تبليغاتX
صدا ... دوربین ... حرکت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
اسکار ۲۰۰۸ ٬ دو هفته فرصت برای معرفی نماینده ایران...

اکادمی اسکار تیر ماه اعلام کرد فرمهای شرکت کننده در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی اسکار باید تا اول اکتبر٬ ۱۰ مهر ماه از سوی کشورهای متقاضی به این اکادمی ارسال شود ٬ به این ترتیب سینمای ایران فقط دو هفته فرصت دارد تا نماینده احتمالی خود را به اسکار معرفی کند. این در حالی است که هنوز خبری از تشکیل جلسات کمیته انتخاب نماینده ایران برای معرفی به مراسم اسکارنیست.

سخنگوی خانه سینما درباره وضعیت تشکیل جلسات اکادمی اسکار در سال ۸۶ به ایسنا گفت : بنیاد سینمایی فارابی هنوز به ما اطلاعی نداده است. معلم در عین حال متذکر شد ما با شیوه معرفی فیلم به اسکار که سال گذشته اتفاق افتاد مشکل داریم و همان طور که شاهد بودیم با یک وضعیت اشفته ای اینکار انجام شد و عده ای از افرادی که به این جلسات معرفی شدند حضور پیدا نکردند.

سینمای ایران تاکنون موفق به دریافت اسکار خارجی نشده است اما فیلم " بچه های اسمان" ساخته مجید مجیدی که در سال ۱۳۷۷ با عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی شد برای اولین بار در جمع نامزدهای بهترین اسکار غیر انگلیسی زبان در سال ۱۹۹۹ انتخاب شد.

                   

             

سالها پیش برای نخستین بار وزارت فرهنگ و هنر وقت در سال ۱۳۵۶ فیلم " دایره مینا" ساخته داریوش مهرجویی  را به اسکار معرفی کرد و پس از ان فیلم " باد صبا" ساخته البر لاموریس به عنوان نماینده ایران در سال ۵۷ راهی اکادمی اسکار شد.

سینمای ایران به مدت ۱۶ سال نماینده ای به اسکار معرفی نکرد تا سال ۱۳۷۳ که فیلم" زیر درختان زیتون " ساخته عباس کیارستمی معرفی شد و سپس در سال ۱۳۷۴ " بادکنک سفید " به کارگردانی جعفر پناهی . سال ۷۵ هیچ فیلمی معرفی نشد .

    

    

۷۶ " گبه " محسن مخملباف ٬ ۷۷ " بچه های اسمان " مجید مجیدی ( جزو نامزدها قرار گرفت) ٬ ۷۸ " رنگ خدا " مجید مجیدی ٬ " زمانی برای مستی اسبها " بهمن قبادی ٬ ۸۰ " باران " مجید مجیدی ٬ ۸۱ " من ترانه ۱۵ سال دارم " رسول صدر عاملی ٬ ۸۲ " نفس عمیق" پرویز شهبازی٬ ۸۳ " لاک پشتها هم پرواز می کنند " بهمن قبادی ٬ ۸۴ " خیلی دور خیلی نزدیک " رضا میر کریمی و ۸۵ " کافه ترانزیت " کامبوزیا پرتوی . ۸۶ "........." ؟؟؟؟؟؟؟؟

                         

                         

                       

                      

                    

                    

 

                      

    

                         

                        

 

|+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 29 شهریور1386 و ساعت  | 
نظرسنجی :

بنظر شما کدام یک از این چهار سریال تا پایان ماه مبارک رمضان بیشتر مورد اقبال قرار خواهند گرفت؟ ( از طرف مردم و از طرف منتقدان )

۱-اغما

 

۲- میوه ممنوعه

                 

                 

۳- یه وجب خاک

۴- شکرانه

 

توجه:بعضی از دوستان به نحوه نظرسنجی اعتراض داشتند که چرا از طریق سایت وبگذر یا نظایر ان برگزارنشده علت این است که من خواستم دوستانی که مایلند درباره نظرشان توضیحی هم بدهند دستشان باز باشد خب اینم یه جورشه در ضمن عکس هم که دوست دارید هم داره ...بده؟؟؟

|+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت  | 
چگونه شاه لیر شیخ صنعان شد....

 

میوه ممنوعه که از روز پنجشنبه با پخش از شبکه ۲ سیما مهمان خانه ها شد را شاید بتوان بنا به توصیف کارگردانش حسن فتحی راوی ادمهای خاکستری دانست.ادمهایی که این بار در قلب یک داستان به محک ازمایش گذاشته می شوند تا درجه ایمان هر کدام برای خودشان رقم بخورد.داستانی که در لایه های پنهانش به دو اسطوره و کهن الگوی غربی و شرقی نیم نگاهی می اندازد. شاه لیر غربیها و شیخ صنعان ما شرقی ها.

عشق عمیق و قلبی دختری به پدرش در شاه لیر و لرزش دل و خطای عرفی شیخ صنعان شرقی ها به وام گرفته شده تا در هزار توی خود روایتگر مجموعه ادمهایی شوند که هر کدام از انها ادمهای واقعی جامعه امروزند پا در گذشته دارند و واقعیت در جامعه امروز با هزار توی غریبش.

عفیفه درباره طرح کلی داستان می گوید: پیام اصلی داستان این است که ادمها بتوانند مرزی بین ایمان قوی و واقعی و ایمان الوده به ریا ترسیم کنند و ان را بشناسند.

عفیفه بکر بودن موضوع سریال را مهمترین ویژگی ان می داند و درباره اینکه ایا ممکن است تشابهی با سریالهای سالهای قبل وجود داشته باشد هم می گوید: الان درباره اینکه ایا تشابهی هست یا نه حضور ذهن ندارم اما اگر هم چنین اتفاقی بیفتد شباهت مضمونی است نه شکلی. میوه ممنوعه داستان فردی متدین است به نام حاج یونس که علی نصیریان عهده دار ان است و امیر جعفری که تا به حال بیشتر در کارهای طنز او را می شناختیم و می دیدیم این بار در یک نقش جدی حضور دارد. او در نقش جلال پسر حاج یونس تا به حال خوش درخشیده داست.

 

فتحی مهمترین ویژگی میوه ممنوعه را همان تم اشنای ان میداند: این داستان دو تم اشنا داشت که من هر دوی انها را دوست داشتم. دو خط داستانی پنهان در لایه های ان ٬ شاه لیر و شیخ صنعان. دو اسطوره غربی و شرقی. این داستان با تم شاه لیری شروع می شود و کم کم شیخ صنعانی می شود. دو تم غربی و شرقی که به نظرم هر دو جذاب هستند ٬ سوژه هایی همه زمانی و همه مکانی که تا ادمها و عشق هست اینگونه سوژه ها قابلیت ارائه نمایشی دارد من این تلفیق داستان گونه را دوست داشتم و به فکر و ایده و دغدغه هایم هم نزدیک بود.

او درباره انتخاب اسم داستان " میوه ممنوعه " می گوید : فکر کنم پیشنهاد اولیه اسم از طرف اقای عفیفه بود که به نظرم اسم خوب و با مفهومی است . روابط عاشقانه از دو منظر مورد اشکال قرار می گیرد. یکی منظر و دید شرعی است ٬ یکی منظر عرفی. رابطه ای که در سریال ما اتفاق می افتد از منظر شرعی ایرادی ندارد اما از نظر عرفی و هنجارهای اجتماعی و فرمهای قابل قبول در جامعه سازگاری ندارد و از همین جهت اسم میوه ممنوعه انتخاب شد.

|+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت  | 
بالاخره تموم شد.... اتوبوس شب همه را جا گذاشت...

 

بهترین فیلم ٬ بهترین فیلمنامه ٬ بهترین بازیگر نقش اول مرد ( خسرو شکیبایی )٬بهترین صداگذاری و میکس

                           

                            

                         

           

خون بازی : بهترین کارگردانی ٬ بهترین بازیگر نقش اول زن ٬ بهترین صدابرداری

 

پابرهنه در بهشت : بهترین فیلمبرداری ٬ بهترین تدوین

 

پاداش سکوت : بهترین بازیگر نقش دوم زن ( سیما تیرانداز) ٬ بهترین جلوه های ویژه بصری

 

 

روز سوم : بهترین جلوه های ویژه میدانی

مینای شهر خاموش : بهترین بازیگر نقش دوم مرد ( صابر ابر )

پرونده هاوانا : بهترین طراح صحنه و لباس

 قاعده بازی : بهترین چهره پردازی

ژانی گه ل : بهترین موسیقی متن

تنگ خالی ماهی : بهترین فیلم کوتاه

|+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 24 شهریور1386 و ساعت  | 
یادداشتی از منیژه حکمت : روزگار غریب سینمای ایران

                

تیتر خبری این روزهای سینمای ایران:

برادر مصطفی کرمی : بیمارستان در انتظار پول است تا مصطفی را مرخص کنند...

جشن خانه سینما با شکوه برگزار می شود؟!...

تهمینه میلانی ۱۰ دقیقه وقت از مدیریت جشن خانه سینما می خواهد که صحبت کند اما مدیریت تا به حال به او جوابی نداده است...

جشن خانه سینما به بهترین شکل برگزار می شود؟!...

پاداش سکوت در ۱۴ رشته در خانه سینما کاندید شد؟!...

مدیریت جشن خانه سینما امسال متفاوت است...

۵ نفر از ۱۰ نفر اعضای داوری اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع فیلم ایران بدون هیچ توضیحی از سوی مدیریت جشن خانه سینما حذف شدند؟!...

جشن خانه سینما با اقتدار به راه خود ادامه می دهد...

سنتوری طبق ماده ۵ شورای بازبینی فیلم توقیف شد...

غیبت برخی فیلم ها به جشن لطمه ای نمی زند؟!...

فیلم های ویدیویی تلویزیون حضور چشمگیری در جشن خانه سینما دارند....

۴۲ فیلم بخش خصوصی از حضور در جشن خانه سینما انصراف دادند...

 ۱۰۰ کارگردان سینمای ایران برای تلویزیون فیلم های ۹۰ دقیقه ای می سازند...

 جشن خانه سینما نشانگر عظمت سینمای ایران است...

 کشف صدها هزار CD غیر مجاز فیلم های سینمای ایران...

 سینمای ایران به فضایی ارام نیاز دارد...

صحنه های باقی مانده پگاه اهنگرانی برای ادامه کار فیلم " اتش سبز" حذف شد...

                 

سینما هنر شریفی است؟!...

دکتر پگاه اهنگرانی طبق نامه ای به شورای صیانت خانه سینما اعلام نمودند که پگاه باید به مدت ۶ ماه تحت درمان باشد و بعد از این دوره نظر نهایی خود را اعلام می کند...

فیلم اتش سبز جزو پروژه های سینمای ملی است ؟!...

انصراف " سه زن " از جشن خانه سینما ...

تحریم کنندگان جشن خانه سینما به نسل سپری شده تعلق دارند ؟!...

یک ماه و اندی است که عوامل فیلم " اتش سبز " سراغی از پگاه نگرفته اند...

محمدرضا اصلانی ( در جشن خانه سینما ) : خوشبختانه سینمای ایران به دلیل ماهیت فرهنگی ـ ارزشی خود این پرچم ملی را در جهان برافراشته است ؟!

فیلمبرداری فیلم اتش سبز به پایان رسید. مصطفی کرمی در انتظار پول است . میلانی فقط ۱۰ دقیقه وقت می خواهد. سنتوری . فدراسیون . اتحادیه . پگاه . اقتدار . سینمای ملی . جشن خانه سینما . تحریم جشن خانه سینما .....روزگار غریبی است.... .

|+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 18 شهریور1386 و ساعت  | 
خداحافظی باشکوه با پاواروتی بزرگ

لوچیانو پاواروتی خواننده معروف اپرای ایتالیا روز پنج شنبه گذشته در گذشت.

خبرگزاری ایسنا هم به مناسبت این واقعه مطالبی را روی خروجی خود فرستاده است:

ان روزها که لوچیانو پاواروتی از دانشگاه فارغ التحصیل شد دقیقا نمی دانست که معلم باقی بماند یا این  که به کار خوانندگی حرفه ای روی اورد پدرش گفت: اوچیانو!! اگر سعی کنی که روی دو تا صندلی بنشینی از وسط انها می افتی پس باید یک صندلی را انتخاب کنی. پاواروتی معلمی را رها و به خوانندگی چسبید.

لوچیانو پاواروتی ۱۲ اکتبر ۱۹۳۵ در خانواده ای فقیر در مودنای ایتالیا متولد شد. پدرش خواننده اماتور ارتش در زمان موسولینی و پس از جنگ یک نانوا بود.او در جوانی عاشق فوتبال و یکی از اعضای تیم فوتبال شهر شد و بعد از سالها تمرین صدا و نمایش های اماتوری با پدرش برای شرکت در مسابقات بین المللی لینگین به شهر والس رفت و موفق به کسب جایزه اول این مسابقه شد. می گویند همین امر مقدمه ای شد که نخستین نقش حرفه ای اش را در سال ۱۹۶۱ با عنوان " رودولفو " اپرای خواننده دوره گرد meپLABOHE  اثر جاکومو پوکینی در سالن اپرای رجوامیلیا اجرا کند.

با اجرای این نقش وی به عنوان خواننده اپرا به رسمیت شناخته شد و در سال ۱۹۶۵ در سالن کاونت گاردن لندن توجه جان ساترلند خواننده سوپرانو استرالیایی را به خود جلب کرد و این اغاز فعالیت جهانی اش شد.پاواروتی سپس به استرالیا رفت و چیزهای زیادی درباره تنظیم صدا و اوازخوانی از ساترلند یاد گرفت . اندو در اپراهای زیادی با هم ظاهر شدند از جمله : خوابگرد اثر وینچنزو بلینی و فریب اثر جوزفه وردی .

پاواروتی با تشکیل گروه "پاواروتی و دوستان " که در ان خوانندگان مشهور بین المللی پاپ دنیا از جمله : برایان ادامز ـ اناستاریا ـ سلین دیون ـ التون جان ـ اریک کلاپتون ـ انریکو ایلگسیاز ـ ویکی مارتین ـ استینگ و بسیاری دیگر به او ملحق شده بودند کنسرت های خیرخواهانه زیادی جهت کمک به کودکان جنگ زده اجرا کرد.

او زندگی نامه خود را به نام داستان من ( pavarotti:My own story ) در سال ۱۹۸۱ و کتاب دنیای من را در سال ۱۹۹۵ منتشر کرد.

اپرای عروسکی فیگارو و  دون ژوان ـ اثار وردی ـ پاواروتی و دوستان و مادر از اجراهای دیدنی و ماندگار به شمار می روند. او هیچ گاه خود را وادار به یادگیری نت ها و تکرار انها نکرد. او بیشتر مواقع از استعداد ذاتی خود بهره گرفته و نخستین هنرمند اپرا بود که از قدرت رسانه ها برای پیشبرد کارها و موفقیتش استفاده نکرد. پاواروتی در ۱۳ مارس ۲۰۰۴ در سالن متروپولتین نیویورک با اجرای اخرین برنامه اش رسما از دنیای اپرا خداحافظی کرد.

وی صبح پنج شنبه ۱۵ شهریور ـ ششم سپتامبر ۲۰۰۷ در سن ۷۱ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان لوزالمعده در شهر مودنای ایتالیا درگذشت.

او همیشه می گفت : من فکر می کنم زندگی توام با موسیقی زیباترین نوع زندگی است به همین دلیل همواره زندگی ام را وقف موسیقی کرده ام.

بانی فیلم ـ ۱۷ شهریور ۸۶

حتما دوستان عزیزم از خود می پرسند که این وبلاگ که قراره به سینمای خودمان بپردازه تازه این بابا خواننده بوده ربطش چیه که این مطلبو از ایشان گذاشتم باید بگویم که از انجاییکه من استاد ربط دادن چیزهای نامربوط به یکدیگر هستم ربط این را هم برایتان می گویم : فیلم " خیلی دور خیلی نزدیک" اقای دکتر روی کاناپه نشسته و در حال مصرف مشروبات الکلی همزمان برنامه پاواروتی بزرگ را هم تماشا می کند . این اخرین نمونه بود که به یاد داشتم اگه بازم هست وقتی سر زدید و یادداشت گذاشتید حتما ذکر کنید خوشحال می شوم. تا بعد.

|+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 18 شهریور1386 و ساعت  | 
بدون شرححححححححح

   

      

      

        

 

   

 

  

 

     

                          

   

  

                                                                                    

|+| نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 13 شهریور1386 و ساعت  | 
شرط های ساخت مستند " احمدی نژاد"برای " استون ":  

مشاور هنری رئیس جمهور برخی شروط تعیین شده برای الیور استون را جهت ساخت فیلم از احمدی نژاد تشریح کرد.

جواد شمقدری در گفت و گو با فارس در مورد شروط احتمالی که برای کار استون در ایران تعیین خواهد شد گفت: قطعا از او در مورد طرح و برنامه ای که برای ساخت این مستند دارد توضیح خواهیم خواست. همچنین مدت زمانی که برای انجام کار پیش بینی کرده و اینکه از شکل اجرای کار چه پیش بینی دارد از مواردی است که از او در این زمینه پرسش خواهد شد. ضمن اینکه قطعا طرح فیلمنامه ای هم از او خواهیم خواست و می پرسیم که استون می خواهد چه چیزی را در این فیلم بیان کند.

وی در ادامه تاکید کرد: یکی از شروطی که داریم این است دوربین ایشان صحنه و نماهایی را که می خواهد همزمان با رخ دادن اتفاقات بگیرد و  چیزی را بازسازی نکنند. چون که نه تنها فرصت این کار وجود ندارد بلکه از نظر ارزش و زیبایی شناسی نیز بازسازی این لحظه ها جالب نیست.

شمقدری درباره این موضوع که قبلا جواب منفی به استون داده شده بود گفت: جواب منفی به صورت رسمی داده نشد بلکه اولین جوابی که در ابتدا منتشر شد حرف اقای احمدی نژاد بود که چرا یک ایرانی این فیلم را نسازد. سپس از بازتابهای خبری که شامل تکذیب استون بود و بعد از گفت و گوی اقای کلهر که ایشان را بخشی از شیطان بزرگ  خواند ایشان نامه ای رسمی منتشر کرد که طی ان تلویحا بر درخواست خود صحه گذاشت.

وی افزود: بعد از بازتاب رسانه ای ان نامه مدیر برنامه های ایشان یک نامه به ما فرستاد که در ان مطالب جالبی امده بود. از جمله اینکه اقای احمدی نژاد نامه ای به مردم امریکا نوشتند و اعلام کرده اند می خواهم با مردم امریکا گفت و گو کنم و این فیلم می تواند وسیله ای برای این گفت و گو باشد. شمقدری تصریح کرد: در ان نامه امده بود که امروزه در غرب تصویر مشخصی از خاورمیانه مسلمانان و ایران نیست و این فیلم می تواند این تصویر را از بین ببرد و تصویر مثبتی از خاورمیانه ایران و رئیس جمهور کشور نشان دهد.

مشاور هنری رئیس جمهور در پایان افزود: این نامه را که در واقع درخواست مجدد ایشان بود به محمود احمدی نژاد دادیم و پس از مطالعه این نامه ایشان با امدن اقای استون و کار با ساز و کاری که از سوی ما برا وی تعیین شود موافقت کردند.

|+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 12 شهریور1386 و ساعت  | 
سامان مقدم سن پترزبورگ را می سازد...     

سامان مقدم به زودی بر اساس فیلمنامه پیمان قاسم خانی فیلم جدید خود " سن پترزبورگ" را جلوی دوربین می برد.

حمید اعتباریان تهیه کننده فیلم سینمایی سن پترزبورگ در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر گفت: نام پروژه جدید مقدم به صورت موقت انتخاب شده و در زمان تولید تغییر خواهد کرد. در حال حاضر قاسم خانی نگارش فیلمنامه را به پایان رسانده و بر اساس برنامه قصد داریم تولید انرا از اوایل اذرماه سال جاری شروع کنیم. او درباره داستان فیلم جدید سامان مقدم گفت: پروژه سینمایی سن پترزبورگ در ژانر کمدی قرار دارد و داستان ان درباره دو دوست است که دائم در حال بلوف زدن هستند.

این فیلمنامه به اعتقاد خود قاسم خانی بهترین اثری است که تا به حال وی نوشته است. اعتباریان در پایان ابراز امیدواری کرد سن پترزبورگ برای اکران نوروزی اماده شود. این نخستین اثر سینمایی مقدم است که خارج از دفتر هدایت فیلم تهیه و تولید می شود. سیاوش ـ پارتی ـ مکس ـ کافه ستاره و صدسال به این سالها فیلم هایی هستند که مقدم پیش از سن پترزبورگ انها را به تهیه کنندگی برادران شایسته کارگردانی کرده است.

|+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 12 شهریور1386 و ساعت  | 
داغ داغ داغ!!!!

از همه دوستان که منتظرند تا اپ منو ببینند متشکرم. اما باید خدمت اندسته بگویم که در این دو سه روزه هر چه خبرها را بالا و پایین و سبک و سنگین کردم دیدم داغتر از این خبر وجود نداره فقط تقاضا می کنم مواظب باشید نسوزید مخصوصا بچه ها !!!

         

 

 

                 

 

                            

 

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!!!!!!

|+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 8 شهریور1386 و ساعت  | 
یادداشت ترانه سراهای سنتوری

هر چند بالاخره معلوم نشد که سنتوری مشکل اصلی اش برای اکران چیست ولی خواندن یادداشت های دو ترانه سرای فیلم خالی از لطف نیست.      

در ترانه هم می شود شاعری کرد اصلا خیلی وقت ها می شود در ترانه شاعرتر بود. و شاعر تر یعنی غمگین تر . غمی سرگردان به خاطر گم کردن چیزی در جایی ـ پیش چشمان کسی. انگار قصه ی علی سنتوری قصه ی خود من است . روزی که رفیق هنوز و همیشه ام " محسن چاووشی " از من خواست برای " سنتوری " ترانه بنویسم پیش خودم گفتم کار چندان سختی نباید باشد. اینجا هم باید همیشه خودم را بنویسم. قصه ی من و محسن و خیلی های دیگر را . " تنهایی " را و " زخم عمیق" را. برای علی سنتوری نوشتم:

من با زخم زبونات رفیقم

مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم

ملودی حزن انگیز محسن را داشتم. با ملودی می خواندم و می نوشتم. البته نه با ان همه غربتی که فقط محسن می تواند بخواند:

با توام که داری به گریه م می خندی

کاش می شد بیایی به من دل ببندی

اخر چگونه می توان غمی ابدی را به کوتاهی اهی که هرگز برنخواهد گشت نوشت.و عشق چه اندازه بزرگ است!

تنها بودن یه کابوس شومه

عزیزم کار دل نباشی تمومه

عزیزم...

و حالا این شما و این هم سنتوری با زمزمه های کوچک و عاشقانه و هیاهوی بزرگی که عشق هرگز به خود ندیده است.

به هر تقدیر " سنتوری " چند صباحی روی پرده خواهد بود و فردا که پرده برافتد دوباره تنهایی ما می ماند و خاطره ای شیرین که هرگز کفاف تلخی روز و روزگارمان را نخواهد داد.

ارادتمند همه ـ حسین صفا

                     

 

زمستانی سرد...ساعت ۲:۲۰ دقیقه شب

من بودم و خانه ای تاریک و صرفا نور کم سوی مانیتور کامپیوتر!

زمان شاید متوقف بود و به احساسی ناشناخته دامن می زد!

دلواپس و بی تابم    باز امشبم بی خوابم....

ازت خبر ندارم        تا خود صبح بیدارم!

حس خوبی ندارمممممممممممممم .....

به نظرم ترانه ی امروز دیگر جایی برای حاشیه ندارد هر چه که در دل می گذرد اگر خاصیت ترانه شدن دارد می توان نوشت ! خسته بودم از اینکه بگویم کدام غریبه؟ کدام جاده؟

"می پرسم این چه حسیه

                                           یکی میگه خیانته"

فکر می کنم در همین بیت حرفم را زدم!

ابزارهای شعر خوشبختانه در این دهه زیادتر شده اند و این کمک بزرگی به افرینش این ترانه کرد که به نظرم تصویری بودنش را مدیون فضا و زمان تولدش بود. در اهنگسازی قسمتهایی از ترانه حذف شد که البته از هراس حاکم بر فضای ترانه کاست.

"میگرده توی جون من

                                 احساس شک به جای خون

                                                                                حسادت از راه میرسه

با حس بدرنگ جنون"

کاری به مسائل حاشیه ای ندارم اما لحن و خط و ملودی کار به اضافه ی زیبا افرینی اقای کامکار را بسیار دوست دارم. اینکه فضای کاملا امروزی و پاپ را با فضای سنتی تر و کلاسیک تر امیخته کرده کار را دلنشین تر ساخته...

وقتی که دوستان سینمایی ما مثل اقای شریفی نیا و اقای مهرجویی کار را با نظر لطف خود مورد تحسین قرار دادند شاد بودم که انرژی من و دوستان تاثیر گذار بوده...

ترانه مکرم.

|+| نوشته شده توسط شیرین در جمعه 2 شهریور1386 و ساعت  | 
نتیجه نظرسنجی بهترین بازیگر مرد ماه تیر و مرداد:

۱) حامد بهداد : ۸/۵۸٪                                                 

۲)رضا شفیعی جم  و پوریا پورسرخ :۷/۱۱٪  

۳)امین تارخ ـ داریوش ارجمند ـ فرامرز قریبیان : ۸/۵٪

با تشکر از شرکتتان در این نظر خواهی.

|+| نوشته شده توسط شیرین در جمعه 2 شهریور1386 و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar