تبليغاتX
صدا ... دوربین ... حرکت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
پیش از خودکشی کشته خواهی شد! ـ درباره سریال "یک مشت پرعقاب"

 

لذت کشف کردن رویدادها و اتفاق های تازه مساله ای است که فیلمسازان مختلف با بهره گیری از ان داستان های خود را روایت می کنند. سریال تلویزیونی "یک مشت پرعقاب" هم که پخش ان از ۲۴ بهمن ماه اغاز شده از این قاعده مستثنی نیست. با پخش دو قسمت ابتدایی این سریال برای همه مخاطبان مشخص شده که در این سریال نباید منتظر رویدادهایی از نوع ازدواج٬ گرفتن پاسخ مثبت از یک دختر و ... باشند. موضوع سریال موضوعی معمایی و پیچیده است که در بستر تاریخی رویدادهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی روایت می شود.

عنوان بندی سریال با تصاویری از شعله اتش روی یک زمینه سیاه اغاز می شود. روی همین شعله های اتش که انگار از سویی به سوی دیگر شلیک می شوند نام دست اندرکاران سریال نقش می بندد. اگر کمی دقت کنیم در این تصاویر می توانیم یک طناب دار که در اتاقی نیمه تاریک از سقف اویزان است را هم ببینیم.همین عنوان بندی به اندازه کافی در بیننده برای تماشای سریال کنجکاوی ایجاد کرده است.

قصه یک مشت پرعقاب در داخل یک خانواده اتفاق می افتد. خانواده ای ارام و سربه زیر که حتما شما هم بارها نمونه های انرا در اطراف خود دیده اید . خانواده دانشور یک پسر و دو دختر دارند. پدر خانواده کارمند شرکت نفت است . دختر بزرگ او ماهرخ با مردی که شرکتی تجاری را اداره می کند ازدواج کرده و دختر کوچک او نیز در شرکت داماد خانواده مشغول به کار است. امیرحسین پسر خانواده نیز به عنوان افسر وظیفه در پادگان عجب شیر در اذربایجان شرقی خدمت می کند. همه چیز اماده است تا این خانواده سالهای سال با خوشی در کنار هم زندگی کنند اما یک اتفاق ساده این ارامش و تعادل را به هم میریزد. ماجرا از جایی اغاز می شود که به امیرحسین خبر می دهند تا برای  کاری مهم و فوری به تهران بیاید. این خبر شاید عجیب ترین اتفاقی باشد که امیرحسین در زندگی خود با ان مواجه شده است. امیرحسین باور ندارد خواهر سرزنده او خودکشی کرده باشد. او به تهران می اید و بعد از برگزاری مراسم بار دیگر به پادگان عجب شیر بر می گردد. در این میان  اتفاق هایی  که در فضای سیاسی جامعه رخ می دهد زندگی این خانواده را تحت الشعاع قرار می دهد. اولین اتفاق این است که اعتصاب های شرکت نفت اغاز می شود و پدر خانواده نیز در این ماجراها حضوری فعال دارد. از سوی دیگر مشخص می شود مهشید خودکشی نکرده و درواقع کشته شده و سپس این کشته شدن به صورت خودکشی مطرح شده است . این همان نکته ای است که سبب می شود امیرحسین برای پیگیری پرونده بار دیگر به تهران بیاید و اینبار طی اشنایی با یک خانم وکیل ماجراها را پیگیری کند. حالا در این میان خود او نیز با وجود تمایل خود به عنوان افسر حکومت نظامی منصوب میشود. این حکم در جایی مانند تبریز که جرقه های اولیه انقلاب در ان تبدیل به یک اتش شعله ور شد ازمون سختی را پیش روی این افسر جوان قرار می دهد.

بعد از پخش سریال ساعت شنی این بار هم مسوولان سیما تصمیم گرفته اند تا یک مشت پرعقاب راهم به صورت ۳ نوبت در هفته پخش کنند. البته این تصمیمی است که بهروز خوشرزم تهیه کننده سریال چندان با ان موافق نیست.

چند نکته باعث می شود بیننده این سریال باشیم. نکته اول فیلمنامه ان است که به نظر می رسد باید کار قابل تاملی باشد. فرهاد توحیدی در طول دوران فعالیت خود فیلمنامه های خوبی برای سینما و تلویزیون نوشته که از جمله انها می توان به فیلمنامه : مرد عوضی ٬ مجردها و سریالهای ورثه اقای نیکبخت ٬ اپارتمان و .... اشاره کرد.

نکته دوم بازیگران سریال است که ترکیبی خوب و دیدنی فراهم امده است. رضا کیانیان ٬ اهو خردمند٬ حامد بهداد٬ فریبا کامران ٬ هرمز هدایت ٬ ساره بیات ٬ حنانه شهشهانی ٬ پرویز پورحسینی٬ مهدی تقی نیا ٬ کاظم هژیر ازاد ٬ بهرام ابراهیمی ٬ مهرداد ضیایی٬ بیک میرزایی ٬ علیرضا خمسه ٬ خزر معصومی ٬ اشکان خطیبی و ... در این سریال مقابل دوربین رفته اند.

|+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 27 بهمن1386 و ساعت  | 

داستان کسی که هیچ اتفاقی برایش نمی افتد / یادداشتی بر "به همین سادگی" برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره

 

این نوشته را با یک اعتراف شیرین شروع می کنم. تماشای "به همین سادگی" برای من با مجموعه ای از پیش فرضهای دافعه برانگیز همراه بود. چیزهایی مثل ژست سادگی، روی موج "ضدقصه" بودن و یا مثلا اینکه تیتراژ فیلم ، به خط کیارستمی است ( به یاد استفاده های کاسب کارانه ای که از نام او در این سالها دیده بودیم افتادم. اینکه تیتراژفلان فیلم را او ساخته یا طرحش مال اوست و یا چه می دانم از خیابان پشت لوکیشن رد شده! ) به اینها اضافه کنید بی انگیزگی ناشی از تماشای مجموعه ای از فیلمهای ناامیدکننده ، حاصل تلاشهای یک ساله سینمای ایران را .
اما خوشبختانه این ها را با خودم به سالن سینما نبردم و در آنجا فیلمی را دیدم که نهایتاً با عبور از همه این پیش فرضهای تنگ نظرانه ، با تجربه منحصر به فردش در بیان روزمرگی، به بهترین و قابل دفاع ترین فیلم سال سینمای ایران تبدیل شد.
"سادگی" در این فیلم بیش از آنکه از ارزش هایی که نقد پست مدرن برای این مفهوم قائل است ناشی شده باشد، از ذاتی بودن این مفهوم در دل مناسبات صوری و شکل ظاهری زندگی روزمره می آید. این ویژگی در مورد خاستگاه "ضد قصه بودن" فیلم نیز صدق می کند. حذف هوشمندانۀ عنصر"اتفاق" ( به عنوان یکی از ارکان درام با تعریف شناخته شده اش ) در راستای رسیدن به همان حس "روتین وار" بودن و کسالتی که در آن نهفته است عمل می کند. در اینجا
می بینیم دو عنصری که ما به عنوان کلیدواژه های زیبایی شناسی "به همین سادگی" از آنها یاد می کنیم ( یعنی سادگی و گریز از قصه گویی ) تا چه حد ذاتی و برآمده از جهان اثر هستند و نه ویژگی هایی که فیلمساز آنها را به عنوان ارزش های مطلق هنری تعریف کرده و پشت شان پنهان شده باشد. پس عملا بزرگترین موفقیت فیلم در یک کاسه کردن فرم بیانی و درونمایه است. یکی از مصایق این ویژگی شاید همین باشد که "به همین سادگی" فیلم جزئیات است. بیان ناتورالیستی فیلم ، توجه ویژه به جزئیاتِ زندگی روزانه یک زن ، در القای کسالت ( به عنوان آفت زندگی روتین) نقش به سزایی دارد. تعقیب ممتد و موبه موی فعالیت های روزمره او، شاید در نگاه اول خسته کننده به نظر برسد. انگشت هایی که پودر لباس شویی را در جای مخصوصش پخش می کنند، برگرداندن استکان اول از چای تازه دم به قوری، ( که به لطف خانمی که پشت سرم فیلم را ترجمه می کرد! فهمیدم که تکنیک حرفه ای هاست ) ، پاک کردن ماهی و جمع کردن تک تک لباس های نشسته از گوشه کنار اتاق و گه گاه بو کردنشان و ...( مثل این که من هم دارم در بیان جزئیات به شیوه فیلم عمل می کنم! ) . اما همین ظرافت در تشریح این موقعیت های به ظاهر پیش پا افتاده است که ناخودآگاه ، رابطه بیننده با شخصیت و جهان او را مستحکم می کند . بیننده ای که حالا به خودش آمده و می بیند که چطور با این زن در آپارتمان کوچک و دنیای کوچکترش ، محدود شده است. غرق شدن همراه با او در این جزئیات ، یک فاجعه را با خودش توی پرانتز به همراه دارد. فکر چیزی که توی این ازدحام جزئیات، جایش خالی است: "کلیت"ی که در این زندگی از دست رفته است... انتقال این حس اندوه باراز طریق تصویر کردن جزئیات زندگی روتین، مرا یاد فصل بی بدیل بیدارشدن ماریا در امبرتو د ، شاهکار دسیکای فقید می اندازد.
در این نوع بیان سینمایی"اجرا" کارکرد غایی اش را پیدا می کند. اجرای مینیاتوری این ریزه کاریها، که ضعف آن می توانست کل اثرگذاری فیلم را مخدوش کند. از طرفی نماهای عموماً مدیوم و کلوز و توانایی آلادپوش در کار با نور در محیط های بسته، به کمک فیلم آمده است. استفاده عمده از لنز تله که با قابلیتش در انباشت کردن عناصر بصری تصویر، حس خفگی و سنگینی محیط بر شخصیت اصلی را منتقل می کند.
فیلم میرکریمی گرچه مشخصا روایت زندگی معمولی یک زن را دنبال می کند (گرایش به آثار ادبی زویا پیرزاد ، مشخصا "چراغ ها را من خاموش می کنم")، برخلاف بسیاری دیگر از فیلم ها که چنین رویکرد تک نگارانه ای دارند ،سرسری و یا مغرضانه به سراغ دیگر شخصیت ها نمی رود. او می داند که برای تعریف کردن"رابطه" باید هر دو سوی این رابطه راخوب شناساند، اگر رابطه آن زن با دیگر شخصیت ها ( مثلا فرزندانش) خوب طرح نشود فاجعه بار بودن قطع این رابطه نیز حس نخواهد شد. پس در این جا "به همین سادگی" با رویکرد بی طرفانه اش به شخصیت ها، سیکل روابطی را تعریف می کند که شخصیت اصلی ما به عنوان یکی از آن عناصر آن ، محکوم به حضور و بر هم نزدن سیالیت آن است.( تصمیم کمرنگ او برای رفتن و در نهایت ،ماندن او). "طاهره" با کلاس شعر رفتن و پیش از آن کلاس های تق و لق دیگر زنانه ، به شکل محجوبانه ای قصد گسترش این دایره تنگ را دارد. در اینجا عملی مثل "استخاره گرفتن" – پیش از آنکه با فرمول های پیشین این را به زمینه های معنوی فیلم و این چیزها سنجاق کنیم –نشانی از تلاش (بی ثمر؟) او برای رسیدن به یک تکیه گاه و دست آویزی برای پر کردن خلاء هاست.
حرف های ریز و درشت زیادی دربارۀ به همین سادگی باقی مانده است ؛ در ادامۀ اینکه چطور فیلم کم ادعای میرکریمی بر بدقلقی و بهانه گیری های من غلبه کرد. چیزهایی مثل بازی کنترل شده و نگاههای خیرۀ هنگامه قاضیانی که دیده شدن بازی خوبش ، یکی از تحسین برانگیزترین انتخاب های داوران امسال بود. بامزگی های پسرک خانواده( واقعا بامزه و نه مثل خیلی شخصیت ها توی خیلی فیلم ها که قرار بود بامزه باشند ولی ...) ذوق زدگی های دختربچه ها به خاطر عروسی ( این دختربچه هایی که توی عروسیها ورجه وورجه می کنند، آشنا نیستند؟) آواز زیر لب طاهره موقع ظرف شستن، پدر عروسِ طبقه بالایی ها ( که در یک نما دیدیمش و آن هم در حال خواب، اما خود جنس بود)، اینکه تلویزیون توی این جور خانه ها همیشه روشن است و استفاده خلاقانه از این ویژگی برای تعریف کردن زمان. با پخش مثلا "مردم ایران سلام" می فهمیم ساعت چند است و با برنامه خانواده چند. (و در عین حال روتین بودن این برنامه ها در ادامه روتین بودن این زندگی). توجه ویژه به معماری و القای محیط بسته آپارتمانی ، برای خلق آن زندگی طبقه متوسط مورد نظر فیلم ( نمی دانم شادمهر راستین چقدر توی این قضیه سهم داشته) ، برچسب هایی که طاهره روی سبزی های بسته بندی شده توی فریز زده بود و اینکه چقدر آنها غم انگیزتر از صحنه های اشک انگیز فیلم های" زنانهای تحت ستم" هستند و خیلی چیزهای دیگر.
"به همین سادگی" ، "سارا" و "کاغذ بی خط" و "لیلا"ی دوباره ای نیست. فیلمی "با حضور افتخاری کیارستمی" هم نیست. فیلمی با دوربین تازه ای که رئیس خانه سینما برای خودش از غیب ردیف کرده باشد هم نیست. "به همین سادگی" دستش را روی دوش سینما گذاشته و روی پای خودش ایستاده است. حالا شما بگویید این یک تحمیدیه بود. فرقی نمی کند. فیلم خوب همیشه فیلم خوب است. حتی اگر مجبور باشی با کلی پیش فرض و جوسازی مبارزه کنی.

مصطفی جوادی.

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

 

يك روزمرگي دلپذير و یک دیوار مرگ!(یادداشتی دریاره «به همین سادگی» و پرسشی درباره «دیوار»)

 به همين سادگي! واقعا به همين سادگي مي شود يك زندگي را به تصوير كشيد. فقط بايد جار و جنجال را كنار گذاشت و بي سر و صدا فيلم ساخت. چون تجربه نشان داده كساني كه بي حاشيه فيلم مي سازند،حاصل كارشان قابل تامل تر مي شود. مثل رضا مير كريمي. پيش بيني ام مثل خيلي هاي ديگر درست از آب در آمد و يخ جشنواره كم كم با چند فيلم قابل بحث آب شد. به قول نيما حسني نسب به همين سادگي فيلم قابل احترامي است و به همين سادگي به دل می نشیند. دوستش دارم، چون خود زندگي است. وقتي به گفت و گوهاي فيلمسازان حاضر در جشنواره امسال نگاه مي كنم، كم پيش مي آيد به این نتیجه برسیم که راجع به فيلمش راست مي گوید و ميركريمي از اين معدود افراد است.
واقعا لحظاتي از فيلم يادم مي رفت دارم فيلم مي بينم، واقعا در خانه طاهره بودم. با هم خريد كرديم، نگران بوديم، غصه خورديم و چاي دم كرديم. در سينماي ما ظاهراًهمه دارند فيلم ايراني مي سازند، ولي اين كه چقدرِ اين فيلم ها به فضا و فرهنگ ما نزديك است، حاشيه و بحث هاي بعد از فيلم را شكل مي دهد. به همين سادگي در استفاده از اين الگو موفق تر از بقيه است و طاهره خانم واقعا يك زن ايراني، يك مامان دوست داشتني و همسرش وظیفه شناس است.
قرار نيست در فيلم هيچ اتفاقي بيفتد، كسي بميرد، دعوايي در كار نيست،خوني ريخته نمی شود و كسي تصادف نمي كند و... فقط يك روزمرگي دلپذير و دوست داشتني داريم که از خیلی صحنه های آنچنانی و مثلاً درام ها و گره های روایی بقیه فیلم ها جذاب تر و پرکشش تر است.
حالا که درباره به همین سادگی نوشتم، بد نیست سری هم به دیوار (محمد علی طالبی) بزنیم. چرا؟ چون آقای میرکریمی روزهای قبل از جشنواره در حین مصاحبه گفت حتماً این فیلم را ببینم. آقای میر کریمی، برعکس فیلم خودتان این بار حسابی رودست خوردم و در مورد دیوار با شما اصلا موافق نیستم. یادم می آید گفتید دیوار فیلم خوب و قشنگی شده و به همه توصیه می کنم آن را ببینند. خیلی دوست دارم دلایل تان را هم برای این پیشنهاد بشنوم، چون دیوار دقیقاً چیزهایی در سینما نشان داد که با فیلم تان علیه آن ها جبهه گرفته بودید. پس فعلاً به همین سادگی را می بینیم و به همین سادگی ازش لذت می بریم. خیلی ساده تر از موتورسواری و ماشین سواری روی دیوار مرگ.

ارزو فراهانی

|+| نوشته شده توسط شیرین در چهارشنبه 24 بهمن1386 و ساعت  | 
ایستگاه اخر

 

بهترین فیلم: به همین سادگی

 

بهترین کارگردانی:مجید مجیدی"اواز گنجشکها"

 

بهترین فیلمنامه: سیدرضامیرکریمی و شادمهرراستین "به همین سادگی"

 

بهترین بازیگر نقش اول زن: هنگامه قاضیانی "به همین سادگی"

بهترین بازیگر نقش اول مرد: امین حیایی "شب"

بهترین بازیگر مکمل زن: مهتاب نصیرپور "فرزند خاک"

 

بهترین بازیگر مکمل مرد: محسن طنابنده "استشهادی برای خدا"

 

فیلم برگزیده تماشاگران: همیشه پای یک زن درمیان است.

|+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 22 بهمن1386 و ساعت  | 
بیشترین نامزدی سیمرغ برای "اواز گنجشکها"

 

اواز گنجشکها٬ رقص شترمرغها و رنگ خدا

همه چیز طبیعت خوب و قشنگ است .در فیلمهای مجیدی قرار است فقر و فلاکت و هر سختی وسیاهی در دل همین طبیعت زیبا جلوه داده شود.تجلیل از فقر و عقب ماندگی به کمک طبعت بکر و گنجشک بی مادر و ماهی حوض و شتر مرغ.مگر تفکر بچه های آسمانی نبود که سوم شدن را بر اول شدن ترجیح می داد.اینکه اگر در بسیاری موارد عقب مانده ایم و جهان سومی چقدر زیباست و طبیعت و ماهی های سرخ هم بر این وضعیت بوسه می زنند. کریم (رضا ناجی)قربان صدقه شترمرغ ها می رود و به آنها غذا می دهد.باد گندمزارهای زیبای روستا را نوازش می کند و بچه ها بازی می کنند تا اینکه شتر مرغ عارفی از حصار تنگ و ناعادلانه نظام سرمایه داری فرارمی کند.شبها به طور مخفیانه پشت در منازل اهالی فقیر وتحت استعمار روستا می رود وتخم می کند.اما این روستایی ساده دل که دست برقضا باید برای دخترش سمعک جدید هم بخرد از این حکمت شترمرغی چیزی دستگیرش نمی شود.نمی فهمد که این شتر مرغ برای کمک به مردم روستا فقط چند روزی رفته و پس از انجام مسئولیتش باز می گردد. به شترمرغ فحش می دهد که خیلی بی معرفتی و نمک نشناس.از کار اخراج می شود و سوار بر موتورش در تهران عاری از معنویت و محبت می چرخد و مسافرکشی می کند.ضایعاتی که هر بار از شهر با خودش به منزل آورده ناگهان چون آواری بر سرش می ریزد. اینکه ضایعات شهرها و تبعات مدرن شدن آواری است بر روستاییان.روستاییانی که می توانند آب انبارها وریشه های قدیمی خودشان را راه بیندازند و گنجشکها آواز بخوانند و شترمرغ ها برقصند.
کاش حداقل این تفکر جاری در فیلم در اعمال خود مجید مجیدی هم دیده می شد.این روزها جشنواره برلین به موازات جشنواره فجر در جریان است و آواز گنجشکها در هر دو حضور دارد.مقایسه این دو جشنواره همانند مقایسه شهر و روستای آوازگنجشک ها است.بعد از نمایش فیلم اعلام شد که به دلیل اقامت مجیدی در برلین جلسه پرسش و پاسخ برگذار نمی شود.کاش اولین تاثیر را خود مجیدی از فیلمش می گرفت و سعی می کرد در روستای خودش بماند و از عقب ماندگیهای آن لذت ببرد.

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

جلسه مطبوعاتی «آواز گنجشک‌ها» در برلین برگزار شد

 

فیلم جدید مجید مجیدی ظهر یکشنبه اولین بار در دنیا در پنجاه و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین در قصر برلیناله به نمایش درآمد. مجیدی که به همراه رضا ناجی بازیگر اصلی "آواز گنجشک‌ها" به آلمان سفر کرده، پس از نخستین نمایش فیلم خود با حضور در نشست مطبوعاتی به سئوالات خبرنگاران پاسخ داد.
"آواز گنجشک‌ها" که در بخش مسابقه برلین حضور دارد تا پایان جشنواره در مجموع پنج بار نمایش داده می‌شود. این فیلم برای برای دریافت جایزه خرس طلا جشنواره امسال با 20 فیلم دیگر از جمله "خون بپا می‌شود" پل تامس اندرسن و "بی‌غم" مایک لی رقابت می‌کند.
فیلم مجیدی با نامزدی در 11 رشته پیشتاز دریافت جوایز سیمرغ‌ بلورین بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر است که برندگان آن روز دوشنبه 22 بهمن اعلام می‌شود. "آواز گنجشک‌ها" درباره کریم کارگر مزرعه شترمرغ است که از کار اخراج می‌شود و برای پیدا کردن کاری دیگر به تهران می‌رود، اما با مسائلی عجیب و غریب مواجه می‌شود. کامران دهقان، حامد آغازی، پویا صالحی، محمدرضا شیخی، شبنم اخلاقی و نشاط نظری از دیگر بازیگران فیلم هستند.
پنجاه و هشتمین جشنواره فیلم برلین از پنجشنبه پیش آغاز شد و تا 17 فوریه (28 بهمن) ادامه دارد. ریاست هیئت داوران بخش مسابقه را کنستانتین کوستا گاوراس فیلمساز فرانسوی یونانی‌تبار و خالق فیلم ماندگار "زد" به عهده دارد و اولی هانیش مدیر تولید آلمانی، دایان کروگر بازیگر آلمانی، والتر مرچ تدوینگر آمریکایی، شو کی بازیگر تایوانی و الکساندر رودنیانسکی تهیه‌کننده روسی همکاران او هستند.
امروز یکشنبه جز فیلم "آواز گنجشک‌ها"، فیلم آمریکایی "مرثیه" به کارگردانی ایزابل کویست نیز در بخش مسابقه نمایش داده می‌شود و فیلم‌ "کرم‌های شب‌تاب در باغ" دنیس لی با حضور جولیا رابرتز و ویلم دافو در بخش خارج از مسابقه به نمایش درمی‌آید.

|+| نوشته شده توسط شیرین در دوشنبه 22 بهمن1386 و ساعت  | 

چرا در فیلمهای امسال همیشه پای زنها در میان است؟

 

در زندگی فیلم هایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و می تراشد. در جشنواره ای که کفگیر سوژه های فیلم هایش به ته دیگ خورده است . خسته شدیم از بس در این چند روز فیلمهای شبیه به هم و بی مایه دیدیم . فیلم هایی که انگار همه شان از روی دست هم کپی کرده اند . یعنی واقعا در مملکت به این بزرگی هیچ موضوعی به جز "چگونگی روابط زن و مرد " نیست که بشود در باره اش فیلم ساخت ؟ " به همین سادگی " را می بینیم . فرض می کنیم که زندگی سرد و روزمره یک زن و " کم رنگ بودن رابطه او با همسرش" موضوع مهمی است و پرداختن به آن ضروری . کنعان را می بینیم . همان زن و مردند که در آستانه طلاق قرار گرفته اند . " همیشه پای یک زن در میان است " را می بینیم . چه جالب . دوباره همان زن و شوهر در قالب دیگری ظاهر شده اند . آنها چند گام جلوتر رفته و رسما طلاق گرفته اند . بعد می فهمیم که زن ها مثل اکسیژن اند و مردها بدون آنها کبود می شوند . می فهیم که اگر یک زن طلاق بگیرد مردی دیگر شفا می گیرد . خسته شدیم از این همه تکرار .از اینکه این چند روزه همه اش درباره بحران میانسالی در زندگی مشترک صحبت کردیم . منتقد فیلم هایمان شده اند مشاوران ازدواج و طلاق و روشن کننده چراغ ارتباط زنان و شوهران پیر و جوان .
دیشب "حس پنهان" را دیدم . باز صد رحمت به فیلم های قبلی . سرتاسر ش پر بود از تکرار الگو های کلیشه شده . معجونی از تمام فیلم هایی که تا به حال دیده ایم . آشنا شدن بر اثر تصادف ماشین ( مرسدس) جمع شدن در کافی شاپ ( اعتراض ) ، سست شدن پایه های زندگی مشترک به خاطر عشق ممنوعه ( اقلیما ، چهار شنبه سوری ) زن روان شناسی که زندگی اش دچار چالش می شود ( باغ فردوس ، پنج بعد از ظهر ) صدای مشکوک زنگ تلفن و تکرار آن ( دستهای خالی ) کشته شدن مرد عاشق پبشه (قرمز ) و ...
باز هم این بازی را ادامه دهیم ؟ نه بس است . یک نکته را یادم رفت . بخش زیادی از فیلم هم از تبلیغ تلویزیونی " دایتی داره بستنی ، بستنی آی بستنی ، با شکل های خوشگل و جورواجور و خواستنی " گرفته شده بود .
در این فضا صحبت کردن درباره خلاقیت فیلمساز و طراوت اثر و ... بحث خنده داری است . ادامه بدهیم ؟ نه بس است . اگر بخواهیم ادامه بدهیم باید چند صفحه غر بزنیم که چرا همین فیلم های کسل کننده را هم بی نظم و بی تصویر و بی صدا و بر عکس و .... نشان می دهند و ....
در زندگی جشنواره هایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا میخورد و ...

منبع خبر : وبلاگ فیلم نگار

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

 

مثلث عشقی با طعم و سرمای بستنی ! (نگاهی به فیلم حس پنهان )

 

 حس پنهان داستان زندگی یک زوج از طبقه مرفه است. امیر زندی (محمدرضا فروتن) که مدیر عامل یک شرکت بستنی سازی است و دکتر سیمین معمتمد ( روانپزشک) که زندگی گرم و پرشوری ندارند. امیر در اثر حادثه ای با ندا طلوعی (نیوشا ضیغمی) آشنا می شود و مهر و الفتی میان آنها شکل می گیرد که این عشق بر رابطه امیر و سیمین سایه می افکند و این در حالی است که حضور بهرام (حامد بهداد)- برادر ندا عاملی تهدید آمیز برای رابطه میان دو به حساب می آید. همان طور که از خلاصه داستان فیلم بر می آید، تم فیلنامه تکراری است. اما همین موضوع می توانست با دقت کارگردان و فیلمنامه نویس به فیلمی جذاب و حرفه ای تبدیل شود. سردی ارتباط میان کاراکترهای اصلی بر نوع شخصیت پردازی آنها تاثیر گذاشته است. شخصیت ها با وجود آنکه خیلی زود و موجز معرفی می شوند اما نمی توانند انگیزه ای در بیننده به وجود آورند. به بهانه اینکه امیر عاشق اتومبیل سواری در بیابان است، باید سکانس هایی طولانی از او را در تونل رسالت یا در بیابان ببینیم که با سرعت در حال راندن است و یا اینکه به اقتضای شغل مهتاب کرامتی باید دو سکانس بی جهت طولانی صحبت کردن او با بیمارانش را تحمل کنیم. قطعا این سکانس ها نمی تواند نقطه قابل اتکایی برای شخصیت پردازی پرسوناژها باشد. امیر خیلی زود و دور از انتظار بیننده با ندا صمیمی می شود، با این حال نقطه عطف اول فیلمنامه (پی بردن سیمین به رابطه همسرش با ندا) در زمان مناسبی به وقوع می پیوندد، ولی پس از آن کشمکش های لازم دراماتیک که می توانست درام اثر را استحکام بخشد، رخ نمی دهد. سیمین هیچ واکنشی پس از پی بردن به رابطه امیر و ندا از خود بروز نمی دهد و قطعا باید به بیننده حق داد که با او همذات پنداری نکند. او در جایی از فیلم می گوید که از شکست متنفر است، اما وقتی در آستانه شکست قرار می گیرد هیچ تلاشی برای نجات زندگی اش نمی کند. حتی ترس اش از بچه دار شدن به خاطر احتمال ابتلای فرزندش به بیماری های روانی، مخاطب را از او دلزده می کند. بازی بی روح مهتاب کرامتی نیز به سردی شخصیت سیمین افزوده است. کاراکترهای امیر و ندا نیز برجستگی خاصی ندارند و مشابه شخصیت هایی از این دست در فیلم هایی با موضوع خیانت و مثلث عشقی هستند؛ ضمن اینکه بازی ضعیف فروتن و اجرای نه چندان قابل توجه ضیغمی نتوانسته عمقی به این کاراکترهای بی روح ببخشد. بهرام نیز تنها در حد یک عامل تهدید کننده برای پرسوناژهای اصلی باقی می ماند و از بیماری روحی او و شک و تردیدی که به آن مبتلا است، استفاده ای سینمایی نشده. بیشتر توجه فیلمنامه نویس و کارگردان برای در آوردن علل مشکلات روحی بهرام صرف شده است تا مبادا کسی به نوع زمینه چینی برای بیماری او انتقادی کند، غافل از اینکه آنها یادشان رفته که چنین شخصیتی می توانست جور دیگر کاراکترها را بکشد و روند داستان را به سمت یک پایان زیبای تراژیک و سینمایی سوق دهد. نباید از یاد برد ک هبازی اغراق آمیز حامد بهداد انگ نقش بهرام است و شاید تنها عامل جذابیت فیلم. برای حضور شخصیت های رضا (آتیلا پسیانی) و ناهید (شهره سلطانی) نیز هیچ دلیل دراماتیکی نمی توان جور کرد و پند و اندرزهای آنها تنها با اعصاب بیننده بازی می کند. موسیقی فیلم و استفاده بیش از حد آن در بیتشر سکانس ها لطمه های فراوانی به صحنه ها زده که از آن جمله می توان به سکانس خوب رویارویی دو زن در گلخانه اشاره کرد که دیالوگ های خوب این سکانس و حس جاری در آن را از بین برده است. پایان فیلم نیز مهر تاییدی بر ناتوانی سازندگان آن در جمع و جور کردن داستان و کلاف سردرگم رابطه میان شخصیت هاست. حس پنهان را می توان یک اثر نمونه ای و معمولی از سینمای تجاری ایران دانست که با وجود داشتن مصالح اولیه خوب نتوانسته سرانجام خوبی داشته باشد. بی شک پاشنه آشیل فیلم، مطابق رسم چند سال اخیر سینمای ایران، استفاده بی حد و حصر از اسپانسر است. تاکید بر نام یکی از شرکت های بستنی سازی در تمام صحنه های محل کار امیر تنها باعث خنده و تمسخر مخاطب می شود. این را می توان از دست زدن های کنایه آمیز بینندگان فیلم در هنگام ظاهر شدن نام آن شرکت در تیتراژ پایانی به خوبی فهمید. کاش از مسوولین و مدیران فرهنگی و سینمایی کشورکسی به فکر اقتصاد این سینمای رنجور بود تا تهیه کنندگان سینما مجبور نشوند این چنین فیلم های خود را بازیچه دست اسپانسرها و منابع مالی قرار دهند.

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

عکسهایی از فیلم انعکاس

 

|+| نوشته شده توسط شیرین در جمعه 19 بهمن1386 و ساعت  | 

ماراتون دریافت سیمرغ بازیگری

۱۰ بازیگر مرد شاخص جشنواره ۲۶

 

 

عزت ا... انتظامي‌
آقاي بازيگر سينما به گزيده كاري مشهور است اما امسال دو فيلم در جشنواره 26 فجر دارد كه اتفاقاً در هر دو فيلم نقش محوري برعهده نداشته. انتظامي كه طي اين سالها با هر فيلمي كه در جشنواره داشته، مدعي دريافت سيمرغ بوده در فسيتوال 26 با فيلم صدرعاملي حضور چشمگيرتري دارد او در <شب> نقش يك متهم را بازي مي‌كند كه سربازي مامور انتقال او از شهري به شهر ديگر است. بازي انتظامي از آن جهت كه در همه پلان‌ها فيلم با دستبند به امين حيايي متصل است قابل توجه است او در <آتش سبز> محمدرضا اصلاني در فصل‌هاي مختلف فيلم در چند نقش جلوي دوربين رفته است. انتظامي سال قبل براي بازي در فيلم <مينا شهر خاموش> سيمرغ ويژه‌اي دريافت كرد.


حامد بهداد
اگر كمي شانس مي‌آورد و اپيزود دوم فيلم رسول صدرعاملي در بخش مسابقه پذيرفته مي‌شد مي‌توانست در جشنواره امسال حرف‌هاي بيشتري براي گفتن داشته باشد. بهداد كه از بعد از فيلم <بوتيك> به اين طرف با هر فيلمي كه در جشنواره حضور پيدا كرده كانديداي دريافت سيمرغ شده امسال <حسن پنهان> را جشنواره دارد. نقشي كه گفته ميشود بهداد براي گرفتن سيمرغ نقش دوم مرد با آن مدعي است. او البته سال قبل با بازي در <روز سوم> محمدحسين لطيفي از شمايل يك نقش دوم صرف خارج شد تا امسال با فيلم <هر شب تنهايي> اين مسير را ادامه دهد. جالب اينجاست كه به بهداد در اولين تجربه سينمايي‌اش با <آخر بازي> كانديداي دريافت سيمرغ شده بود اما تاكنون موفق نشده جايزه‌اي را به خانه ببرد.


امين حيايي‌
بازيگر پركار سال‌هاي اخير سينما معمولاً در جشنواره‌ها به چشم نمي‌آيد. پركاري‌اش در طول اين سال‌ها و حضور مداوم‌اش در فيلم‌هاي سينماي بدنه البته در بيشتر دوره‌هاي گذتشه جشنواره باعث شده فيلم‌هاي او قبل از جشنواره اكران عمومي شود. حيايي امسال دو فيلم درجنشواره دارد كه در اين ميان <دايره زنگي> در بخش غيررقابتي پذيرفته شده است. او در فيلم شب <صدرعاملي> نقش سربازي شهرستاني را بازي مي‌كند كه مجبور است براي مدتي طولاني با يك متهم همراه باشد. حيايي با وجود پركاري‌اش در طول همه اين سال‌ها هميشه بازي‌اش مورد ستايش قرار گرفته، هر چند وقت‌ها هم بعضي نقش‌هايش تكرار مكرارت بوده است.


رامبد جوان
ايفاي نقش يك فرشته براي هر بازيگري جذابيت‌هاي زيادي خواهد داشت. رامبد جوان اين بار انتخاب فرازد موتمن براي نقش اصلي فيلمش بوده است نقشي كه معمولاً در فيلم‌هاي مشابه خارجي و ايراني هميشه به يك زن سپرده مي‌شد. ايفاي نقش فرشته براي رامبد جوان آن قدر جذابيت راشت كه حتي حاضر شد قراردادي بازي‌اش در فيلم مخمصه (محمدعلي سجادي) را فسخ كند و جلو دوربين فزاد موتمن برود. اگر <جعبه موسيقي> درآمده باشد نقش فرشته فيلم از آن نقش‌هايي است كه مي‌تواند مورد توجه هيأت داوران قرار بگيرد. جوان طي سال‌هاي گذشته به خاطر فرم بازي‌اش تنها در فيلم‌هاي كمدي بازي كرده و <جعبه موسيقي> از اين منظر مي‌تواند نقطه عطفي در كارنامه‌ اين بازيگر باشد.


بهرام رادان‌
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد جشنواره گذشته‌، با نقش كوتاهي كه در فيلم ماني حقيقي بازي كرده در جشنواره بيست و ششم حضور دارد. البته پذيرفتن اين نقش كوتاه از سوي بهرام رادان قطعاً جذابيت‌هايي داشته تا باعث شود اين بازيگر براي اولين‌بار چنين تجربه‌اي را از سر بگذراند. آنهايي كه فيلم را ديده‌اند بازي او را -هر چند كوتاه- تأثيرگذار ارزيابي كرده‌اند. قرار گرفتن در قاب ماني حقيقي آن هم در كنار بازيگراني چون فروتن، عليدوستي و بايگان براي هر بازيگري جذاب خواهد بود. رادان البته امسال براي ربودن سيمرغ كار سخت‌تري در پيش دارد. چرا كه بايد با بازيگران بيشتري در نقش‌هاي فرعي رقابت كند.

خسرو شكيبايي
سيماي خسرو شكيبايي را در سال‌هاي اخير، بيشتر با نقش‌هاي مكمل‌اش به خاطر مي‌آوريم تا نقش‌هاي بلندش. به اين دليل واضح كه نقش‌هاي كوتاه‌اش به مراتب به يادماندني‌تر از آثاري بوده كه در اين سال‌ها نقش اولي بازي كرده . شكيبايي در روزهايي كه پركارتر از هميشه به نظر مي‌رسد، تنها يك فيلم در جشنواره 2 سال دارد، كه اين هم خود نكته جالب توجهي است. شكيبايي در <شب> نقش‌كوتاهي را بر عهده دارد. بايد ديد اين بازيگر توانا در اولين همكاري‌اش با رسول صدرعاملي چه بازي‌اي ارائه كرده است. شكيبايي سال گذشته براي<اتوبوس شب> ديپلم افتخار و البته دوره‌هاي پيش براي <هامون> و <كيميا> سيمرغ گرفته است.


محمدرضا فروتن‌
در تداوم تلاش‌هاي سال‌هاي اخيرش براي ارائه پرسونايي متفاوت در <كنعان> ساخته ماني حقيقي ظاهر نشد. در نقشي كه مي‌گويند او در آن سيمايي متفاوت‌تر از هميشه دارد. او در اين فيلم نقش همسر ترانه عليدوستي را ايفا مي‌كند. بايد ديد فروتن كه معمولاً در نقش‌هاي برون‌گرا درخشيده، در نقش درون‌گرايش در <كنعان> به چه دستاوردهايي دست يافته است؟ او امسال <حس پنهان> را همه در جشنواره دارد. در اين فيلم او نقش يك كارخانه‌دار را ايفا مي‌كند كه در زندگي‌اش دچار و زمرگي شده است. فروتن كه در سال 77 براي <قرمز> سيمرغ گرفت و دو سال پيش همين جايزه را از بخش بين‌الملل جشنواره براي <به آهستگي> دريافت كرد، از بازيگران شاخص جشنواره امسال است.


رضا كيانيان
سومين تجربه پياپي‌اش جلوي دوربين بهمن فرمان آرا به گفته خودش متفاوت از آب درآمده است. كيانيان مثل <يك بوس كوچولو> باز هم ايفاگر كاركتري بزرگتر از من خود است. بهمن نامدار نقاش مشهوري است كه زندگي در شهر را رها كرده در طبيعت سكني‌ گزيده است. كيانيان در <خاك آشنا> براي دومين بار با بابك حميديان هم بازي است. همكاري كه هم كيانيان و هم حميديان از آن راضي به نظر مي‌رسند. كيانيان پيش از اين براي بازي در <خانه‌اي روي آب> برنده سيمرغ جشنواره بيستم شده بود. او به غير از فيلم فرمان آرا امسال <هميشه پاي يك زن در ميان است> را هم در جشنواره دارد. نقشي دو سكانسي كه گفته مي‌شود هيأت بازبيني جشنواره يكي از سكانس‌هاي بازي او را با اصلاحيه روبرو كرده است.


مهران مديري‌
بعد از سال‌ها حضور مداوم در تلويزيون به عنوان كارگردان و بازيگر طنزهاي شبانه، امسال تصميم گرفت كه به سينما بيايد. او ابتدا قرار بود در <لبه پرتگاه> بيضايي حضور يابد كه با منتفي شدن توليد اين فيلم مديري نقش كوتاه را در <هميشه پاي يك زن در ميان است> را برعهده گرفت. در فيلم طنزآميز كمال تبريزي كه اثري زن محور است مديري نقش يك وكيل را بازي مي‌كند. نقشي كه گويا مديري در آن حضور متفاوتي دارد. مديري با اين نقش يكي از شانس‌هاي جدي نامزدي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل است. او همچنين در <دايره زنگي> هم بازي كرده كه هنوز نمايش آن در بخش ميهمان جشنواره قطعي نشده است. به هر صورت رويكرد يكي از مهمترين سرگرمي‌سازان تلويزيون در اين سال‌ها به سينما، مي‌تواند جالب توجه باشد.


جمشيد هاشم پور
بازيگري كه هيچگاه در جشنواره فجر به حقش نرسيده و در بهترين حالت شايسته دريافت ديپلم افتخار شناخته شده، امسال يكي از گزينه‌هاي جدي سيمرغ است. مي‌گويند هاشم پور در <استشهادي براي خدا> حضور فوق‌العاده‌اي دارد. نقشي دشوار كه بازيگران بسياري آن را رد كردند ولي هاشم پور با شرايط سخت توليد فيلم كه در خارج از شهر و در فضايي سرد و برفي فيلمبرداري شد، كنار آمد... هاشم پور كه دقيقا يك دهه است از بازيگر آثار تجاري به هنرپيشه نقش‌هاي خاص تغيير پرسونا داده، امسال يك فيلم ديگر هم در جشنواره دارد. در <آن مرد آمد> كه فيلمي جنگي است، هاشم پور نقش يك رزمنده را ايفا مي‌كند. او با دو فيلم در بخش مسابقه سينماي ايران، از جمله بازيگراني است كه از همين حالا‌ مي‌توان نامزدي‌اش براي سيمرغ را قطعي دانست.

 

|+| نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 16 بهمن1386 و ساعت  | 
ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟ (۲)

 

اصغر فرهادي


دو سال پيش و با كارگرداني چهارشنبه‌سوري، ستاره بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر شد. با اين وجود دو سالي مي‌شود كه به عنوان كارگردان، فيلمي در جشنواره ندارد. (اين روزها خبر دريافت پروانه ساخت فيلم جديدش بر سر زبان‌هاست.)فرهادي در اين دو سال تعدادي طرح ارائه كرده (كه دو تا از اين طرح‌ها را رسول صدرعاملي كارگرداني كرده و هر دو فيلم نيز در جشنواره فجر امسال به نمايش درخواهند آمد)، همچنين فيلمنامه اولين فيلم بلند همسرش پريسا بخت‌آور را نوشته و در نگارش فيلمنامه كنعان هم با ماني حقيقي همكاري كرده است. به اين ترتيب فرهادي پركارترين نويسنده اين جشنواره به حساب مي‌آيد، ضمن اينكه در اين مدت، خبر از همكاري بدون نام او با چند پروژه تلويزيوني هم بوده است.



رسول صدرعاملي


ديشب باباتو ديدم آيدا، فيلم سوم از سه‌گانه‌اي كه با محوريت دخترهاي نوجوان ساخت ـ و دو فيلم قبلي با نام‌هاي دختري با كفش‌هاي كتاني و من ترانه 15 سال دارم، آثار موفقي از آب درآمدند‌ـ آن طور كه بايد و شايد در بيست و سومين جشنواره فجر با استقبال مواجه نشد. اما حالا و پس از چند سال عدم حضور، صدرعاملي با دو فيلم پا به جشنواره گذاشته است. «شب» و «هر شب تنهايي»، نام دو فيلمي هستند از مجموعه‌اي درباره زائران شهر مقدس مشهد. آيا صدرعاملي توانسته براساس، اين سوژه كم‌وبيش تكراري، فيلم‌هاي دراماتيك جذابي پديد آورد؟ سابقه او نشان مي‌دهد كه نمايش اغلب فيلم‌هايش پرحاشيه و سروصدا بوده‌اند. اتفاقي كه ممكن است براي اين دو فيلم هم در جشنواره امسال بيفتد.



بهمن فرمان‌آرا


يكي از مطرح‌ترين كارگردان‌هاي امسال جشنواره، در غياب اغلب فيلمسازان هم‌نسل‌اش، «خاك آشنا» را روانه پرده سينما كرده است. فيلم قبلي فرمان‌آرا «يك بوس كوچولو» با واكنش‌هاي ضد و نقيضي مواجه شد و همين سابقه، باعث شده كه كنجكاوي‌ها براي تماشاي «خاك آشنا» چندان زياد نباشد. اما از سوي ديگر نمي‌توان فراموش كرد فرمان‌آرا با ارائه فيلم «خانه‌اي روي آب» در بيستمين جشنواره فيلم فجر، بيشتر جوايز و افتخارات را درو كرد.فرمان‌آرا در اين فيلم با بازيگر مورد علاقه‌اش رضا كيانيان (كه در سه فيلم قبلي با او همكاري داشت) همراه است و برخلاف آثار اخير، اين بار اعلام كرده كه فيلمي براي مخاطبان جوان خواهد ساخت. قرار است او با اين فيلم گذشته فرهنگي پرافتخار ايران را به ياد جوانان كشور بياورد. اگر اين بار هم فرمان‌آرا در جشنواره فجر موفق بود، آن وقت مي‌شود اين تيتر هميشگي را درباره او هم به كار برد: مردي براي تمام فصول. او فيلم‌هاي اندكي ساخته، اما همين تعداد اندك، در شرايط فرهنگي و اجتماعي بسيار متفاوتي ساخته شده‌اند.



مجيد مجيدي


مجيدي فيلمساز محبوب جشنواره فجر است. هرچند كه امسال اخباري مبني بر بروز اختلافاتي ميان او و مسوولان جشنواره مطرح شد. مجيدي كه پس از «بيد مجنون» فيلمي روي پرده سينما نبرده بود؛ «آواز گنجشك‌ها» را پس از طي مراحل پيش‌توليد گسترده‌اي ساخت. نمايندگان جشنواره فيلم برلين هم اندكي پيش از آغاز جشنواره فجر، «آواز گنجشك‌ها» را به عنوان يكي از آثار بخش مسابقه جشنواره انتخاب كردند. اين باعث شد كه توقع‌ها از مجيدي و فيلم‌اش بالا برود و هنوز هيچي نشده، تعدادي از جوايز اصلي جشنواره امسال را براي او كنار بگذارند. هرچند كه به لحاظ توفيق‌هاي خارجي و برخوردهاي داخلي، مجيدي به جايگاهي رسيده كه كسب سيمرغ از اين جشنواره چندان به جايگاه او نخواهد افزود. او يكي از چهره‌هاي هميشگي جشنواره فجر است؛ چه فيلم‌اش «آواز گنجشك‌ها» باشد يا هر فيلم ديگري.



رضا ميركريمي


«خيلي دور خيلي نزديك» انفجاري در زندگي حرفه‌اي ميركريمي بود. پيش از اين ميركريمي كارگردان جواني به حساب مي‌آمد كه در فيلم‌هايش لحظه‌هاي خوبي وجود داشت ـ كودك و سرباز- ، يا با زيركي مرزهاي ممنوع اجتماعي را درمي‌نورديد ـ ‌زير نور ماه ـ . اما «خيلي دور خيلي نزديك» به عنوان اثري با داستاني كلاسيك و نه چندان مد روز، با اجراي كم‌نظيرش؛ هواداران فراواني يافت و نه تنها نام ميركريمي را به عنوان يك فيلمساز كاربلد در سينماي حرفه‌اي ايران جاانداخت، بلكه درهاي فراواني به روي او باز كرد. فيلمساز هم از فرصت استفاده كرد و به يكي از موثرترين كارگزاران فرهنگي كشور تبديل شد. در پروژه‌هاي غول‌آسايي، سمت تهيه‌كننده را يافت و به عنوان رئيس خانه سينما انتخاب شد. اما در اين شرايط هم فرصت را از دست نداد و فيلم تازه‌اش، «به همين سادگي» را كليد زد. مي‌گفتند كه اين فيلم براي عرضه در جشنواره كن ساخته شده كه در آن پذيرفته نشد؛ اما از نمايش جشنواره‌اي كه بگذريم، ميركريمي اعلام كرد كه مي‌خواهد فيلم‌اش را پيش از نمايش در جشنواره فجر، در سينماهاي ايران اكران عمومي كند. اما همان‌طور كه قابل پيش‌بيني بود، «به همين سادگي» اكران نشد و به جشنواره فجر رسيد. تماشاي فيلم تازه رضا ميركريمي، كنجكاوي خيلي‌ها را برانگيخته است.

 

ماني حقيقي
امسال بالاخره با فيلمي در جشنواره حضور دارد كه احتمال اكران آن در سالن‌هاي سينماي تهران مي‌رود. آثار حقيقي كه با عشق و علاقه فراواني فيلم مي‌سازد، معمولا با نمايش عمومي مشكل داشته‌اند و آثاري حاشيه‌اي در مقياس‌هاي سينماي ايران به حساب مي‌آمدند. «آبادان» اولين فيلمش، تبديل به اثري شد كه هيچ جا به نمايش درنيامد و حقيقي بيشتر از آن در نمايش‌هاي خانگي براي دوستانش استفاده كرد و دومين فيلمش «كارگران مشغول كارند»، با وجود ركورد بالايش براي حضور در جشنواره‌هاي خارجي، هيچ‌گاه در داخل كشور، نمايش داده نشد.حالا و با كنعان، حقيقي براي اولين بار شانس‌اش را براي حضور در بدنه اقتصادي سينماي ايران آزمايش مي‌كند. هرچند كه مي‌كوشد، كنعان، باز فيلمي از ماني حقيقي باشد. ستاره‌هاي فيلم نيز دراين راه او را ياري خواهند كرد. مسوولان جشنواره هم كه فيلم را تاييد كرده‌اند. كنعان به همه اين دلايل ديده خواهد شد و راه حقيقي براي ساختن آثاري ديگر در دل اين سينما؛ هموار.

|+| نوشته شده توسط شیرین در یکشنبه 14 بهمن1386 و ساعت  | 
ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟

 

فاطمه معتمدآريا

 

 


فاطمه معتمدآريا، با اين سابقه و ميزان محبوبيت، حالا ديگر به يكي از ستون‌هاي بازيگري در سينماي ايران تبديل شده است. بازيگرها، اگر عمري داشته باشند و تداومي، و بتوانند خودشان را از حدي و سني بگذرانند و باز در چشم‌ها و نگاه مردم بمانند، به جايي مي‌رسند كه كم‌كم براي مردم و تماشاگران‌شان، به يك شخصيت معتبر تبديل مي‌شوند؛ جدا از حضوري كه بر پرده سينما به عنوان يك بازيگر دارند. اين اتفاقي است كه در مورد عزت‌الله انتظامي و پس از سال‌ها براي پرويز پرستويي افتاده است.فاطمه معتمدآريا، به عنوان يك بازيگر زن با 20 سال سابقه فعاليت حرفه‌اي در عرصه سينماي ايران، در آستانه كسب چنين جايگاهي ايستاده است. بازيگر نقش زنان محجوب دوران جنگ و سال‌هاي 1360، در دهه بعد، نقش‌هاي بزرگ‌تر و تاثيرگذارتري را طلب كرد و با حضور در «روسري آبي» به يكي از موفق‌ترين بازيگران زن سال‌هاي 1370 تبديل شد. روزگاري بود كه اغلب نقش‌هاي مهم فيلمنامه‌هاي خوب سينماي ايران، به معتمدآريا پيشنهاد مي‌شد. با «گيلانه»، مخاطبان سينما، معتمد آرياي تازه‌اي شناختند. او گذر زمان را پذيرفته بود و حاضر شد در فيلم‌هاي آتي، در نقش مادر بازي كند. «گيلانه» همچنين يكي از نقش‌هايي بود كه بازيگر را در رسيدن به جايگاهي كه ابتداي مقاله از آن سخن گفتم ياري مي‌كند. او مي‌تواند كم‌كم نقش مادر مثالي سينماي ايران را بازي كند. شايد به همين دليل است كه در فيلم سامان مقدم قرار است نقش «ايران» را داشته باشد، با وجود تمام آن معاني دوپهلويي كه با انتخاب چنين اسمي، مي‌تواند به ذهن تماشاگر برسد. در «خواب زمستاني»، ديگر فيلم حاضر در جشنواره نيز، معتمدآريا نقش خواهر بزرگ لادن مستوفي و پگاه آهنگراني را برعهده دارد. معتمدآريا اگر قدر جايگاه خود را بداند و در عين حال در نقش‌هايي كه به او پيشنهاد مي‌شود، كليشه نشود؛ مي‌تواند دوران تازه‌اي از عمر بازيگري‌اش را آغاز كند. او در ابتداي دوران حرفه‌اي تازه‌اش قرار گرفته و جشنواره بيست‌وششم فجر مي‌تواند طليعه چنين دوراني برايش باشد.

گلشيفته فراهاني

 


محبوبيت اين روزهاي او غبطه‌برانگيز است. وقتي در «درخت گلابي» بازي كرد، شيطنت مرموز نگاهش را به حساب كارگردان نام‌آشناي فيلم ريختند. در آن سال‌ها او يك بازيگر نوجوان بود و سينماي ايران، پر است از نوجوانان بازيگري كه در اوج ناآگاهي و معصوميت، اجراهايي زيبا از خود به يادگار گذاشته‌اند و پس از مدتي، ديگر كسي يادي از آنها نكرده است. انگار فقط در آن سن و شرايط مي‌توانسته‌اند بازيگران خوب و موفقي باشند. گلشيفته هم بعد از درخت گلابي غيب‌اش زد. اين فقط خواهر بزرگترش بود كه به بدنه اصلي سينماي ايران اضافه شد؛ خواهري كه اتفاقا در حد چند عكس گذرا، در درخت گلابي با او همبازي بود. اما درست وقتي همه گلشيفته را فراموش كرده بودند، او با انتخاب‌هاي درست و مناسبش بازگشت. «زمانه» را اگر كنار بگذاريم، «بوتيك» و «اشك سرما» او را به عنوان يك بازيگر نقش اول به كارگردان‌ها شناساند. «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» گلشيفته را در اين سطح حفظ كرد و با «سنتوري» جاي پايش محكم شد. او شايد موقعيت هديه تهراني در سال‌هاي قبل را به عنوان يك سوپراستار گيشه به دست نياورده باشد، اما محبوبيت فراواني بين قشر نخبه سينمارو دارد. «ميم مثل مادر» او را بيش از گذشته به ميان عامه مردم برد و حالا در انتخاب فراهاني، حكم يك ميدان نبرد را براي او دارد. او آنقدر سخت‌گير بوده كه حالا هر انتخابي كه انجام دهد، براي تماشاگران سينما اهميت و تاثير فراواني دارد. قرار است فراهاني با دو فيلم در جشنواره فجر امسال حاضر شود:«ديوار»، كاري از محمدعلي طالبي و «هميشه پاي يك زن در ميان است» به كارگرداني كمال تبريزي كه از حساسيت‌برانگيزترين فيلم‌هاي امسال است و در آخرين لحظات، حضورش در جشنواره قطعي شد.

مهتاب كرامتي

 


كرامتي از آن گروه بازيگراني است كه نام خودشان بيش از فيلم‌هايي كه در آن بازي كرده‌اند، شهرت دارد. با مردي از جنس بلور (1377) كارش را شروع كرد و در چند فيلم نسبتا شناخته شده از جمله موميايي3 و بهشت از آن تو حضور يافت، اما در هيچ كدام از اين فيلم‌ها، بازيگر اصلي روي پرده نبود. كرامتي شهرتش را كمي دير و از اواسط دهه 1380، همراه با موج اخير ستاره‌سازي در سينماي ايران به دست آورد؛ هرچند كه هيچ‌كدام از فيلم‌هايي كه در اين سال‌ها بازي كرد، با اقبال عام مواجه نشد. حالا او روي جلد مجلات و صفحه اول روزنامه‌ها بود با فيلم‌هايي مثل پاداش سكوت و آدم؛ كه نمي‌فروختند. كرامتي در جشنواره امسال هم بازيگر معروفي است كه در دو فيلم نسبتا مهم جشنواره، يعني آتش سبز و حس پنهان، نقش‌هايي را برعهده دارد. بايد ديد كه در جشنواره امسال به خاطر اين فيلم‌ها مورد توجه خواهد بود يا بيشتر به عنوان بازيگر معروفي مطرح خواهد شد كه نماينده يونيسف هم هست.

مهران مديري

 

   


ستاره بزرگ تلويزيون، امسال هوس سينما كرده است. هرچند پروژه اصلي‌اش، يعني «لبه پرتگاه» بهرام بيضايي متوقف شد اما با دو فيلم مطرح، در جشنواره فجر امسال حاضر است؛ يكي «هميشه پاي يك زن در ميان است» كه هيبت غريب او در عكس‌ها به عنوان يك وكيل، كنجكاو‌برانگيز از آب درآمده است و ديگري «دايره زنگي» مديري در آن، در نقشي دور از تيپ آشناي هميشگي‌اش ظاهر شده است. به پيشينه مديري اگر بازگرديم، متوجه مي‌شويم كه او همواره دغدغه شكل‌هاي «جدي»تر هنر داشته است؛ چه «موسيقي» و چه «سينما» و هيچ‌گاه مطرح شدن به عنوان يك كمدين مشهور تلويزيوني به تنهايي برايش جالب نبوده است. اما تجربه‌هاي مختلف‌اش در اين زمينه‌ها، چه به عنوان بازيگر سينما در فيلم‌هايي مثل «ديدار» و «توكيو بدون توقف» و همچنين طبع‌آزمايي‌اش در عرصه موسيقي به پاي توفيق در صفحه شيشه‌اي نرسيده و او باز به حيطه آشناي هميشگي بازگشته است. اما همان‌طور كه گفتيم امسال اوضاع تا حدي متفاوت است. به خصوص كه به نظر مي‌رسد در هر دوي اين فيلم‌ها، مديري از قالب آشناي هميشگي بيرون آمده و شكل و شمايل تازه‌اي طلب كرده است.

رضا كيانيان

 


يكي از پركارترين بازيگران سينماي ايران، شايد هم پركارترين‌شان، امسال هم مي‌توانست با بيش از چهار فيلم در جشنواره حاضر باشد، هرچند مشكلاتي كه براي «صد سال به اين سال‌ها» و «سه‌زن» پيش آمد، باعث شد تا ميزان حضور كيانيان كم شود. او حالا يكي از قابل‌اعتمادترين بازيگران سينماي ايران است كه كارگردان‌ها از او براي ايفاي نقش‌هاي متفاوت دعوت مي‌كنند و او هم ماموريت‌اش را به انجام مي‌رساند. اين را بگذاريد كنار روابط خوب كيانيان با اهالي سينما و همچنين استفاده درست او از رسانه‌هايي كه در اختيار دارد تا بيش از پيش متوجه دليل اين پركاري بشويد. خود او هم ظاهر شدن در نقش‌ها و قالب‌هاي گوناگون را دوست دارد و مدام به اين هزار‌چهرگي دامن مي‌زند. اما اگر هميشه حضور كيانيان در نقش‌هاي مختلف، بيشتر در فيلم‌هاي حاشيه‌اي و نه چندان مطرح بود، امسال او در تعدادي از مشهورترين آثار جشنواره فجر حاضر است. فيلم‌هايي مثل «هميشه پاي يك زن در ميان است» و «خاك آشنا»؛ ساخته همكار نام‌آشنايش در سه فيلم؛ بهمن فرمان‌آرا. اگر «صد سال به اين سال‌ها» و «سه زن» هم به جشنواره مي‌رسيدند، آن وقت بعيد نبود كه كيانيان چهره اصلي جشنواره امسال باشد.

محمدرضا فروتن

 


حالا داستان مطرح شدن فروتن به عنوان يك بازيگر از طريق بازي در نقشي در قسمتي از سريال تلويزيوني سرنخ، تكراري و نخ‌نماست. پس از آن فروتن در تعدادي از آثار مسعود كيميايي و كيومرث پوراحمد بازي كرد و خيلي زود به يكي از ستاره‌هاي اين سينما تبديل شد. هرچند كه نخواست فقط يك «ستاره» باقي بماند و تمام تلاش‌اش را به خرج داد تا به عنوان يك «بازيگر» هم مطرح شود. نتيجه شد بازي فروتن در تعدادي از محصولات ظاهرا «جدي» و كم‌فروش اين سينما. تلقي نه چندان درست او براي حضور در سينما به عنوان يك بازيگر نقش‌هاي مهم و جدي، به كارنامه حرفه‌اي‌اش لطمه زد، ضمن اينكه با گذشت زمان، بازي پرتاكيد و اغراق شده او، ديگر هوادار چنداني نداشت.
اما جشنواره بيست و ششم فجر مي‌تواند بازگشت محمدرضا فروتن به عنوان بازيگر مشهور سينماي ايران باشد. «حس پنهان» و «كنعان» از آثار مطرح جشنواره امسال هستند و بازي فروتن در «كنعان» چندان جلوه‌اي از اغراق‌هاي هميشگي در بازي‌اش ندارد. به نظر مي‌رسد او در اواخر دهه سوم زندگي‌اش، به پختگي موردنياز براي بازي در نقش‌هاي خاص رسيده و نقش‌هايي كه پس از اين دو فيلم به فروتن پيشنهاد خواهد شد و بازي او، با آنچه پيش از اين ديده بوديم؛ تفاوت خواهد داشت.

ترانه عليدوستي

 


او خيلي كم فيلم بازي مي‌كند؛ با اين وجود فيلم‌هايي كه بازي كرده، از «من ترانه 15 سال دارم» بگير تا «شهر زيبا» و «چهارشنبه‌سوري»، همواره با اقبال منتقدان و تا حدي تماشاگران روبه‌رو بوده است، اين در شرايطي است كه «كنعان» به عنوان فيلمي به كارگرداني ماني حقيقي، يكي از آثار پراميد جشنواره امسال است و به اين ترتيب به نظر مي‌رسد ترانه عليدوستي باز انتخاب درستي كرده است. نقش عليدوستي در «كنعان» نقشي با زير و بم‌هاي فراوان است كه نسبت به ديگر بازيگران مشهور فيلم‌ـ فروتن، بهرام رادان و افسانه بايگان‌ـ زمان بيشتر را روي پرده به خود اختصاص مي‌دهد. همين فرصت خوبي براي عليدوستي فراهم مي‌كند تا بار ديگر خود را به عنوان يكي ديگر از چهره‌هاي جشنواره امسال مطرح كند. احتمال كسب نامزدي سيمرغ بلورين از سوي او فراوان است.

|+| نوشته شده توسط شیرین در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت  | 
فيلم‌هاي روز اول جشنواره اعلام شد

 



   فيلم‌هاي ايراني و خارجي بخش‌هاي سينماي جهان بيست و ششمين جشنواره بين‌المللي در روز نخست اعلام شدند.  در بخش جام جهان نما- مسابقه بين‌المللي فيلم‌هاي "آتش سبز" (ايران)، "مايكل كلابتون" (آمريكا)، چشم انداز كنگو (كانادا) منطقه كروسز (هلند، نروژ و گواتمالا)، نيمه بالغ (انگليس)، ويولن (مكزيك)، بازگشت پرستوها (روسيه)، به نمايش در مي‌آيد.
در بخش در جست جوي حقيقت – مسابقه معناگرا فيلم‌هاي در ميان ابرها (ايران)، پرفسور و معادله محبوبش (ژاپن)، به ياد خودم (ايتاليا)، جنگل مرگ (هنگ كنگ)، گهواره (كانادا/ خارج از مسابقه)، جزيره (روسيه)، 1408 (آمريكا) به روي پرده مي‌روند.
در بخش جلوه گاه شرق- مسابقه سينماي آسيا نيز چشمي از آسمان (هنگ كنگ)، به همين سادگي (ايران)، الژان (آلمان/ خارج از مسابقه)، ابريشم (تايوان) و هامون و دريا (ايران)، به نمايش در مي‌آيند.
فيلم‌هاي بخش جشنواره جشنواره‌ها در اولين روز عبارتند از: موشك، خدا حافظ بافانا، چوپان خوب، خدك، صندلين و دره اله.
در بخش آثار داستاني روز سه و ده دقيقه با يوما، مارادونا، پسران پرواز، جاده گونتانامو و كوكب سياه به روي پرده مي‌رود و همچنين از مجموعه فيلم‌هاي بخش‌هاي غير رقابتي، مرور سينماي گرجستان، مرور آثار اينگمار برگمان، مرور آثار ميخالكوف و مرور سينماي فلسطين آثاري به روي پرده خواهد رفت.
 
 
نگاهی به شناسنامه تعدادی از فیلمهای حاضر در جشنواره
 
 
محیا
سوداي سيمرغ ( مسابقه سينماي ايران)
 
 

آتش سبز
سوداي سيمرغ ( مسابقه سينماي ايران)
 
 
 
جعبه موسیقی
سوداي سيمرغ ( مسابقه سينماي ايران)


 
 

خواب زمستانی
سوداي سيمرغ ( مسابقه سينماي ايران)

 

احضار شدگان

حس پنهان
سوداي سيمرغ ( مسابقه سينماي ايران)

 

(برای دیدن اطلاعات کلی درباره فیلمهای ذکرشده به ادامه مطلب بروید. باقی فیلمها هم بمانند برای روزهای اینده انشاالله)



 



 

 
 
 

|+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 11 بهمن1386 و ساعت  | 
تصمیمات کبرای مسئولان برای حل مشکلات شکارچیان سیمرغ ۲۶

ظاهرا بحثهای فراوان درباره رای دیرهنگام هیات انتخاب بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر نتیجه داده و مسئولان تلاش کرده اند با چند تصمیم کبری ناراضی ترین های امسال را راضی کنند.

در این بین نبود "دایره زنگی" پریسا بخت اور در فهرست نهایی اثار راه یافته به بخش سودای سیمرغ بیش از فیلمهای دیگر سروصدا به راه انداخت . نام دایره زنگی که  از ماهها پیش صدایش در امده بود حالا در بین فیلمهای بلند اول در کنار ۱۱ فیلم دیگر قرار گرفته است تا بخشی از فشارها از شانه های سیمرغ ۲۶ برداشته شود. جالب اینکه "کتونی سفید"محمد ابراهیم  معیری نیز یکی دیگر از این فیلمهای اول است.

علاوه براین دوفیلم "صدسال به این سالها"ی سامان مقدم هم ظاهرا بدجور روی دست مسئولان مانده بود که با یک تصمیم کبرای دیگر به بخش میهمان جشنواره رفت. سامان مقدم که ارام ارام پله های ترقی را طی کرده و حالا با مجموعه "پریدخت" در تلویزیون هم نفوذ کرده البته حتما از این تصمیم چندان راضی نیست اما باز هم جای شکرش باقی است که با ۵ فیلم راهی نگاه اولیها نشده است. علاوه بر مقدم به رسول صدرعاملی هم با فیلم" هرشب تنهایی" و فریدون حسن پور با "نشانی" چیزی جز حضور در بخش میهمانان جشنواره نرسیده است.

مشکل تایپی و فرمی و....

اما درست همین اتفاق خوشایند از دید مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی ( منظور جشنواره فجر ) است که ایشان را در برابر تصمیمات کبرای دیگری نیز گذاشته است تصمیماتی برای حل کردن مشکلات جالب برخی دیگر از شکارچیان سیمرغ امسال  که یکی از جالب ترین هایش "دیوار " محمدعلی طالبی است. طالبی که پشت دیوار هیات انتخاب مانده است و از این تصمیم حسابی جا خورده ظاهرا به میهمانی و نگاه اول و این چیزها هم رضایت نمی دهد و می خواهد به قلب سیمرغ حمله کند. وی می گوید: طی مذاکرات اخیری که با دفتر جشنواره داشته ام ظاهرا مشکل فیلم دیوار در روزهای اینده حل میشود. انگونه که مطلع شده ام اشکال تایپی بوده است و حل خواهد شد!!!!!!.

از این بحث های پایان ناپذیر که بگذریم به گفته مدیر روابط عمومی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از فردا (۷ بهمن) گاز سینماها هم به مرور وصل می شود . این مرور البته حتما انقدر سرعت خواهد داشت که تا ۶ روز دیگر یعنی اغاز جشنواره ۲۶ دست کم ۸ سینمای مردمی امسال گرم و نرم باشند. ازادی ـ استارا ـ افریقا ـ اریکه ایرانیان ـ موزه سینما ـ فرهنگ ۱ و ۲ ـ عصرجدید ۱ و ۲ ـ فلسطین ۱ و ۲ و ۳ ـ و بهمن ۱ و ۲  این ۸ سینما هستند که البته در ۵ روز اول تنها در سالنهای فرهنگ ـ عصرجدید ـ فلسطین و سپیده ۱ فیلمهای خارجی یا فیلمهای ایرانی برگزیده به نمایش در می اید و یکی دیگر از مسایل بحث برانگیز امسال است.

|+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 6 بهمن1386 و ساعت  | 
فهرست ۲۳ فیلم بخش مسابقه سینمای ایران

 

 

اگر اتفاق خاصی رخ ندهد اسامی زیر فهرست فیلمهای بخش مسابقه را تشکیل می دهند   

اتش سبز ( محمدرضا اصلانی )

ان مرد امد ( حمید بهمنی )

اواز گنجشک ها ( مجید مجیدی )

 احضارشدگان ( ارش معیری)

استشهادی برای خدا ( علیرضا امینی )

انعکاس ( رضا کریمی )

باد در علفزار می پیچد ( خسرو معصومی )

به همین سادگی ( رضا میرکریمی )

پرچم های قلعه کاوه ( محمد نوری زاد )

 تولدی دیگر ( عباس رافعی )

تلخ عین عسل " فرزند خاک" ( محمدعلی باشه اهنگر )

جعبه موسیقی ( فرزاد موتمن )

خاک اشنا ( بهمن فرمان ارا )

خواب زمستانی ( سیامک شایقی )

حس پنهان ( مصطفی رزاق کریمی )

در میان ابرها ( روح الله حجازی )

ستایش ( محمد رحمانی )

سهم گم شده ( حسن نجفی )

شب ( رسول صدرعاملی )

 کنعان ( مانی حقیقی )

محیا ( اکبر خواجویی )

هامون و دریا ( ابراهیم فروزش )

همیشه پای یک زن در میان است ( کمال تبریزی )

 

سه فیلمی که پذیرفته نشد:

صدسال به این سالها ( سامان مقدم )

دایره زنگی ( پریسا بخت اور )

اتشکار ( محسن امیر یوسفی )

نکته جالب در این میان درباره فیلم سامان مقدم است. او یازده دقیقه اصلاحیه را اعمال کرده و حتی با دستور مسوولان جشنواره نام " ایران " شخصیت اصلی فیلمش را به " ریحان " تغییر داده بود تا با اصلاحات اعلام شده "صدسال به این سالها " را به جشنواره برساند . گویا دو تن از اعضای اصلی هیات انتخاب مخالف حضور فیلم سامان مقدم در جشنواره بودند.

 فیلمهای رزرو :

انتهای زمین ( ابوالفضل صفاری )

قرنطینه ( منوچهر هادی )

سبز کوچک ( غلامرضا رمضانی )

حقیقت گمشده ( محمد احمدی )

هرشب تنهایی ( رسول صدرعاملی )

|+| نوشته شده توسط شیرین در پنجشنبه 4 بهمن1386 و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar