تبليغاتX
صدا ... دوربین ... حرکت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
توفیق اجباری... ادامه همان مسیر فیلمسازی کمدی لطیفی

لطیفی در این سالها نشان داده که علاقه مند به ساخت فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی در ژانرهای مختلف است. این گونه است که او بعد از یک مجموعه تلویزیونی با مایه های دینی به سراغ فیلمی جنگی می رود و پس از ان سر از فیلمی کمدی در می اورد و گویا چندان هم نگران فراز و نشیب های کارنامه حرفه ای اش نیست.

             

"توفیق اجباری" ادامه منطقی مسیری است که سازنده اش قبلا با فیلم هایی چون "عینک دودی" و "دختر ایرونی" پیموده بود یعنی ساخت فیلم هایی با لحن کمدی با حضور ستاره های محبوب در عینک دودی" ایرج طهماسب و فاطمه معتمداریا" ٬ در دختر ایرونی"هدیه تهرانی و امین حیایی" و در توفیق اجباری هم" محمد رضا گلزار". اثاری که در دل سینمای بدنه و به قصد فتح گیشه کلید می خورند. عینک دودی و دختر ایرونی با اینکه در شرایط و زمان خیلی مناسبی هم اکران نشدند جزو فیلم های پرفروش دوران خود بودند و این توفیق احتمالا با "توفیق اجباری" هم تکرار خواهد شد.

لطیفی نشان داده که راه و رسم روایت داستان را دست کم در حدی که حوصله تماشاگر را سر نبرد خوب بلد است. شاهد مثال همین توفیق اجباری است که چند روزی است بر پرده امده است. منتها لطیفی در ۲ سال اخیر با ساخت ۲ سریال "وفا"و "صاحبدلان" انتظاراتی را  در مورد خودش ایجاد کرده که باید قبول کرد فیلمی مثل "توفیق اجباری" نمی تواند به انها پاسخ مثبت بدهد. او حتی قبل از این کار فیلم ستایش شده "روز سوم" را در ژانر سینمای جنگ ساخت که فاتح اصلی جشنواره فجر بود و منتقدان انرا در کارنامه سازنده اش گامی به پیش ارزیابی کردند. منتها به نظر می رسد که برای لطیفی نه ان توقعاتی که برانگیخته خیلی مهم بوده و نه ان تعریف و تمجیدهای منتقدان را جدی گرفته است. به همین خاطر و بلافاصله بعد از ساخت فیلم جنگی روز سوم و گرفتن چندین سیمرغ بلورین دوباره به سینمای عینک دودی و دختر ایرونی بر می گردد.

فیلمنامه نویس توفیق اجباری یعنی پیمان عباسی توفیقی در ترسیم کاراکتر رضا گلزار به عنوان سوپراستار سینمای ایران بشان نمی دهدو به همین دلیل بازی گلزار در نقش خودش که می توانسته محمل موقعیت های جذاب دراماتیک و انبوهی ارجاع به سینما و زندگی شخصی او شود جز چند اشاره گذرا بیشتر بر مدار کلیشه ها می گردد اینکه گلزار بازیگر محبوبی است و در جایی که پا بگذارد انبوه طرفدارانش به سراغش می ایند و از او تقاضاهایی دارند که دم دست ترین و قابل طرح ترین انها گرفتن امضاست. توفیق اجباری تصویری بیش از اندازه پاستوریزه از گلزار ارائه می دهد. قدری شیطنت و کمی ظرافت در شخصیت پردازی می توانست به کاراکتر محمد رضا گلزار به عنوان ستاره محبوب سینما عمق و جذابیت بیشتری ببخشد.

توفیق اجباری مثل دیگر فیلم های گلزار در این سالها خوب می فروشد و البته بر خلاف یکی دو فیلم اخر او تماشاگر را هم مغبون از سالن به بیرون نمی فرستد. رضا گلزار هم نقش خودش را با اجرایی پذیرفتنی بازی می کند. لطیفی هم در مقام کارگردان سعی کرده از هر چیزی که می توانسته به جلب رضایت مخاطب منجر شود استفاده کند. او نقش خود را به عنوان یک سرگرمی ساز شاغل در سینمای بدنه ایران بدون هیچ جاه طلبی و ادعایی ایفا می کند. علاقه او به ساخت فیلمهای پرفروش اگر با حوصله و دقتی به مراتب بیشتر از چیزی که در توفیق اجباری و اسلافش شاهدش هستیم همراه شود قطعا صفت حرفه ای بودن بیشتر برازنده اش خواهد بود. چراکه وقتی ستاره ای مثل گلزار جلوی دوربین ایستاده فتح گیشه نه هنر چندانی می طلبد و نه تخصص ویژه ای.

سعید مروتی ـ همشهری ـ ابان ۸۶

|+| نوشته شده توسط شیرین در چهارشنبه 23 آبان1386 و ساعت  | 
وقتی ستاره ها هم جواب نمی دهند... 

      

 شاید بدبین ترین ادم ها هم فکر نمی کردند کار سروش صحت و مجموعه اش بعنی چارخونه که با کلی سرو صدا جلوی دوربین رفته بود به اینجا بکشد. به اینجایی که اصلا کار دیده نشود و هیچکس انرا جدی نگیرد. به راستی سروش صحت و گروهش کجای کار را اشتباه رفتند که به این روز افتادند. تیم تهیه کار که یک تیم با انگیزه بود و از دار و دسته مهران مدیری جدا شده بودند و می خواستند خودشان را با کلی انگیزه به اثبات برسانند. سروش صحت که ادمی با انگیزه ٬ باانرژی بود که می خواست ثابت کند بقیه هم می توانند کار روتین بسازند. از همه مهمتر گروه بازیگران هم رضا شفیعی جم را داشت که همه برای به دست اوردن او سرودست می شکنند و بعد از ان لولایی ٬ امیر جلالی ٬ بختیاری و... را داشت که هر کدامشان می توانستند یک برگ برنده باشند.

اما مشکل چه بود که چارخونه با ان همه ستاره به جایی رسید که اواسط کار دست به دامن یک شخصیت جدید شد و جواد رضویان را برای نجات اورد؟ البته رضویان هم فقط یک منجی دو هفته ای بود و بعد انقدر شوخی هایش را تکرار کرد که دوباره کار در سراشیبی سقوط قرار گرفت. سقوطی که با این همه ستاره و ادعا برای دارو دسته ای که جدا شده بودند و می خواستند خودشان را ثابت کنند وحشتناک بود. به همین دلیل دوباره گروه به دنبال تغییر و تحول و منجی گشتند اما این بار دیگر کسی نبود که انها را نجات دهد. انها همه ستاره ها را با خود داشتند اما هیچ کاری نتوانسته بودند بکنند حالا چه کسی را می خواستند بیاورند که کارشان را نجات دهد. اینجا بود که اشتباه سروش صحت یا رک تر بگوییم همه کاره پروژه یعنی محسن چگینی به چشم می امد. او بدون هیچ خلاقیت و نواوری و ریسک فقط به این امید که رضا را داریم لولایی را میبندیم امیر جلالی را می اوریم اگر جواب نداد جواد را هم اضافه می کنیم پروژه را دست گرفته بود. اما حالا همه این کارها را کرده و  مجموعه اش جواب نداده بود. چگینی در واقع فکر اینجای کار را  نکرده بود که اگر کارش قصه نداشته باشد نو اوری نداشته باشد حتی ستاره ها هم نمی توانند انرا نجات دهند.

  

سوال این است: چرا با این فکر و اندیشه بدتر به ستاره هایمان ضربه می زنیم. چگینی که به دلیل محدوده اختیاراتش در این پروژه بیشتر او را خطاب قرار می دهیم ای کاش حداقل حالا که امده بود یک دار و دسته دیگر راه بیاندازد کمی هم ریسک می کرد. هیچ دلیلی نداشت او فقط و فقط به سراغ ستاره ها برود او می توانست از انهایی استفاده کند که به خاطر باندبازی یا هزار چیز دیگر بیرون گود مانده اند. مگر همان چهار قسمتی که بیژن بنفشه خواه به چارخونه امد جواب نداد و از بهترین و بامزه ترین قسمت ها نشد پس چرا فکر می کنیم فقط ان چند نفری که در چند کار قبلشان موفق بوده اند می توانند موفق باشند. اصلا مگر همین رضا شفیعی جم روزگاری فید نشده بود و به واسطه ریسک بعضی ها دوباره روی دور نیامد پس بیاییم کمی نترسیم. مطمئنا چارخونه با ادم های بی اسم و رسم از این بدتر نمی شد. پس حالا که داریم چنین کاری را تحمل می کنیم ای کاش به قیمت این بود که چهار نفر را زنده می کردیم نه اینکه بدتر از محبوبیت ستاره هایمان هم بکاهیم.

چارخونه روزهای پایانی اش را پشت سر می گذارد و همچنان مرد همه کاره این پروژه به دنبال ستاره ای دیگر است تا اخرین شانسش را هم امتحان کند اما بد نیست او و صحت که با وجود اختیار کمش اما همه چیز به نام او تمام می شود بدانند شکست با ستاره های زیاد خیلی سنگین تر از شکست با دست های خالی است.

|+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 19 آبان1386 و ساعت  | 
اینهم نتیجه نظرسنجی موفق ترین کارگردان سینمای ایران پس از انقلاب و بهترین برنامه تلویزیون. نظرسنجی درباره خود وبلاگ را برنداشتم تا اگر بازدید کننده ای برای بار اول از این کلبه دیدن کرد بتواند  درباره اش نظر دهد بجایش دو نظرسنجی جدید گذاشتم که حتما شرکت کنید. بخاطر توجه تان به این وبلاگ و شرکتتان در نظرسنجی ها صمیمانه متشکرم.

موفق ترین کارگردان سینمای ایران پس از انقلاب:

۱) ابراهیم حاتمی کیا   ۵/۴۸ ٪

۲) مرحوم علی حاتمی  ۲۰ ٪

۳) عباس کیارستمی  ۱/۱۷ ٪

۴) داریوش مهرجویی  ۲/۱۴ ٪

 

بهترین برنامه تلویزیون:

۱) سینما ماورا  ۳۷ ٪

۲) سینما۱  ۶/۲۹ ٪

۳) صدفیلم  ۲/۲۲ ٪

۴) سینما۴  ۱/۱۱ ٪

|+| نوشته شده توسط شیرین در جمعه 18 آبان1386 و ساعت  | 
کتلت ببر تا کنسرو مورچه و خوراک  قورباغه !!!

غذایی که شما انتخاب می کنید جوهره وجودی تان را مشخص می کند. "جواهری در قصر" غذاهایی رنگارنگ و متنوع و پاکیزه را در نظر بیننده می اراید و ذهن او را به نوعی تصحیح کرده می پوشاند زیرا بیننده اگاه ٬ هر روز شاهد خبرهایی عجیب درباره طبیعت ذائقه شرقی هاست. شرق اسیا از کتلت ببر تا کنسرو مورچه و خوراک قورباغه و شیرینی و کیک با طعم زنبور و غذاهایی با حضور حشرات! و انواع جوندگان و موجودات بی شمار دریایی و غیره را می ازماید و همه می دانیم مزرعه های پرورش سگ برای تهیه غذاهای ان سامان چه رونقی دارند! حالا در "جواهری در قصر" بیننده با غیر از انچه  که واقعیت دارد مواجه می شود . با عنایت به تاثیر رسانه ها باید گفت : با هزینه تهیه چنین سریال خوش پرداختی به نفع فرهنگ و ایین کره یک توریست وسواسی را تصور کنید که در این کشور با خیال راحت به رستوران می رود و غذا سفارش می دهد ...!

محور صحبت تغذیه است٬ بنابراین" کتاب مستطاب اشپزی" نجف دربابندری می تواند گویای خیلی از واقعیات و حقایقی باشد که بر امروزی ها پوشیده است. به گفته دریابندری مکتبهای اشپزی چندگونه بیشتر نیست: ایرانی٬ چینی و رومی که از روم به پاریس و سپس از پاریس به دیگر نقاط غرب رفته است. مکتب اشپزی چینی نیز خاص است اما واقعا این غذاهایی که در رستورانها به اسم چینی سرو می شود ناشناس اند و در چین چنین غذاهایی را نمی شناسند و به حساب نمی اورند. پیداست که این گونه غذایی از ایران به هند رفته یا لندن و پاریس را فرا گرفته هم چنان که در منوها و صورت غذاهای رستوران های انجا غذاهای ایرانی جایگاه خودشان را دارا هستند. پس مکتب های اشپزی از ایران به دیگر نقاط جهان رفته است از شرق به هند ٬ پاکستان و ... از غرب به ترکیه ٬ اعراب و شمال افریقا... .

در جواهری در قصر چنان به بیننده القا می شود که گویا خبرهایی در کره هست و طعم های جدید و انگار با یک مکتب مهم اشپزی یا سیستم پزشکی کهن و کارامد مواجه هستیم ٬ ولی این دائره المعارف ابن سینایی فارسی است که چندین قرن کتاب مهم دانشکده های زمان بوده و ... .

دریابندری عقیده دارد که طعم غذا در اشپزی مهمتر است و با حفظ کیفیت غذا منافاتی ندارد اصلا اشپزی یعنی دراوردن طعم. با اینکه از سه مکتب مهم اشپزی صحبت شد به عقیده استاد "تنوع در اشپزی ایران" بیش از سایر مکتب های برشمرده شده است. گرچه او تاکید می کند که تنوع را نمیشود مقایسه کرد و بیشتر بودن غذاهای ایرانی شاید چشمگیر باشد.

برگردیم به سریال: نشانه های بیرونی و گویای بازگشت به خویشتن خویش ٬ در لباس٬ غذاهایی که فصلهای گوناگون صرف می شود اداب و سنت های کهن و دیرینه ای که پاس داشته می شوند ٬ نمود عینی می یابد. به گفته ای این بازگشت به خویشتن نوعی " خود شکوفایی به روز" است. حالا در جواهری در قصر یاداور سنت های اگر چه محدود و کوچک و محله ای٬ می تواند امیدبخش ٬ حرکت افرین و هویت دهنده تلقی شود که در محور سخنان اشپزی در ان سامان به روایت یک فیلم جلا و  احیایی نو یافته و به مخاطبش این حس را القا می کند که داشته های کشوری کوچک می تواند برایش کفایت کند و حتی انها را به رخ بکشد.

ولی ایا مخاطبان ایرانی این سریال از مقام مهم اشپزباشی ها و نفوذ و قدرتشان در حکومت های ایران اطلاع دارند؟ یا اگر کشور ما این گهواره تمدن نبود واقعا چه می شد؟ اکنون ملتهای کوچک به مدد سرمایه از کاه کوه می سازند ٬ ولی ما به جای کاه و کوه٬ دارای سلسله جبال و کوهستان های پایان ناپذیری در عرصه های مختلف علم٬ فرهنگ و هنر هستیم ٬ کافی است به خود بیاییم و با کمی سلیقه به خرج دادن و انتشار تخیل هایمان سریال های خوش نقش و دلنشینی مثل جواهری در قصر بسازیم تا چشم امیدمان در کورسوهای اطراف ضایع نشود. اکنون به نظر شما ما اکسیژن مان را در یکی از مهمترین ابعاد بشری ( تغذیه ) از دست داده ایم یا انرا احیا کرده ایم؟! اگر تغذیه مهم نبود از ان در قران صحبت نمی شد که با امدن منجی در ابتدا مردم از جوع( گرسنگی) امان می یابند و سپس قضیه امنیت شان تضمین می شود ایا جالب نیست؟!

علی مظاهری ـ جام جم ـ قاب کوچک ۱۲ ابان ۱۳۸۶

|+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 13 آبان1386 و ساعت  | 
در سینما خبری نیست...هست؟؟؟؟

راستش چند وقتیه همه اخباری که منعکس کردم درباره تلویزیون بوده٬ که البته این اتفاق بدون هیچ قصد و غرضی می باشد. شاید تنها دلیل موجه که می توانم ذکر کنم این باشد که سینما در رکود به سر میبرد. در این دوماهه فیلمی که بتوان دوخط ناقابل درباره اش نوشت و یا حتی انرا جانانه نقد کرد هم اکران نشده است اما برای اینکه حال و هوای وبلاگ کمی عوض شود و رنگ سینما هم بخود بگیرد تصمیم گرفتم که اسامی فیلمهایی که در این دوماهه اکران شده اند را بگذارم تا شما بهترین از لیست خنثی ترین فیلمها را انتخاب کنید. اعتراف می کنم که خودم هیچ کدامشان را ندیده ام.

۱- سرگیجه

            

۲- کلاهی برای باران

          

۳- پسران اجری و دستهای خالی

 

۴- در شهر خبری نیست٬ هست؟

   

۵- نصف مال من٬ نصف مال تو

۶- قصه دلها

        

۷- مسیح

۸- کلاغ پر

|+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 6 آبان1386 و ساعت  | 
" کلوپ یاران مثبت" میلانی در تلویزیون

تهمینه میلانی نخستین مجموعه تلویزیونی اش را با عنوان " کلوپ یاران مثبت " به سفارش سیما فیلم میسازد. وی در گفتگویی با فارس با اعلام این خبر گفت: قرارداد ساخت این سریال امضا شده است. نگارش فیلمنامه انرا که چندی پیش شروع کرده ام تا اسفند به پایان خواهد رسید.

وی درباره مضمون این سریال تلویزیونی گفت: این سریال درباره HIV مثبت ( ایدز) است که برای ساخت ان از همکاری و مشاوره  مینو محرز ( رئیس مرکز تحقیقات ایدز) بهره بردم . این مجموعه در ۱۳ قسمت مستقل ساخته می شود که هر قسمت دارای داستان مستقلی است و به مسائلی چون پیشگیری٬ اگاهی و معالجه بیماری ایدز می پردازد.

وی افزود: این مجموعه دارای داستانهای متفاوت و مستقلی است که ایدز را در همه اقشار جامعه و طبقات اجتماعی متنوع از کارگر تا تحصیل کرده بررسی می کند. این کارگردان سینما درباره نخستین سریال تلویزیونی خود گفت: مجموعه کلوپ یاران مثبت را با علاقه خاصی کار می کنم و برای من ساختن ان خیلی مهم است چرا که قدم مهم اجتماعی است که می تواند مسئله ایدز را برای مردم ما روشن کند. چون راجع به  این بیماری اگاهی زیادی وجود ندارد.

|+| نوشته شده توسط شیرین در چهارشنبه 2 آبان1386 و ساعت  | 
حضور دوباره رشید پور با "مثلث "

برنامه تلویزیونی مثلث کار جدیدی از گروه فرهنگی ٬ اجتماعی شبکه تهران است که با اجرای رضا رشیدپور به بررسی شایعات و خبرهای حاشیه ساز با  حضور افراد مختلف می پردازد. این برنامه هرشب از طریق خواندن تیترهای خبری در روزنامه و سایر رسانه ها به موضوعات فرهنگی٬ هنری ٬ اجتماعی و سیاسی می پردازد. در این برنامه سعی می شود درباره مسائل مختلف فرهنگی هنری٬ اجتماعی و سیاسی شفاف سازی صورت گیرد و افرادی که به نوعی مسوول یا ذی نفع درباره اخبار و شایعات روز جامعه هستند از طریق این برنامه با مردم به گفت و گو می نشینند. مثلث با هدف ارتقای سطح اگاهی و تعمیق باور عمومی نسبت به جریانات پیرامون ٬ اشنایی با قوانین و مقررات روزمره و حقوق شهروندی ٬ معرفی منزلت ارزش خدمت به مردم و خیرخواهی برای دیگران ٬ حرکت در زمینه شفاف سازی در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی و فرهنگی به صورت زنده هرشب ساعت ۲۱:۳۰ به مدت یک ساعت پخش می شود.

|+| نوشته شده توسط شیرین در چهارشنبه 2 آبان1386 و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar