| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
عبور از خطوط قرمز
پخش سریال " ساعت شنی " از تلویزیون در یکی دو هفته اخیر باعث شگفتی بسیاری شده است. انهایی که معمولا برای انتقاد از تلویزیون و عملکرد ان و اینکه رسانه ملی دارای ممیزی های بسیاری است هم با دیدن قسمت اول سریال ساعت شنی تصمیم گرفتند برای مدتی هم که شده سکوت کنند. این سریال از همان قسمت اول رک و پوست کنده نشان داد که می خواهد مخاطب را با مسائلی غیر متعارف اشنا کند. مسائلی که بازگوکردن ان در جامعه ما هنوز هم در گوشی است و عموم مردم با انها به صورت جدی اشنا نیستند.
"رحم اجاره ای" واژه ای است که به ندرت شنیده می شود اما انهایی که با مسائل اجتماعی و درمانی اشنا هستند و کسانی که اسیب های جامعه را بررسی می کنند می دانند که اجاره دادن رحم در چند سال اخیر به یک شغل پنهانی برای زنان بی سرپرست تبدیل شده است. نام شغل این زنان "حامل" می باشد. انها در ازای دریافت پول به خانواده هایی که صاحب فرزند نمی شوند کمک می کنند تا طعم شیرین داشتن فرزندی که متعلق به خود انهاست را بچشند. " ساعت شنی " بدون واسطه به این رویکرد نوپا در جامعه ما می پردازد. در شرایطی که حتی رسانه های مکتوب و تخصصی در کشورمان ترجیح می دهند از کنار این قضیه و بررسی بعد اسیب شناسی ان بگذرند و فقط وجه علمی انرا بررسی کنند تلویزیون در یک حرکت غیر منتظره و در یک سریال نمایشی که بهترین بازیگران سینما و تلویزیون در ان ایفای نقش می کنند زنانی را به تصویر می کشد که به دلایل مختلف و مشکلاتی که دارند تصمیم می گیرند شغل "حامل" را برای خود انتخاب کنند. در سریال ساعت شنی در کنار این موضوعات بسیاری از مشکلات و اسیبهای اجتماعی که بیشتر انها به زنان مربوط است نیز به نمایش در می اید...زنان بی سرپرست ٬ اعتیاد٬ دختران فراری ٬ زنان خیابانی و ... پخش سریال "ساعت شنی" از شبکه یک سیما که به شبکه ملی نیز معروف است و در سراسر ایران و حتی دور افتاده ترین نقاط انهم قابل دریافت است نشان دهنده این موضوع است که تلویزیون به عنوان پرمخاطب ترین رسانه کشور عزم خود را جزم کرده است تا با نمایش معضلات پنهان جامعه به مسوولان گوشزد کند که نباید فقط پوسته ظاهر را دید و به سلامت ان خشنود بود چون شاید در زیر این لایه به ظاهر سالم عفونتی در حال گسترش باشد. چند سال پیش وقتی تلویزیون سریال"دوران سرکشی" را تولید و پخش کرد این جرات را به منتقدان و مسوولان داد که از معضلی به نام "دختران فراری" سخن بگویند و بپذیرند که جامعه ما در این زمینه دچار بحران شده است و اکنون باید منتظر بازتاب های پخش سریال ساعت شنی ماند. |+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 26 آذر1386 و ساعت |
نتیجه نظرسنجی ماه:
جریان ساز ترین فیلم : ۱) کلاه قرمزی و پسرخاله ۴/۲۱ ٪ ۲) گاو ۸/۱۷ ٪ ۳) قیصر و قرمز ۲/۱۴ ٪ ۴) گوزنها ۷/۱۰ ٪ ۵)عروس ۱/۷ ٪ ۶) خانه دوست کجاست و گنج قارون ۵/۳ ٪ هر چند از نظر نویسنده این وبلاگ شاید هیچ فیلمی از نظر جریان سازی به پای فیلم ستایش شده کیارستمی یعنی خانه دوست کجاست نرسد ولی از انجا که از نظر خوانندگان این وبلاگ فیلم کلاه قرمزی و پسرخاله به عنوان جریان سازترین فیلم رسید پس مطلب زیر درباره این فیلم می باشد. کلاه قرمزی و پسرخاله یک دهه پس از شهر موشها فرمول امتحان پس داده استفاده از کاراکترهای محبوب تلویزیون در سینما باز هم جواب داد و این بار کلاه قرمزی که در مدت پخش برنامه تلویزیونی صندوق پست همراه اقای مجری اش به محبوب ترین چهره های ایرانی بدل شده بودند جای کپل و نارنجی و اقا معلم شهر موشها را گرفت. عروسکهای بانمکی که در دنیای ادم بزرگ ها زندگی می کردند و البته بازتاب دهنده عادت ها و باورهای درست و غلط انها بودند. برای همین وقتی نسخه سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله روی پرده امد برخلاف عادت همیشگی فیلمهای کودکانه که بچه ها بزرگ ترهایشان را به عنوان همراه با خود به سالنهای سینما می کشاندند میان مخاطبان فیلم بزرگترها هم دیده می شدند. کلاه قرمزی و پسرخاله زاده مهارت فراوان حمید جبلی در خلق کاراکتر و تیپ سازی بودند و موفقیت مجموعه و فیلم سینمایی از قدرت مدیریت طهماسب می امد. از همین نسخا سینمایی فاطمه معتمداریا هم به عنوان راس سوم به مثلث اضافه شد که تا مدتی طولانی به عنوان ترکیبی پول ساز در گیشه ماندگار شدند.موفقیت فیلم اول و جایگاه کلاه قرمزی و محبوبیت این کاراکتر عجیب انقدر بود که اگر تعداد بلیت های فروخته شده محاسبه شود احتمالا کلاه قرمزی و پسرخاله از پرمخاطب ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران هم خواهد بود. عاشقانه ترین فیلم : ۱) روز سوم ۳۴ ٪ ۲) درخت گلابی ۲۳ ٪ ۳) داش اکل ۲/ ۱۹ ٪ ۴) دلشدگان ۶/۷ ٪ ۵) خاکستر سبز ٬ بید مجنون ٬ زیر درختان زیتون و رگبار ۸/۳ ٪ در نظرسنجی یک ماهه این وبلاگ فیلم روز سوم به عنوان عاشقانه ترین فیلم سینمای ایران از نظر بازدید کننده ها انتخاب شد اما از انجا که در همین وبلاگ درباره این فیلم گفته شده بنابراین مطلب زیر درباره فیلم زیبای مهرجویی است که به نظر بسیاری از منتقدان هیچ فیلمی از این منظر به پای ان نمی رسد. درخت گلابی .... دوستت دارم ها... دوره فیلمهای شخصیت محور داریوش مهرجویی حداقل در نام فیلمها که با هامون شروع شده بود و با بانو٬ سارا٬ پری و لیلا ادامه پیدا کرد با درخت گلابی به پایان رسید و این بار مهرجویی داستانی از گلی ترقی را دست مایه کارش قرار داد تا حاصل کار یکی از عاشقانه ترین فیلمهای سینمای ایران باشد. درخت گلابی از یک سو داستان مردیست که برای نوشتن داستان تازه اش به باغ قدیمی پدری امده و درگیری هایی که با خودش دارد نمی گذارد انچه را که می خواهد بنویسد و از سوی دیگر عاشقانه ای در دل گذشته و خاطرات مرد است. تصویرهایی از فیلم که حالا در ذهن مان ماند بیشتر متعلق به همان بخش دوم ماجراست. به نظر می رسد که بخش های مربوط به کودکی شخصیت اصلی فیلم و عشق قدیمی اش با شور و عشق و حوصله بیش تری ساخته شده است. درخت گلابی به خاطر همان نیمه عاشقانه اش فیلم مهم و بیشتر از ان فیلم عزیزی ست . فیلمی ست که شماری از بهترین سکانس های این سینما را در خودش جای داده و برای همین نمی توان به سادگی از کنارش گذشت چنانکه همین سکانس ها باعث شد این فیلم انتخاب منتقدان در سال ۱۳۷۶ باشد. |+| نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 20 آذر1386 و ساعت |
شروعی غافلگیرکننده....
دوشنبه شب ۱۲ اذر ۱۳۸۶ اولین قسمت سریال روزگار قریب از شبکه سه سیما پخش شد. این سریال قرار است نگاهی به سه دوره زندگی ( کودکی٬ جوانی و پیری ) دکتر محمد قریب بنیانگذار پزشکی نوین اطفال در ایران از سال شروع تحصیلات ابتدایی تا سال ۱۳۵۳ درگذشت وی بپردازد.
انچه در همان اولین قسمت خودنمایی کرد کارگردانی بی نقص عیاری و بازی های قوی بازیگران ان بود بطوریکه به احتمال قوی تا چند هفته اینده خواهد توانست به خاطر داشتن خط داستانی جذابش رتبه اول در میان سریالهای درحال پخش را بخود اختصاص دهد. نکته قابل ذکر این است که این سریال هم دارای لوکیشنهایی در بیمارستان است که ظاهرا این روزها در میان سریال سازان مد شده اما کاملا با خط داستان مرتبط است. رفت و برگشت های داستان از حال به گذشته بسیار به موقع و عالی کار شده . سکانس اشوب خیابانی در خاطرات کودکی دکتر بسیار ریز و دقیق پرداخت شده بود و همه سیاهی لشکرها نیز به نوبه خود خوب بودند چیزیکه در سریالها و فیلمهای ایرانی کمتر دیده می شود.فیلمبرداری اثر نیز در جای خود عالی ست . بخاطر اورید شروع فلاش بک ها را که ابتدا سیاه و سفید است و پس از مدتی تصویر رنگی می شود درست مثل یاداوری خاطراتمان در ذهن که به همینگونه است. از قرار معلوم بعد از مدتها چشم انتظاری با یک سریال که گروه کاملا حرفه ای انرا تولید کرده روبرو هستیم. درحالیکه هم اکنون چهار سریال در حال پخش است که سه تای انها کار سه کارگردان مطرح سینماست ( حلقه سبز ـ ابراهیم حاتمی کیا)٬ ( شهریار ـ کمال تبریزی)٬ ( روزگار قریب ـ کیانوش عیاری) و همینطور سریال بیداری به کارگردانی بهرام عظیم پور که سالهای طولانی در سینما دستیار کارگردانهای بزرگی بوده اما انچه از شواهد و قرائن پیداست این سریال ( روزگار قریب) از همه نظر حرفه ای تر و قوی تر است. برای دیدن عکسهای دیگری از سریال به ادامه مطلب بروید. |+| نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 13 آذر1386 و ساعت |
گاو...
مهرجویی درگفتگویی با شماره سینما۷ در اسفند ۱۳۵۶ درباره چگونگی بوجود امدن فیلم گاو گفته:
پس از نمایش و شکست " الماس ۳۳ " به فکر کار دیگری بودم... روزی همراه ساعدی در میدان توپخانه بنزین ماشینمان تمام شد٬ پیاده شدیم و راه افتادیم. در راه صحبت درباره " عزاداران بیل" بود و اینکه کاری بکنیم ...ساعدی از" گاو " صحبت کرد و اینکه داستانش قشنگ است و به درد فیلم می خورد. داستان را تعریف کرد و شروع شد... وزارت فرهنگ و هنر سرمایه فیلم را تامین کرد و به راه افتاد... و بدین ترتیب یکی از پرافتخارترین فیلمهای سینمای ایران شکل گرفت. به گفته بسیاری موفقیتهای جهانی فیلم ( که از جشنواره شیکاگو شروع شد) باعث شد که احساس حقارتی که نسبت به کمال سینمای غرب در اهل سینمای ایران بود از بین برود. اما در داخل کشور و پیش از شهره شدن فیلم در فرنگ فیلم با مانع سانسور روبرو شد. فکر وجود دهکده ای چنین فقیر و عقب مانده برای حکومت تحمل ناپذیر بود. بنابراین نمایش فیلم به تعویقی افتاد که پایانش غیرقابل پیش بینی بود. اما بالاخره شرایطی مهجور روی پرده امد و هرچند که منتقدین انرا تحسین کردند ولی سرو صداها درباره اش ماند تا دوسال بعد که فیلم برنده جایزه " مجمع بین المللی منتقدین فیلم" سی و دومین دوره جشنواره ونیز۱۹۷۱ شد. و سپس نمایش در جشنواره های متعدد دیگر و کسب جوایزی دیگر. فیلم در رای گیری منتقدین سینمای ایران در سالهای ۱۳۵۱ و ۱۳۶۷ مقام بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران و در رای گیری مشابهی در سال ۱۳۵۶ همراه با " یک اتفاق ساده" مقام دوم را بدست اورده است. جوایز: جایزه نخست بازیگری برای عزت الله انتظامی از جشنواره شیکاگو ۱۹۷۱ ـ مقام دومین فیلم سال و بهترین موسیقی متن از جشنواره فیلمهای ایرانی ۱۳۴۹ـ جایزه بهترین فیلمنامه از دومین دوره جشنواره سپاس ۱۳۴۹. گزیده دو نقد : فیلم مهرجویی را که تماشا می کنم انرا در یک فضای غنی و گسترده صمیمی می یابم و اندیشه هایش را که با مرکب نور برپرده سینما نوشته می شود با چشم روح می خوانم و به خاطر راستگویی هایش به او تبریک می گویم و با صمیمیتی که فیلمش به ما می اموزد دستش را می فشارم. با توجه به جزئیات است که شاهد تمام انسانیت ها و مهرجویی ها و خلاصه رمانتیسم داریوش مهرجویی می شویم که او را در طبقه یک فیلمساز صاحب سبک قرار می دهد. صرفنظر از ضعف های کوچکی که فقط باید مورد توجه شخص فیلمساز باشد "گاو" فیلمی است در یک قدمی یک اثر فوق العاده. دکتر هوشنگ کاووسی ـ کیهان ـ ۲۹ بهمن ۱۳۴۸ چه کسی انتظار داشت که نخستین فیلم ایرانی راه یافته به فستیوال ونیز جمعی چنین کثیر را شیفته خود کند؟فیلم به ظاهر بسیار ساده است اما در عین حال به نقاشیهای کودکان می ماند پیش از فرارسیدن ممنوعیتهای بلوغ ٬ کاملا طبیعی و درست که به ندرت نارسایی و خطایی در ان دیده می شود. درک مالکولم ـ گاردین ـ ۲ سپتامبر ۱۹۷۱ |+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 10 آذر1386 و ساعت |
اتوبوس شب در دست سه ستاره...
هر چند اپ قبلی من درباره فیلم قابل ستایش اتوبوس شب بود ولی حیفم اومد تا به این زودی پرونده این فیلم رو ببندم به خاطر همین این اپ رو برای اشنایی بیشتر با سه بازیگرـ ستاره این فیلم قرار دادم. خسرو شکیبایی ـ ۱۳۲۳
بازیگری که کار بازیگری را با فیلم خط قرمز کیمیایی اغاز کرد. اما بازی اش در سارای مهرجویی برایش اعتبار یک بازیگر ستاره را بهمراه اورد و او باز هم برای مهرجویی بازی کرد: هامون٬ پری٬ بانو که همگی از اثار ستایش شده سینمای ما هستند . سپس روبروی ستاره زن سینمای ایران قرار گرفت و برای تقوایی کاغذ بی خط را رقم زد. ۲۵ سال پس از ساخته شدن خط قرمز که اولین تجربه بازیگری شکیبایی در سینما بود او بار دیگر در فیلمی از مسعود کیمیایی جلوی دوربین رفت و نقش نامتعارفی که در حکم بازی کرد مورد توجه خیلی از دوستداران فیلم قرار گرفت و این همکاری در فیلم بعدی کیمیایی یعنی رئیس هم تکرار شد هرچند این فیلم ضعفهای اشکاری داشت اما بازی شکیبایی قابل دفاع بود. از دیگر اثار قابل توجه او می توان به: اثیری٬ مزاحم٬ روانی٬ شکار٬ ترن٬ دزد و نویسنده٬ خواهران غریب٬دستهای خالی و عروسک فرنگی اشاره کرد. البته او گهگاهی سری هم به تلویزیون میزند بازی در خانه سبز که به زمان خودش یکی از سریالهای پرطرفدار سیما بود گواه این مدعاست و همچنین: روزی روزگاری٬ کاکتوس٬ تفنگ سرپر. اما اکنون فیلم ستایش شده اتوبوس شب با بازی درخشان شکیبایی به نقش راننده اتوبوس درحال اکران است.خسرو شکیبایی برای بازی متناسب ٬ لهجه و ضرباهنگ درست انتخاب شده و فراز و فرودهای صوتی کنترل شده و دور از نمایش گری اش شایسته دریافت سیمرغ بلورین از جشنواره سال پیش بود که البته تنها یک دیپلم افتخار نصیبش شد. محمد رضا فروتن: ۱۳۴۷
حدود یک دهه پیش با بازی در هدف (بهرام کاظمی) وارد سینما شد. پس از درخشش در نقش کوتاهی از سریال سرنخ (کیومرث پوراحمد) وارد کلاس های اموزش بازیگری حمید سمندریان شد. حمید نعمت الله که دستیار کیمیایی بود پس از دیدن فروتن در سریال پوراحمد او را به کارگردان بازیگرساز سینمای ایران معرفی کرد تا فروتن یکی از نقشهای اصلی مرسدس را ایفا کند. همکاری مجدد با کیمیایی ٬ استقبال از دوزن٬ فروش فوق العاده قرمز و جایزه ای که به خاطر همین فیلم از جشنواره فجر گرفت محمدرضا فروتن را در کمتر از دو سال به ستاره سینمای ایران تبدیل کرد. فروتن علاوه بر چهره مناسب و سینمایی٬ صدای گیرایی هم دارد و البته توانایی اش در ایفای نقشهای متفاوت غیرقابل انکار است. او در نیمه دوم دهه ۱۳۷۰ اغلب ایفاگر شخصیتهای تلخ و سیاه سینمای اجتماعی ایران بود. در زیر پوست شهر فوق العاده ظاهر شد و شب یلدا روی بازی او استوار بود. پس از این دو فیلم از روی عمد تعدادی از پیشنهادها را نپذیرفت و کم کار شد. فیلم رقص با رویا(محمود کلاری) اکران نشد و بازی اش در فیلمهای: برباد رفته٬مجردها٬ بازنده٬سربازان جمعه٬شاه خاموش و ملاقات با طوطی چیز تازه ای برای عرضه نداشت.و عضلات و رگ گردن و صدای گرفته او برای بیان عصبانیت ٬ موضوع نقدهای منفی بازی اش بود و این بازیگر خوب سینمای ایران تا حدودی به حاشیه رفت. نکته بسیار مهم این است که مهرجویی ابتدا نقش یوسف مهمان مامان را به او پیشنهاد کرد ٬ درویش از او خواست نقش زینال را در دوئل بازی کند٬ قرار بود در اشک سرما حاضر شود و سرانجام اینکه کیمیایی اول از همه نقشهای اصلی حکم را به فروتن تعارف کرد تا هر کدام را که دلش می خواهد انتخاب کند اما هیچ کدام از این پروژه های مهم با این بازیگر به سرانجام نرسید و مهم این بود که همه این فیلمها با بازیگران جایگزین ساخته شدند روی پرده رفتند و موفق هم بودند. سپس او تصمیم گرفت در نقشهای نامتعارفی بازی کند از جمله باغهای کندلوس و به اهستگی که دومی برایش جایزه بهترین بازیگر بخش بین المللی را به همراه داشت. مهرداد صدیقیان
شاید صحبت درباره بازیگری که کارنامه بازیگری اش بسیار کوچک ولی با همه کوچکی پربار است سخت باشد .او که در فیلم عصر جمعه نقش بسیار سخت و دشواری را بازی کرده بود و نه تنها در جلوی بازیگرانی چون هانیه توسلی و رویا نونهالی کم نیاورده بود بلکه در جاهایی حضورش نقش انها را کم رنگ نیز کرده بود با بازی در اتوبوس شب خود را به عنوان یک بازیگر خوش قریحه و با استعداد به سینمای ایران معرفی کرد.صدیقیان در فیلم پوراحمد بارها بیش از استانداردهایی که در فیلم عصر جمعه داشت دقیق بود . کافی است لحظه هایی را به یاد بیاورید که سربازان عراقی را در هر نوبت پیاده و سوار کردن می شمرد و مدام حس می کند اشتباه شمرده یا انان کم شده اند. ببینید چه طور هربار با حس و اجرا و لحن و بهت متفاوت با دفعات دیگر همراه است و هر بار هم سو با موقعیت دراماتیک و میزانسن مشخص ان صحنه. صحنه های عاطفی دونفره میان شکیبایی و صدیقیان بهترین صحنه های فیلم هستند مثلا انجا که شکیبایی که از رفتار صدیقیان با اسیران دلخور شده به او می گوید: اگر پسر من بودی می دانی باهات چه کار می کردم؟ و بلافاصله به او سیلی می زند. فعل و انفعالهای عاطفی که در چهره این دو بازیگر و بین اندو در این صحنه ها شکل می گیرد به مفهوم واقعی کلمه مسحور کننده است.
|+| نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 6 آذر1386 و ساعت |
یک داستان سرراست....
در زمان جشنواره بسیاری از علاقه مندان و دست اندرکاران سینمای ایران تصور می کردند پوراحمد فیلمی جنگی ساخته اما نکته مهم این است که " اتوبوس شب " طبق هیچ معیاری فیلمی جنگی نیست . این فیلم در واقع فیلمی انسان دوستانه و در ستایش مهربانی و محبت است. این فیلم بیانیه ای است در انتقاد از واداشتن ملت ها به جنگیدن با هم و تلاش است برای نشان دادن این نکته که انسان هایی از مرزها و سرزمین های بیگانه و با زبان های مختلف می توانند کنار هم همزیستی مسالمت امیز داشته باشند. اتوبوس شب از معدود فیلم هایی است که در ان دو طرف درگیر در جنگ اهمیتی تقریبا یکسان می یابند و در ان سربازان عراقی به پررنگی رزمندگان ایرانی هستند. این مسئله در خدمت این مضمون است که "انسانها ٬ انسانهای معمولی ٬ مشکلی باهم ندارند ولی می توانند بدون هیچ منازعه ای در کنار هم با صلح و ارامش زندگی کنند." اتوبوس شب دائما تماشاگر را با این سوال روبرو می کند که ایا جنگ یک پدیده مردمی است؟ فیلم داستانی ساده و سرراستی دارد اما در این داستان ساده گره های هوشمندانه زیادی جای گرفته اند که تعلیق لازم را خلق می کنند و کارکردهای معنایی هم می یابند. یکی از محاسن فیلم این است که بدون استفاده از فرمول های معمول سینمای جنگ و استفاده از اکشن بیرونی( تیراندازی٬ انفجار و ...) ریتم مناسبی خلق می کند و نمی گذارد که حتی برای لحظه ای ارتباط تماشاگر با داستان فیلم گسسته شود. فیلمبرداری درخشان و استفاده هوشمندانه از فرم فیلمبرداری سیاه و سفید و قاب بندی های زیبا از دیگر نقاط شاخص اتوبوس شب هستند. از حیث تدوین هم فیلم تدوینی نرم و نامحسوس دارد که کارکردی ساختاری هم پیدا می کند چرا که در این فیلم ریتم متکی به اکشن به معنای مصطلح ان نیست که نیازی به برش های تند و قطع هایی ناگهانی داشته باشد. اتوبوس شب تماشاگری را که می اید تا فیلمی جنگی ببیند شگفت زده می کند در این فیلم کلیشه های معمول سینمای جنگ شکسته می شود و سربازان هر دو جبهه مردانی با خلق و خو سرشتی انسانی اما درگیر در وضعیتی جبری تصویر می شوند. در چنین فضایی هیچ کاراکتری (شاید بجز ان بعثی سرسپرده) سفید سفید یا سیاه سیاه نیست. فیلمساز در پی قضاوت در مورد انسانها برنمی اید و فارغ از هر جانبداری صرفا این وضعیت ناگوار٬ جنگ٬ را به نقد می کشد. لیلی مقیمی ـ بانی فیلم ـ ۲۱ بهمن ۱۳۸۵ |+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 1 آذر1386 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() دوستان سلام. این وبلاگ قرار است به برنامه های سینما و تلویزیون نیم نگاهی داشته باشدو هر جا لازم بود انها را نقد کند .امیدوارم از مطالعه ان لذت ببرید و نظرات خود را به نویسنده منتقل کنید.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 آرشيو موضوعی
نقد پارک وینقد روز سوم ( تکخال در استین) گفتگو با مسعود کیمیایی به بهانه رئیس گفتگو بارضا یزدانی نقد فیلم رئیس پرویز پرستویی زیر ذره بین گفتگو با مازیار میری به بهانه پاداش سکوت گفتگو با سروش صحت کارگردان چارخونه یک کمدی شلوغ( نقد فیلم قاعده بازی ) مرد هزار چهره ( کارنامه اکبر عبدی در یک نگاه ) یادداشت ترانه سراهای سنتوری داغ داغ داغ ...اخرین کار کیارستمی خبری از اخرین فعالیت سامان مقدم شرطهای ساخت مستند احمدی نژاد برای استون بدون شرح... عکسهایی متفاوت از یانگوم خداحافظی باشکوه با پاواروتی بزرگ یادداشتی از منیژه حکمت نتایج جشن خانه سینما گفتگو با عوامل سریال میوه ممنوعه نظرسنجی ماه رمضان انتخاب نماینده ایران برای اسکار 2008 نقد میوه ممنوعه سریال اغما ناگفتنی های سریالهای رمضان اسکار 2008 اخرین خبر درباره سریال چاخونه نگاهی به سریال تازه ابراهیم حاتمی کیا کمی هم از سینما مجری شب شیشه ای شایعات را بررسی می کند میلانی در تلویزیون درباره اشپزی جواهری در قصر نگاهی به روزهای پایانی نمایش چارخونه نگاهی به فیلم جدید لطیفی نگاهی به فیلم اتوبوس شب به بهانه نمایش فیلم گاو از صد فیلم شروع روزگار قریب کلاه قرمزی و پسرخاله و درخت گلابی نگاهی به سریال ساعت شنی خبرهایی از ده نمکی_ کیمیایی و جشنواره فجر پرفروش ترین فیلمهای سال 2007 میلادی افتتاح سینما ازادی گل شیفته فراهانی و محمدرضا گلزار جشنواره فیلم فجر و گامهای تازه فهرست 23 فیلم بخش سینمای ایران تصمیمات کبرای مسئولان برای حل مشکلات فیلمهای روز اول جشنواره اعلام شد ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟(1) ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟(2) ماراتون دریافت سیمرغ بازیگری چرا در فیلمهای امسال همیشه پای زنها در میان است؟ بیشترین نامزدی سیمرغ برای اواز گنجشکها ایستگاه اخر: برندگان جشنواره یادداشتی بر " به همین سادگی " درباره سریال یک مشت پرعقاب عامل اصلی قاچاق سنتوری دستگیر شد اکران نورزوی سینماها مهمترین اتفاقات سینمایی سال 1386 بهاریه مرد هزار چهره دایره زنگی دو مطلب درباره آژانس شیشه ای و حمید فرخ نژاد اخباری از افزایش بلیت سینماها، جشنواره کن... سریال شهریار دعوت حاتمی کیا اخباری از ده نمکی و افخمی سریال مرگ تدریجی یک رویا پابرهنه در بهشت به بهانه تولد استن لورل فوتبال زنده انعکاس پيوندهای روزانه
دل گویه های منهنر به روایت دیگر برای حامد بهداد خیلی دور خیلی نزدیک آرشيو پیوندها پيوندها
صدا...دوربین...حرکتسایت سعید شهروز سایت ابراهیم حاتمی کیا سایت بنیامین بهادری سایت ماهایا پطروسیان سایت باران کوثری سایت محمد رضا گلزار سایت پانته ا بهرام سایت هانیه توسلی سایت بهرام رادان سینما در منطقه ممنوعه تاریخ و سیاست در سینما دونده سینمای نوین ایران MASSOUD MEHRABI هواداری از ترانه علیدوستی و زمین جایی برای دوزخیان نبوده خبرگزاری پرشین استار سایتها و وبلاگهای سینما ستارگان سینما و تئاتر اپیزود سوم کارگاه نقد فیلم مهر چیزی شبیه روزنامه وبلاگ اختصاصی حامد کمیلی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |