ترین فیلمهای سال 2007 میلادی افتتاح سینما ازادی گل شیفته فراهانی و محمدرضا گلزار جشنواره فیلم فجر و گامهای تازه فهرست 23 فیلم بخش سینمای ایران تصمیمات کبرای مسئولان برای حل مشکلات فیلمهای روز اول جشنواره اعلام شد ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟(1) ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟(2) ماراتون دریافت سیمرغ بازیگری چرا در فیلمهای امسال همیشه پای زنها در میان است؟ بیشترین نامزدی سیمرغ برای اواز گنجشکها ایستگاه اخر: برندگان جشنواره یادداشتی بر " به همین سادگی " درباره سریال یک مشت پرعقاب عامل اصلی قاچاق سنتوری دستگیر شد اکران نورزوی سینماها مهمترین اتفاقات سینمایی سال 1386 بهاریه مرد هزار چهره دایره زنگی دو مطلب درباره آژانس شیشه ای و حمید فرخ نژاد اخباری از افزایش بلیت سینماها، جشنواره کن... سریال شهریار دعوت حاتمی کیا اخباری از ده نمکی و افخمی سریال مرگ تدریجی یک رویا پابرهنه در بهشت به بهانه تولد استن لورل فوتبال زنده انعکاس پيوندهای روزانه
دل گویه های منهنر به روایت دیگر برای حامد بهداد خیلی دور خیلی نزدیک آرشيو پیوندها پيوندها
صدا...دوربین...حرکتسایت سعید شهروز سایت ابراهیم حاتمی کیا سایت بنیامین بهادری سایت ماهایا پطروسیان سایت باران کوثری سایت محمد رضا گلزار سایت پانته ا بهرام سایت هانیه توسلی سایت بهرام رادان سینما در منطقه ممنوعه تاریخ و سیاست در سینما دونده سینمای نوین ایران MASSOUD MEHRABI هواداری از ترانه علیدوستی و زمین جایی برای دوزخیان نبوده خبرگزاری پرشین استار سایتها و وبلاگهای سینما ستارگان سینما و تئاتر اپیزود سوم کارگاه نقد فیلم مهر چیزی شبیه روزنامه وبلاگ اختصاصی حامد کمیلی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |