| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
بالاخره حلقه سبز نمایان شد...
بالاخره انتظارها به سر رسید و اولین قسمت سریال تازه حاتمی کیا شنبه ۲۸ مهر به روی انتن رفت. سریالی که مدتهاست اخبار ساخت ان در مراحل مختلف در نشریات سینمایی و غیر سینمایی منعکس می شود. البته عادلانه نیست که سریالی را از همان اول به زیر تیغ نقد برد و من نیز قصد چنین کاری را ندارم ولی انچه در همان ابتدای راه بر بیننده خودش را عرضه می کرد این بود که ریتم سریال بسیار کند است البته این مورد احتمال دارد در قسمتهای بعدی تغییر کند و همچنین قصه فیلم که بسیار کلیشه ای است که باید امیدوار بود در اواسط سریال شاهد گره افکنی های درست و حسابی در داستان باشیم. البته سوالهایی هم که در همان اولین قسمت مطرح شد واقعا کلیشه ای اند ...اینکه ایا کسیکه مرگ مغزی شده واقعا مرده یا هنوز حیات دارد و روح اش متعلق به جسمش است؟ این سوالها انقدر در همین تلویزیون گفته شده و برایش فیلم های مختلف ساخته شده که دیگر کشش انچنانی برای پایبند کردن مخاطب به داستان ایجاد نمی کند. مقایسه کنید قسمت اول این سریال را با قسمت اول سریال زیر تیغ که چگونه قصه اش با ان بازیهای کولاک بازیگران طراز اولش توانست میخش را در همان ابتدای کار محکم بکوبد ٬ کاری که حلقه سبز تا اینجا به نظر حقیر موفق به انجام ان نشد. انچه در همان قسمت اول خود را حسابی به رخ بیننده می کشید بازی خوب فرخ نژاد با ان گریم جدیدش در نقش روح حسن بود بطوریکه می شود حدس زد با این گروه بازیگری که این سریال دارد بار همه سریال بدوش فرخ نژاد است و او باید یک تنه سریال را بدنبال خود بکشد.
ذکر یک نکته دیگر هم خالی از لطف نیست و ان اینکه ظاهرا باید تا یکی دو هفته اینده شاهد اعتراضهای شدید پزشکان و کادر بیمارستانی به عوامل این سریال باشیم چیزی که دیگر تقریبا در اینجا تبدیل به یک عادت شده است. اما در مورد خود سریال همانطور که گفتم هنوز برای قضاوت زود است شاید بتوان از قسمت هشتم به بعد حسابی درباره اش صحبت کرد...پس تا ان موقع. |+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 29 مهر1386 و ساعت |
"چارخونه " از شنبه پخش می شود...
دو بازیگر اضافه شدند٬ یک بازیگر هم می اید. مجموعه چارخونه از شنبه روی انتن می رود. مجموعه سروش صحت که ایام رمضان پخش نشد از شنبه هفته اینده در قالب سری جدید به طور روتین هرشب روی انتن می رود. سری جدید این مجموعه ادامه داستان های سری اول است و از اواسط رمضان گروه٬ تولید انرا اغاز کردند. سحر ولدبیگی و جواد عابدی دو بازیگری هستند که در نقش های خواهر و پدر رضا شفیعی جم بازی می کنند. به این ترتیب از این پس علاوه بر بازیگران قبلی این دو هم هر شب در جمع چارخونه ای ها خواهند بود. علاوه بر این دو ٬ یک بازیگر مرد دیگر هم قرار است هفته های اینده در نقش پسر حمید لولایی به کار اضافه شود که هنوز بازیگر ان انتخاب نشده است. البته خبرگزاری فارس دیروز خبری مبنی بر حضور یوسف تیموری در این پروژه روی خروجی خود داد که تیموری در گفت و گو با خبرنگار " بانی فیلم" انرا قطعی ندانست و اعلام کرد فقط دست اندرکاران چارخونه با او صحبت کردند و هنوز قراردادی بین انها امضا نشده است. گروه تولید چارخونه که تاکنون نزدیک به پنج قسمت از سری جدید خود را جلوی دوربین بردند تا ۶۰ قسمت دیگر قرار است کار خود را ادامه دهند. محسن چگینی چارخونه را برای گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما تهیه می کند. |+| نوشته شده توسط شیرین در چهارشنبه 25 مهر1386 و ساعت |
عبدالجبار کاکایی: نقایص ترانه فقط به سریالهای رمضان محدود نیستند..
عبدالجبار کاکایی معتقد است که در برخی از ترانه های تیراژهای سریال های ماه رمضان٬ نبود توازن٬ فقدان رعایت قافیه٬ نداشتن تازگی و بیان حرفهای تکراری از سوی شاعر به چشم می خورد. این شاعر در گفت و گو با ایسنا با بیان اینکه این نقایص مزبور تنها به ترانه های سریالها محدود نیستند بلکه در ترانه های دیگر نیز به چشم می خورند اظهار کرد: مشکل ترانه های ما به طور عام دایره محدود واژگان است که این ضعف در این ترانه ها نیز تکرار شده اند. به طور معمول شاعران از فرهنگ محدود واژگانی سود می برند و بسیاری از ترانه سرایان ما تنها به چندین کلمه ٬ ترکیب و عبارت محدود شده و انها را مدام تکرار می کنند. شاعر ترانه سریال " یک وجب خاک" در ادامه عنوان کرد: البته ترانه های سریالهای ماه رمضان تا حدودی بی عیب بودند اما برخی اهنگها کمی تکراری اند. کاکایی با بیان اینکه ترانه سرا در تطابق ترانه با فیلم باید بسیار ظریف عمل کند گفت: چون ترانه باید شخصیتی مستقل داشته باشد و نباید به فیلم متکی باشد معمولا ترانه های خوب خودشان را از فیلم جدا کرده اند و با وجود اینکه فیلم فراموش شده انها توانسته اند در حافظه جامعه بمانند. او همچنین افزود: لزومی ندارد که ترانه ها به متن سریال اشاره مستقیم داشته باشند البته به سلیقه ترانه سرا و کارگردان مربوط است و ممکن است به نوعی به مخاطب برای درک فیلم بهتر کمک کند. این شاعر درباره تاثیرگذاری این ترانه ها بر مخاطب گفت: هرکدام از این ترانه ها حوزه مخاطبان خاص خود را به خود مشغول کرده اند و اگر چه در برخی موارد شعر خاص بوده است اما ملودی ها عام بوده اند و این تلفیق کمی ناهماهنگ بوده است. |+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 23 مهر1386 و ساعت |
همه چیز تمام شد...
اغما فراتر از انتظار ظاهر شد و خیلی ها پیگیرش بودند. میوه ممنوعه طبق پیش بینی ها گل کرد و محبوب شد . یک وجب خاک فقط یک سرگرمی بود و شکرانه هم روی بدشانسی یا هر چیز دیگری که بتوان اسمش را گذاشت متاسفانه زمین خورد. اغما : سریالی که مردم پیگیرش بودند قبل از شروع پخش هم خوب می شد حدس زد که اغما دیده می شود و مردم انرا پیگیری می کنند. به هرحال پشت سریال یک کارگردان که رگ خواب مخاطب در این سالها به خوبی دستش امده بود و ادمی چون علیرضا افخمی هم متنهای کار را می نوشت. پس دیده شدن اغما و اینکه مردم شبهای رمضان انرا پیگیری می کند چیزی بود که انتظارش می رفت ٬ اما باید اعتراف کرد سریال مقدم چیزی فراتر از این انتظار ظاهر شد و با ان قصه جذابش در تمام این شبها با وجود بالا و پایین های فراوان یک مدعی تمام عیار بود. یک مدعی که هر لحظه برای رقبایش خطرناک بود و می رفت تا همه را یک تنه جا بگذارد. اغما را می توان کاری تر و تمیز و خوش ساخت٬ با قصه ای جذاب دانست که میان سریال های امسال مردم انرا پیگیری کردند و حتی خیلی از این شبها محبوب ترین هم بود. میوه ممنوعه: برنده طبق پیش بینی ها یکی از پر سرو صدا ترین کارهای امسال بود. از همان روزهای انتخاب حسن فتحی به عنوان کارگردان و بعد روزهای تولید که همه انرا بحث برانگیز می دانستند تا همین شبها که با جرح و تعدیل روی انتن می رود کلی جار و جنجال به پا کرده است میوه ممنوعه سریالی بود که قبل از رمضان خیلی ها انرا برنده ماراتون امسال می دانستند و به درستی هم این اتفاق افتاد . کار از همان اولین شبها خوب قصه اش را شروع کرد٬ با ان دیالوگ های طلایی اش یک سر و گردن از همه کارها بالاتر بود خوب پیش رفت و بازی هایش به چشم امد٬ کارگردانی اش حساب شده بود و تا همین شب ها هم جذابیتش را حفظ کرده است. حسن فتحی و گروهش بیش از هر چیز مزد جرات و جسارتی که در میوه ممنوعه به خرج دادند را گرفتند . جسارتی که نه تنها باعث موفقیت کارشان بلکه سبب شد خط و ربطی تازه در داستان سریال ها به وجود اید. خطوطی که حالا بتوان در ان قصه هایی بهتر و جذاب تر را روایت کرد و به تصویر کشید. انها ثابت کردند که باید نترس بود و پیش رفت حتی اگر شبانه پنج دقیقه از بهترین سکانس ها دور ریخته شود! یک وجب خاک : سرگرمی پای سفره افطار
اگر بخواهیم به ماجرا طور دیگری نگاه کنیم و درصد بیننده و این جور حرفها را وسط بکشیم شاید باید به یک وجب خاک مقام اول را هم بدهیم. اما هم انهایی که این سریال را ساختند و هم کسانی که کار را دیدند خوب می دانند اصلا کار داخل بازی سریال های رمضان نبود. یک وجب خاک فقط به دلیل زمان خوبی که داشت مضمون نسبتا کمدی کار و شبکه ای که پشتش بود فقط دیده می شد و هرازگاهی هم مخاطبان را به خنده وا می داشت. در واقع یک سریال برای سرگرمی پای سفره افطار بود که نه مردم عام و نه ادم های خاص انرا جدی نمی دانستند. داستان و شوخی ها حسابی پیش پاافتاده و تکراری بود٬ بازیگرها به جز یکی دو نفر بقیه کار خاصی نمی کردند و سریال هم ساختار درست و حسابی نداشت. جالب انکه همه اینها از همان روزهای ابتدایی این پروژه مشخص بود که نشان می دهد مدیران شبکه هم امسال توقع انچنانی نداشتند. اتفاقی که برای مدیری چون اصغر پورمحمدی انچنان خوشایند نیست. به هر حال مخاطب طی این سالها توقع پیدا کرده که از او و شبکه اش کارهایی جذاب ببیند و حالا اتفاقات اینچنینی شاید به مخاطب او ضربه بزند. به هر حال مدیر کار بلد و بار کارنامه ای چون او باید بداند که اعتماد مخاطب شبکه اش را نباید از بین ببرد. شکرانه : بدشانس!
خیلی ها می گفتند سریال سلطانی یا به گل سرسبد سریال های رمضان تبدیل می شود و حسابی مردم انرا می بینند یا اصلا دیده نمی شود و میان بقیه کارها گم می شود. پیش بینی ای که فرضیه دومش کاملا درست از اب درامد و باعث شد سریالی که با کلی امید روی انتن رفت اصلا دیده نشود. شکرانه به مرموزترین حالت ممکن در ایران و تاجیکستان جلوی دوربین رفته بود و گروه در تمام طول تولید سعی کردند با سیاست چراغ خاموش جلو روند و کنجکاوی ها را جلب کنند. اما این چراغ خاموش بودن باعث شد جنگ اول را ببازد و میان سریال ها که مانور تبلیغاتی زیادی داشتند گم شوند. بعد هم که بازی شروع شد زمان پخششان درست وسط رفت و امد مردم و فوتبال های لیگ برتر خورد تا هیچکس نتواند درست و حسابی کار را ببیند. همین درست و حسابی ندیدن هم باعث شد خیلی ها از همان شبهای اول بی خیال کار شوند و اصلا انرا نادیده بگیرند. یعنی اتفاقی که باید انرا برای سریال یک بدشانسی تمام عیار دانست. این بدشانسی تا جایی پیش رفته که حتی در این شبهای اخر کمتر کسی پیگیر این سریال و داستان ان است. اتفاقی که اگر رخ نمی داد شکرانه با همین داستان بی اتفاق و بی کشش می توانست خیلی بیشتر از اینها دیده شود. اما همیشه هم شانس با ادم یار نیست و هم خود ادم اشتباهاتی می کند که به خودش ضربه می زند. دو اتفاقی که برای شکرانه به وجود امد و انرا حیف کرد. حمید پنداشته ـ بانی فیلم ـ ۱۸ مهر ۱۳۸۶
|+| نوشته شده توسط شیرین در چهارشنبه 18 مهر1386 و ساعت |
این سه نفر...
امین تارخ: فکر می کنم کار باید خوب باشد. زیاد مهم نیست این کار مناسبتی است یا غیر مناسبتی. یک جای دیگر هم من به این مسئله اشاره کردم که در وهله اول باید به فیلمنامه٬ نقش و کاگردانی فکر کرد٬ نه به نود دقیقه ای بودن یا سریال بودن یا حتی سینمایی بودنش. به هر حال وقتی که ما کار نمایشی انهم از نوع سینمایی و تلویزیونی انجام می دهیم با یک توده میلیونی روبرو هستیم. واقعا فرقی نمی کند که سینما باشد یا تلویزیون ٬ اتفاقا حضور در تلویزیون برای هنرپیشه ریسک بالاتری دارد. یعنی توام با ریسک پذیری بیشتری است. به علت اینکه در سینما تماشاگر با یک سالن تاریک و پرده نمایش فیلم روبروست و تا انتهای فیلم تسلیم ان اتفاقی است که روی پرده می افتد و اگر قضاوت داشته باشد در درونش می گذرد و نمی تواند با صدای بلند ابراز نظر و عقیده کند٬ اما وقتی که به تلویزیون رفتی در واقع به خانه های مردم وارد شده ای ٬ در نتیجه دیگر با تعداد محدودی تماشاگر روبرو نیستی ٬ بلکه با یک توده چند میلیونی روبرو هستی و تماشاگر در لحظه حق قضاوت و اظهار نظر را از خودش سلب نمی کند. ممکن است در حال پذیرایی از میهمان ٬ غذاخوردن و هر کار دیگر ٬ پیرامون سریال ابراز عقیده کند. به نظر من در تولید یک سریال تلویزیونی مسئولیت کارگردان و بازیگر از همه سنگین تر است چون می بایستی کارشان قابلیت های لازم را در خودش داشته باشد تا جوانی را که بیرون از منزل است به خانه بکشاند٬ یک مراسم میهمانی را که در شرف انجام است موقتا تعطیل کند٬ باید شام خوردن را به تعویق بیاندازد٬ باید فردی را که در حال انجام امور شخصی اش است از ان باز دارد و پای تلویزیون بنشاند و به دنبال کردن داستان سریال ترغیب کند. بنابراین در تلویزیون وظیفه سنگین تری بر دوش کارگردان و بازیگر است. گزیده مصاحبه امین تارخ با بانی فیلم درباره سریال " اغما ". ۱۴ مهر ۸۶
هانیه توسلی: از اتفاقی که در مجموعه "میوه ممنوعه " برای هستی افتاد زیاد راضی نیستم و فکر می کنم خیلی بیشتر می شد به این شخصیت پرداخت. هانیه توسلی بازیگر نقش هستی در نشست عوامل سریال میوه ممنوعه در فارس گفت: وقتی قرار شد در این مجموعه بازی کنم فیلمنامه ای وجود نداشت و فقط یک سیناپس بود که وقتی به مرحله اجرا رسید خیلی تغییر کرد. من ان سیناپس اولیه کار را بیشتر دوست داشتم چون حداقل در انجا هستی تکلیفش با خودش معلوم بود ولی الان از اتفاقی که درباره هستی افتاده راضی نیستم٬ یعنی احساس می کنم خیلی بیشتر می شد به این شخصیت پرداخت چون بازیگر یک وظیفه ای دارد که بازی کند ولی دیالوگ که نمی تواند بنویسد و من با توجه به شخصیتی که برای هستی تعریف شده بود تلاش کردم که انرا به بهترین شکل اجرا کنم. وی در ادامه به تنهایی شخصیت هستی در مجموعه اشاره کرد و گفت: سکانسهای مربوط به تنهایی هستی را ما زیاد نمی بینیم٬ یا خیلی چیزهایی که درباره یک خانم مهندس است در هستی زیاد مشاهده نمی شود. من کار را ننوشته ام ولی فکر می کنم شخصیت هستی در جاهایی خلاهایی دارد که خودم می توانستم با اجرا انها را پرکنم. یکی از مشکلات اصلی شخصیت هستی این است که کسی نیست که با او حرف بزند. من دلم برای این دختر می سوخت و فکر می کردم یعنی این دختر حتی یک دوست هم ندارد که به او زنگ بزند . ارتباط هستی با حاج فتوحی مشخص بود . برای هستی کارخانه مهم بود. او مهندسی است که تولید برایش اهمیت دارد و فقط می خواهد تا این کارخانه سرپا بماند و پدرش نجات پیدا کند. برای همین به پیشنهاد فرزاد گوش می کند و با حاج یونس صحبت می کند و وقتی می بیند که حاج یونس شبیه پدرش است تلاش می کند تا کارهای خود را هم پیش ببرد ولی وقتی می بیند حاجی یک چیزی اش هست طبیعتا تعجب می کند و نمی خواهد وارد بازی بشود. وی افزود: هستی در جاهایی به ویژه درک عشق حاج یونس احمق شده یعنی این شخصیت نمی فهمد٬ گیج است و خودم از دستش عصبانی هستم! ان موقع که داشتم بازی می کردم این را حس نمی کردم ولی حالا که کار را می بینم این ضعف را درک می کنم. در جایی که حاج یونس به هستی می گوید گریه نکن هر قدر بخواهی برایت چک می نویسم هستی متوجه این علاقه می شود ولی براساس روند قصه مجبور است که بعد از ان اینگونه فکر نکند چون کارخانه اش برایش مهم تر است نمی خواهد این شراکت به هم بخورد و می خواهد فکر کند که این مساله از ذهن حاج یونس پاک می شود و این یکی از ضعفهای شخصیت پردازی هستی است.
علی نصیریان: فکر نمی کردم پخش مجموعه " میوه ممنوعه" منجر به ایجاد حساسیتهایی کاذب در بین برخی مخاطبان شود. علی نصیریان در نشست بازیگران و عوامل مجموعه میوه ممنوعه که در فارس برگزار شد گفت: زمانی که قسمتهای اولیه مجموعه پخش می شد عده ای شروع کردند به بهانه جویی و ادعا کردند که سوژه این مجموعه و اتفاقاتی که برای حاج یونس فتوحی میافتد خط قرمز است در صورتیکه من اینقدر حساسیت نمی دیدم برای اینکه در اصل داستان شیخ صنعان که ما در این مجموعه از ان الهام گرفته ایم امده است: می بخور٬ خوک بچران٬ مصحف بسوزان و شیخ صنعان این کار را می کند. این کلام را عطار نیشابور در قرن ها پیش گفته است و من چنین حساسیتهایی را در مورد شخصیت حاج فتوحی پیش بینی نمی کردم. وی در ادامه درباره رجوع اهالی خانواده فتوحی به دختر کوچک خانواده برای حل مشکلاتشان بدون توجه به بایکوت شدن او از سوی پدر گفت: دختر کوچک خانواده وکیل است و پرسونالیته قوی دارد و در زمان تجردش خانه را می گرداند به طوریکه پدرش بعد از رفتن او لب به غذا نمی زند اما این شخصیت کاملا مثبت نیست و بدون رضایت پدر ازدواج کرده و از خانه رفته است ولی با توجه به اراده قوی و جربزه ای که دارد همه به او پناه می برند. وی در ادامه این نشست درباره دیر متوجه شدن شخصیت هستی به علاقه حاج یونس فتوحی گفت: این گونه نیست که هستی متوجه عشق حاج یونس نشده بلکه او به دنبال کارخانه و حفظ ان است. او متوجه شده ولی پیش خود گمان می کند این مرد متدین از این کارها نمی کند. وی افزود: زنها شخصیت پیچیده ای دارند. برخوردهای هستی با حاجی همه مهربانانه است که مقداری از انها تمهید است. زنها کاملا می دانند که مردها چه موقعیتی در مقابل انها دارند. این زیرکی و هوشمندی در هستی وجود داشت که متوجه عشق حاج فتوحی شود . او دختر هوشمندی است که می داند ولی به روی خود نمی اورد و انرا کتمان می کند. وی در ادامه درباره کارگردانی حسن فتحی گفت: فتحی کارگردانی است که بر بعد گفت و گو و تحلیل کاراکتر با بازیگر تسلط بسیاری دارد و درام شناس و شخصیت شناس بسیار خوبی است و شخصیتها را به خوبی تحلیل می کند و وسواس بسیاری در کار خود دارد . او به هیچ عنوان از هیچ پلانی نگذشت و کم نگذاشت . او اصلا به فکر انجام شدن کار نبود و سریالی دراماتیک و نمایشی با وسواس بسیار ساخت.
|+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 14 مهر1386 و ساعت |
میم مثل مادر راهی اسکار شد...
|+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 12 مهر1386 و ساعت |
اعتراض پرستاران و اعتراض های در راه...
شنیده شده جامعه پرستاران نسبت به تصویر غلطی که از انها در یکی از سریالها ارائه شده اعتراض کرده اند. به این ترتیب اعتراضهای دیگری که در پیش است را با هم مرور می کنیم: ـ اعتراض پزشکان به گریه های امین تارخ در سریال اغما٬ به این دلیل که پزشکان اهل گریه کردن نیستند . ـ اعتراض صنف مدیران مدارس به گوهر خیراندیش ٬ به این خاطر که موبایل او زیاد زنگ می خورد. ـ اعتراض جامعه حسابداران به عمار تفتی دهقان٬ به این دلیل مهم که او زیادی وسط حرف بزرگترها می پرد و با این کارش ابروی حسابداران را برده است. ـاعتراض قشر دانشجو به بازیگر سریال میوه ممنوعه ٬ به این دلیل که اولا او زیاد برای کنکور درس نمی خواند و فکر کرده که دانشگاه مثل خانه خاله می ماند که همین جوری بره توش و اعتراض دوم این قشر به اینکه این اقا اصلا چه حقی دارد که وسط درس خواندن نی بزند؟؟؟ ـ اعتراض شرکتهای برج سازی و ساختمانی به دفتر املاک اصفهان ٬ به این دلیل که دیگر مردم با دلی چرکین حاضر می شوند زمینهایشان را به انها بفروشند زیرا دفتر املاک اصفهان قصد کلاهبرداری از مشتریان ساده دل خود را دارد. ـ اعتراض سیاهی لشکرهای عزیز به رضا توکلی٬ به این دلیل که او وجهه هنری کار انها را زیر سوال برده و حاضر شده با افراد شارلاتان وارد معامله شود. ـ اعتراض پیرمردهای ایران به خصوص تهرانی به علی نصیریان٬ به این دلیل که خجالت از موی سفیدش نمی کشد و دنبال دختر مردم افتاده انگار نه انگار که یک پایش لب گور است. ـ اعتراض ساکنین مناطق ۱ ـ ۲ ـ ۳ ـ ۴ به خانواده ارام ٬ به این دلیل که در نظر دارند دختر به یک پسر جنوب شهری بدهند ( خدا بدور ) و اعتراض دوم انها به این دلیل که چه معنی دارد یک خانواده در جنوب شهر یک میلیارد تومان باداورده پیدا کند؟ از نظر این عزیزان دیگر معنای شمال شهر و جنوب شهر به این وسیله از بین خواهد رفت و سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. ـ اعتراض جمهوری های : اذربایجان٬ ترکمنستان٬ داغستان٬ قزاقستان ٬ ازبکستان به عوامل سریال شکرانه ٬ به این دلیل که مگر کشور انها چه ایرادی داشته که عوامل این سریال بلند شده اند هلک و هلک رفته اند تاجیکستان فیلمشان را ساخته اند؟؟؟ البته شنیده ها حاکی است که اعتراض ها همچنان ادامه دارد.... |+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 9 مهر1386 و ساعت |
حاجی فتوحی در بوته ازمایش...
میوه ممنوعه انسان عابد و خیری را محور روایت خود قرار داده و کوشیده شخصیت روحی و فکری او را از منظری بیشتر عرفانی در معرض دید مخاطبان قرار دهد. حاجی فتوحی که شخصی دیندار است به اخلاق و رفتارهای شرعی بسیار پایبند بوده در انجام کارهای خیر دستی گشاده دارد دارای باورهایی است که باید ناشی از سطحی نگری و غفلت اش دانست. نگرش ظاهربینانه او در مواردی که عرف و شرع رویاروی هم قرار می گیرند نمود بیشتری می یابد. در چنین شرایطی حاجی فتوحی گاه عرف را بر شرع ترجیح می دهد. در این ارتباط می توان به مخالفت شدید او به ازدواج دخترش غزاله با مصطفی اشاره کرد. مصطفی انسانی وارسته و هنرمند است. داشتن زن و فرزندی که در زلزله ای از دنیا رفته اند و عدم بهره مندی اش از وضعیت مالی و شغلی ممتاز ٬ بهانه ای می شود تا پدر غزاله انجام این پیوند را خدشه دار شدن شان خانوادگی و اجتماعی اش قلمداد کند. حاجی فتوحی گاه از موضع غفلت نه به عرف توجهی دارد و نه به شرع مثل عیان کردن دلدادگی اش به هستی. لایه های بیرونی "میوه ممنوعه" مسائل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی یا فزون طلبی های مالی و اقتصادی را پیش رویمان قرار می دهد در این میان با تامل بیشتر روی انها به وضوح در می یابیم که درونمایه اصلی داستان غفلت است . غفلت جلوه های گوناگونی دارد لیکن این مجموعه بیشتر به مفهوم و بعد عرفانی ان نظر دارد. اهل معنا٬ غفلت را اصطلاحی عرفانی دانسته اند و از ان به غافل بودن دل از حقیقت تعبیر کرده اند. بعضی گویند٬ غفلت از خدا کفر است و نیز بیان داشته اند در راس همه بدیها و زشتی ها جهل و غفلت است. داستان برای عشق حاجی فتوحی به هستی زمینه چینی و فضاسازی هایی کرده است٬ نظیر عدم توجه همسرش به وی و یا درگیری های خانوادگی . نکته اساسی این روایت ان است که تمایل او به دختر شایگان به گونه ای سامان گرفته که روز به روز مایه گسست اش از خدا و کمرنگ تر شدن شیفتگی اش نسبت به حق می شود. شک کردن های مداوم حاجی فتوحی در رکعت نمازهایش و یا اگاه نشدن از نزدیکی ماه رمضان جلوه هایی از درستی این دیدگاهند که ارتباط با هستی نه به عنوان یک زن بلکه میوه ممنوعه ای است که خوردن ان ساختار و مبنای شخصیت دینی او را متزلزل و نابود خواهد کرد. تسبیح که نمادی از مظاهر و شعائر دینی است و مورد علاقه حاجی فتوحی در این داستان به وسیله ای بدل می شود که هرگاه حاجی انرا به دست می گیرد او را از ساحت قدسی و حوزه بندگی حق دور می کند. هستی جهت همراه کردن حاجی فتوحی برای رفع مشکلات اقتصادی خود تسبیحی گران قیمت را خریداری کرده به وی هدیه می نماید. این تسبیح نه تنها الهام بخش او برای ذکر خدا نیست بلکه هر بار او متوجه گسست و فاصله اش با پروردگار می گردد با دیدن ان خود را از این فضا و تضادها رهانیده ارامشی از جنس شیطانی اش را تجربه می کند.
فیلمنامه در قسمت های پخش شده حکایت از پرداخت مطلوبی دارد. به غیر از همسر حاجی فتوحی که رفتارهایش با موقعیت شغلی و اجتماعی اش تناسبی ندارد پردازش دراماتیکی شخصیت های اصلی همچون حاجی فتوحی٬ جلال و هستی به گونه ای سامان گرفته اند که باورپذیر و جذابند. گره افکنی و گره گشایی٬ کشمکش و تعلیق ها٬ طراحی مناسبی داشته و به پرکشش شدن داستان کمک شایانی می کنند.در این زمینه همچنین باید به دیالوگ ها اشاره کرد که از نظر فرم و مضمون و به جهت ایجاز و همخوانی اش با شخصیت ها برجستگی و غنای خوبی از خود نشان می دهند. پرداخت مطلوب شخصیت و سیر رویدادهای روایت ٬ بازیها را نیز اثرگذارتر کرده است. غالب نقش افرینان با قرارگرفتن در موقعیتهای دراماتیک جذالب این زمینه را فراهم کرده اند تا مخاطب با بازیهای انها ارتباط خوبی برقرار کند. از این منظر اجرای نقش علی نصیریان و امیر جعفری نمود بیشتری یافته است. تصویربرداری٬ نورپردازی٬ طراحی صحنه و لباس٬ صدابرداری و تدوین در کنار کارگردانی ای خلاق به مجموعه داستانی " میوه ممنوعه" سیمای پرفروغ تری بخشیده است. نویسنده: محمدرضا کریمی ـ جام جم |+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 7 مهر1386 و ساعت |
حاجی فتوحی در بوته ازمایش...
میوه ممنوعه انسان عابد و خیری را محور روایت خود قرار داده و کوشیده شخصیت روحی و فکری او را از منظری بیشتر عرفانی در معرض دید مخاطبان قرار دهد. حاجی فتوحی که شخصی دیندار است به اخلاق و رفتارهای شرعی بسیار پایبند بوده در انجام کارهای خیر دستی گشاده دارد دارای باورهایی است که باید ناشی از سطحی نگری و غفلت اش دانست. نگرش ظاهربینانه او در مواردی که عرف و شرع رویاروی هم قرار می گیرند نمود بیشتری می یابد. در چنین شرایطی حاجی فتوحی گاه عرف را بر شرع ترجیح می دهد. در این ارتباط می توان به مخالفت شدید او به ازدواج دخترش غزاله با مصطفی اشاره کرد. مصطفی انسانی وارسته و هنرمند است. داشتن زن و فرزندی که در زلزله ای از دنیا رفته اند و عدم بهره مندی اش از وضعیت مالی و شغلی ممتاز ٬ بهانه ای می شود تا پدر غزاله انجام این پیوند را خدشه دار شدن شان خانوادگی و اجتماعی اش قلمداد کند. حاجی فتوحی گاه از موضع غفلت نه به عرف توجهی دارد و نه به شرع مثل عیان کردن دلدادگی اش به هستی. لایه های بیرونی "میوه ممنوعه" مسائل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی یا فزون طلبی های مالی و اقتصادی را پیش رویمان قرار می دهد در این میان با تامل بیشتر روی انها به وضوح در می یابیم که درونمایه اصلی داستان غفلت است . غفلت جلوه های گوناگونی دارد لیکن این مجموعه بیشتر به مفهوم و بعد عرفانی ان نظر دارد. اهل معنا٬ غفلت را اصطلاحی عرفانی دانسته اند و از ان به غافل بودن دل از حقیقت تعبیر کرده اند. بعضی گویند٬ غفلت از خدا کفر است و نیز بیان داشته اند در راس همه بدیها و زشتی ها جهل و غفلت است. داستان برای عشق حاجی فتوحی به هستی زمینه چینی و فضاسازی هایی کرده است٬ نظیر عدم توجه همسرش به وی و یا درگیری های خانوادگی . نکته اساسی این روایت ان است که تمایل او به دختر شایگان به گونه ای سامان گرفته که روز به روز مایه گسست اش از خدا و کمرنگ تر شدن شیفتگی اش نسبت به حق می شود. شک کردن های مداوم حاجی فتوحی در رکعت نمازهایش و یا اگاه نشدن از نزدیکی ماه رمضان جلوه هایی از درستی این دیدگاهند که ارتباط با هستی نه به عنوان یک زن بلکه میوه ممنوعه ای است که خوردن ان ساختار و مبنای شخصیت دینی او را متزلزل و نابود خواهد کرد. تسبیح که نمادی از مظاهر و شعائر دینی است و مورد علاقه حاجی فتوحی در این داستان به وسیله ای بدل می شود که هرگاه حاجی انرا به دست می گیرد او را از ساحت قدسی و حوزه بندگی حق دور می کند. هستی جهت همراه کردن حاجی فتوحی برای رفع مشکلات اقتصادی خود تسبیحی گران قیمت را خریداری کرده به وی هدیه می نماید. این تسبیح نه تنها الهام بخش او برای ذکر خدا نیست بلکه هر بار او متوجه گسست و فاصله اش با پروردگار می گردد با دیدن ان خود را از این فضا و تضادها رهانیده ارامشی از جنس شیطانی اش را تجربه می کند.
فیلمنامه در قسمت های پخش شده حکایت از پرداخت مطلوبی دارد. به غیر از همسر حاجی فتوحی که رفتارهایش با موقعیت شغلی و اجتماعی اش تناسبی ندارد پردازش دراماتیکی شخصیت های اصلی همچون حاجی فتوحی٬ جلال و هستی به گونه ای سامان گرفته اند که باورپذیر و جذابند. گره افکنی و گره گشایی٬ کشمکش و تعلیق ها٬ طراحی مناسبی داشته و به پرکشش شدن داستان کمک شایانی می کنند.در این زمینه همچنین باید به دیالوگ ها اشاره کرد که از نظر فرم و مضمون و به جهت ایجاز و همخوانی اش با شخصیت ها برجستگی و غنای خوبی از خود نشان می دهند. پرداخت مطلوب شخصیت و سیر رویدادهای روایت ٬ بازیها را نیز اثرگذارتر کرده است. غالب نقش افرینان با قرارگرفتن در موقعیتهای دراماتیک جذالب این زمینه را فراهم کرده اند تا مخاطب با بازیهای انها ارتباط خوبی برقرار کند. از این منظر اجرای نقش علی نصیریان و امیر جعفری نمود بیشتری یافته است. تصویربرداری٬ نورپردازی٬ طراحی صحنه و لباس٬ صدابرداری و تدوین در کنار کارگردانی ای خلاق به مجموعه داستانی " میوه ممنوعه" سیمای پرفروغ تری بخشیده است. نویسنده: محمدرضا کریمی ـ جام جم |+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 7 مهر1386 و ساعت |
کارگردان اغما: شیطان لباس زیبای خود را به تن می کند...
شیطان همیشه سعی می کند در بهترین چهره با بهترین حرف ها و بهترین شکل بیاید که بتواند فریبنده باشد و تاثیر خود را بگذارد وگرنه اگر شکلی از شیطان با کراهت به تصویر دراید هر انسانی در مواجهه با او در می یابد که او در رفتارش غرض دارد و به سراغش نمی رود پس شیطان حتما لباس زیبای خود را به تن می کند تا افراد براحتی فریفته او شوند. سیروس مقدم کارگردان سریال اغما در ادامه گفت: تمام دقایق این مجموعه با تفکر ٬ تحقیق و مطالعه ساخته شده و در هیچ بخشی بدون پشتوانه علمی عمل نکرده ایم. وی با اشاره به استفاده از مشاوران مذهبی و بررسی برای نگارش داستان گفت : هر بخش از داستان بر اساس احادیث و روایات موجود ساخته شده و در طول زمان پخش مجموعه با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه شدیم زیرا مذهب در مملکت ما تعیین کننده است و مردم نیز کنجکاو هستند در موارد بسیاری از سوالات ذهنی و فلسفی خود به پاسخ برسند و مهمترین انها که برای هرکس حداقل برای یکبار در زندگی پیش می اید پرسش در مورد چگونگی رابطه خود با خداست. وی با اشاره به نامه پرستاران درباره جزئیات انتشار این نامه گفت: طی اخرین صحبت ها اعلام شد ان نامه براساس دیدگاه فردی یک نفر نوشته شده و سازمان نظام پزشکی انرا تکذیب کرده است. کارگردان سریال اغما در ادامه افزود: روزی سخنرانی ای از دکتر الهی قمشه ای در تلویزیون دیدم که خیلی زیبا به بحث خالق و مخلوق و شیطان می پرداخت و اینکه شیطان در زیباترین قالب خود ظاهر می شود و سراغ ادمهای درجه یک می رود ٬ دقیقا درجه یک و با افراد درجه دو و سه کاری ندارد و اگر برود برایش در اولویت نیست. وی در پایان صحبت های خود گفت: نفس اماره و رابطه اش با خیر و شر در ذهن هر ادمی زمینه مساعدی را فراهم می کند که شیطان سراغش برود . شیطان بستر را مهیا می بیند که می اید و تا شرایط برای جولانش فراهم نباشد نمی اید و اصولا با کسی که بستری مهیا برای گناه ندارد کاری ندارد. |+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 7 مهر1386 و ساعت |
نتایج مرحله اول انتخاب فیلم ایرانی برای اسکار
امیر اسفندیاری سخنگوی کمیته انتخاب فیلم ایرانی برای اسکار نتایج مرحله اول انتخاب این کمیته را به شرح زیر اعلام کرد: تقاطع " ابوالحسن داوودی" . پاداش سکوت " مازیار میری" . جایی در دوردست " خسرو معصومی " . خون بازی " رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب" . زمستان است " رفیع پیتز" . شب به خیر فرمانده " انسیه شاه حسینی" . میم مثل مادر " مرحوم رسول ملاقلی پور" . وقتی همه خواب بودند " فریدون حسن پور". وی افزود: در نشست این کمیته محورهایی چون " معیارها و نگاههای لازم در جریان انتخاب " ٬ " بررسی فیلم های معرفی شده دیگر کشورها" و " قرائت فهرست فیلم های ایرانی به نمایش در امده در فاصله زمانی نهم مهرماه ۸۵ تا هشتم مهرماه ۸۶ با توجه به قوانین و مقررات ان رویداد سینمایی" مطرح و بررسی شد. اسفندیاری اضافه کرد: در چند روز اینده نتایج کار کمیته انتخاب فیلم ایرانی برای اسکار اعلام خواهد شد. نشست کمیته انتخاب فیلم ایرانی برای اسکار با حضور امیر اسفندیاری ـ محمد بزرگ نیا ـ کمال تبریزی ـ مجتبی راعی ـ محمدرضا سکوت ـ علیرضا شجاع نوری ـ رسول صدرعاملی ـ تقی علی قلی زاده و اکبر نبوی برگزار شد. |+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 1 مهر1386 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() دوستان سلام. این وبلاگ قرار است به برنامه های سینما و تلویزیون نیم نگاهی داشته باشدو هر جا لازم بود انها را نقد کند .امیدوارم از مطالعه ان لذت ببرید و نظرات خود را به نویسنده منتقل کنید.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 آرشيو موضوعی
نقد پارک وینقد روز سوم ( تکخال در استین) گفتگو با مسعود کیمیایی به بهانه رئیس گفتگو بارضا یزدانی نقد فیلم رئیس پرویز پرستویی زیر ذره بین گفتگو با مازیار میری به بهانه پاداش سکوت گفتگو با سروش صحت کارگردان چارخونه یک کمدی شلوغ( نقد فیلم قاعده بازی ) مرد هزار چهره ( کارنامه اکبر عبدی در یک نگاه ) یادداشت ترانه سراهای سنتوری داغ داغ داغ ...اخرین کار کیارستمی خبری از اخرین فعالیت سامان مقدم شرطهای ساخت مستند احمدی نژاد برای استون بدون شرح... عکسهایی متفاوت از یانگوم خداحافظی باشکوه با پاواروتی بزرگ یادداشتی از منیژه حکمت نتایج جشن خانه سینما گفتگو با عوامل سریال میوه ممنوعه نظرسنجی ماه رمضان انتخاب نماینده ایران برای اسکار 2008 نقد میوه ممنوعه سریال اغما ناگفتنی های سریالهای رمضان اسکار 2008 اخرین خبر درباره سریال چاخونه نگاهی به سریال تازه ابراهیم حاتمی کیا کمی هم از سینما مجری شب شیشه ای شایعات را بررسی می کند میلانی در تلویزیون درباره اشپزی جواهری در قصر نگاهی به روزهای پایانی نمایش چارخونه نگاهی به فیلم جدید لطیفی نگاهی به فیلم اتوبوس شب به بهانه نمایش فیلم گاو از صد فیلم شروع روزگار قریب کلاه قرمزی و پسرخاله و درخت گلابی نگاهی به سریال ساعت شنی خبرهایی از ده نمکی_ کیمیایی و جشنواره فجر پرفروش ترین فیلمهای سال 2007 میلادی افتتاح سینما ازادی گل شیفته فراهانی و محمدرضا گلزار جشنواره فیلم فجر و گامهای تازه فهرست 23 فیلم بخش سینمای ایران تصمیمات کبرای مسئولان برای حل مشکلات فیلمهای روز اول جشنواره اعلام شد ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟(1) ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟(2) ماراتون دریافت سیمرغ بازیگری چرا در فیلمهای امسال همیشه پای زنها در میان است؟ بیشترین نامزدی سیمرغ برای اواز گنجشکها ایستگاه اخر: برندگان جشنواره یادداشتی بر " به همین سادگی " درباره سریال یک مشت پرعقاب عامل اصلی قاچاق سنتوری دستگیر شد اکران نورزوی سینماها مهمترین اتفاقات سینمایی سال 1386 بهاریه مرد هزار چهره دایره زنگی دو مطلب درباره آژانس شیشه ای و حمید فرخ نژاد اخباری از افزایش بلیت سینماها، جشنواره کن... سریال شهریار دعوت حاتمی کیا اخباری از ده نمکی و افخمی سریال مرگ تدریجی یک رویا پابرهنه در بهشت به بهانه تولد استن لورل فوتبال زنده انعکاس پيوندهای روزانه
دل گویه های منهنر به روایت دیگر برای حامد بهداد خیلی دور خیلی نزدیک آرشيو پیوندها پيوندها
صدا...دوربین...حرکتسایت سعید شهروز سایت ابراهیم حاتمی کیا سایت بنیامین بهادری سایت ماهایا پطروسیان سایت باران کوثری سایت محمد رضا گلزار سایت پانته ا بهرام سایت هانیه توسلی سایت بهرام رادان سینما در منطقه ممنوعه تاریخ و سیاست در سینما دونده سینمای نوین ایران MASSOUD MEHRABI هواداری از ترانه علیدوستی و زمین جایی برای دوزخیان نبوده خبرگزاری پرشین استار سایتها و وبلاگهای سینما ستارگان سینما و تئاتر اپیزود سوم کارگاه نقد فیلم مهر چیزی شبیه روزنامه وبلاگ اختصاصی حامد کمیلی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |