| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
|+| نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 28 اسفند1386 و ساعت |
و اما نوروووووووووووووووووز
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
اینم از سال ۸۶ مثل یه چشم به هم زدن اومد ورفت ...با یه عالم اتفاقات خوب و بد . این اخرین پست این وبلاگ تو سال کهنه است خیلی فکر کردم که تو این پست اخر چی بنویسم که هم جالب و خواندنی باشه هم این چند روز اخر سال یه کم مارو به فکر بندازه که ای داد بیداد...... بالاخره بهاریه ای که مرحوم رسول ملاقلی پور ۳ سال پیش برای مجله فیلم نوشته بود و سال قبل در اون مجله چاپ شد رو می نویسم با اجازه از اون مجله وزین.
٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫
مادرم .. کسی برایم نمانده جز تو...
عید یعنی چی؟ روز و شب خوش. همه همدیگه رو بغل می کنند و می بوسند و رسیدن بهار را تبریک می گویند. بهار یعنی چی ؟ زمین گرم می شود و همه درختها سبز می شوند . به خاطر همین دو چیز یا دو اتفاق مهم نمی دانم هرچه که هست باید لباس ها و کفش های نو پوشید و دست پدر و مادر را گرفت و رفت خانه بزرگترها و تبریک سال نو گفت و شیرینی و اجیل خورد و عیدی گرفت. یادم نمی اید هیچ وقت در هیچ سال نو کت و شلوار و کفش نو پوشیده باشم. خدایی بگویم هیچ وقت و نمیدانم چرا. البته بچگی ها که هیچ وقت نداشتم و حالا هم دل و دماغش را ندارم و اصلا عید را باور ندارم. فکر می کنم روز خوب روزی باشد که موقع روبوسی توی چشم ادمها به جای طناب اعدام یک ذره برق محبت را ببینم. ان روز برایم عید است. عید یعنی بچگی . بچگی های باصفا. بچگی بچه ای که خیلی چیزها را نمی داند و عشقش ان کت و شلوار است و اسکناس نو و خوشگلی که بهش عیدی می دهند . عید یعنی یاد بچگی ها افتادن و دایی را بغل کردن و عمو را بوسیدن و قربان صدقه پدر و مادر رفتن. راستی دایی ... دایی ام کجاست؟ عمو و پدرم و همه انهایی را که با همه وجودم دوستشان داشتم. همه دلخوشی ام این بود که عید بشود نه به خاطر عید ( چون عید که لباسی نداشتم ) عید را دوست داشتم که دایی بیاید و یک دو تومانی اسکناس نو به من بدهد و بعدش هم برادرم را راضی کنم مرا ببرد سینما. سینما البرز که همیشه دو فیلم با یک بلیت نمایش می داد. امسال دلیجان اتش جان وین را با پرده پاره هیچکاک را نمایش می دهد. عید یعنی همین. عید یعنی روزگاری دور و در پس خاطرات سیاه و تلخی که مثل جای زخم فقط از خارش ان درد را فراموش کردن . روزگاری که باید چشمها را می بستم و خیلی چیزها را نمی دیدم چون شاید قدرت درک ان و شرایطش نبود و بهتر است همه چیز را از دو چشم کودکانه دید . هرکس سیلی به تو زد شاید همان اسکناس دوتومانی است چرا که تو هنوز بالغ نشده ای و نمی دانی این سیلی ها همان دو تومانی عیدی است. مثل تحمل کیسه کشیدن مادر در حمام شب عید است. حمام رفتن جز کابوس چیز دیگری نبود. ای داد ... یادش بخیر.... مادرم چند روزی بود اتاق هشت متری خشتی را غبارروبی کرده بود و پدر هم بیکار بود و از لباسهای نو و اجیل و شیرینی عید خبری نبود. بقچه حمام را بست و محکم کوبید روی سرم و دست دو تا خواهرم را گرفت برد به طرف حمام عمومی محله مان. مغازه های لباس فروشی شلوغ بود و مادرها بچه هایشان را از مغازه ای به مغازه دیگر می بردند. مادرم دائم به بهانه ای می زد رو سرم که درست راه بروم و نخورم زمین. با حسرت به لباس های توی ویترین و جعبه کفشهای توی دست بچه ها نگاه می کردم و مادرم هم چادرش را تاب می داد جلوی چشمهایم که نتوانم حداقل ببینم . ولی بوی ماهی سفید شب عید و بوی ماهی قرمز توی تنگ ها بوی اجیل و شیرینی و بوی هرچی حسرت نداشتن را مادرم نمی توانست جلویش را بگیرد . پله ها را رفتیم پایین و داخل حمام عمومی شدیم. توی رختکن اشرف دلاک که حالا مسئول حمام شده جلوی چندتا پسربچه را گرفته بود و نمی گذاشت با مادرهایشان بروند توی حمام. می گفت : این پسرها بزرگ شدن و سرو گوششون می جنبه. به خصوص عباس را که کرک های پشت لبش مثل پنبه داشتند سبز می شدند. مادر عباس گفت : اشرف خانم به خدا این بچه ست و هیچی نمی دونه. عباس هم با تیله های توی جیب شلوار گشادش بازی می کرد. یک خانم قدبلند بود که کاسبهای محل بهش می گفتند "اول هیکل" . داشت با حوصله سرش را خشک می کرد و حواسش به جروبحث هایی بود که عباس یک دفعه داد زد و گفت : مامان مامان...اون زنه رو ببین... مادر عباس دستپاچه صورت پسرش را دودستی برگرداند طرف دیوار . عباس دستهای مادرش را پس زد و مزه ای پراند. مادرش زد تو سر عباس و خانم اول هیکل هم لپ لیف کشیده و سرخش را گرفت و گفت : وا...چه بچه هیزی . اشرف خانم داد زد : بیرون... بیرون. به خدا اگه راه بدم اینو باید باباش ببره حموم دامادی. از مادر عباس التماس و از اشرف خانم عصبانیت و توی این شلوغی مادرم یواشکی مرا کشاند و برد گوشه ای و زود لباس هایم را در اورد برد توی حمام. از میان بخار و ادم های لگن به دست رد شدیم و مواظب بودم که پایم سر نخورد و حتما سرم پایین باشد. توی سروصدای بچه ها و کوبیده شدن لگن مسی به زمین صدای مادرم را نشنیدم که می گفت: بشین. گوشم را کشید و تا سرم را بالا گرفتم زد توی سرم: سرتو بگیر پایین و همین جا بشین. یک لگن اب اورد و ریخت روی سر من و خواهرهایم که دادم بلند شد : ای سوختم. یک نیشگون بزرگ از پهلویم گرفت و گفت: خفه شو زبونت بلای جونته ... سرتم بگیر پایین. دست هر کدام از خواهرهایم یک کیسه و یک روشور داد و خودش هم وسط کیسه را حسابی روشور مالید و کیسه سرا کوبید وسط کمرم. نگران بودم دست هایم روی زمین سر بخورد و یک نیشگون دیگر نصیبم بشود. کیسه را مثل سمباده می کشید به همه جای کمرم . پیرزن رو به رو دست ها و پاهایش می لرزید و عروسش داشت با یک کاسه مسی زیر بغلهای او را گل مالی می کرد. مادر کیسه را کشید روی صورتم و مرا کوبید به زمین که پهلویم را کیسه بکشد. دختر جوانی را به حمام عروسی اورده بودند. مادرم با حسرت به خواهر بزرگم نگاه کرد که بیش از حد لاغر بود و خواستگاری نداشت. یکی از زنها یک لگن اب را روی دختر جوان ریخت و بقیه گفتند: مبارکه. ناگهان جیغ یک زن از کنار دوش به هوا بلند شد. همه به ان طرف برگشتند. لوله اب داغ ترکیده بود. زنها بچه هاشان را بغل کردند و دور شدند. یک نفر هم در حالیکه اشرف خانم را صدا می کرد رفت به طرف رختکن . اب قطع شد. شانس اوردم که مادرم هنوز صابون مالی ام نکرده بود. چند نفر هم گل مالی شده و لیف صابون زده همین جوری منتظر اب بودند. دعوایی هم سر اب حوضچه کوچک شد. چند نفر چنگ زدند و گیسهای همدیگر را کشیدند و یکی با لگن کوبید وسط کمر یکی دیگر و بچه ها زدند زیر گریه و مادرم دخترهایش را کشید طرف خودش کهیک وقت چند تا سنگ پای سرگردان توی سرمان نخورد. توی این شلوغی عباس رد بغل مادرش امدند داخل و گوشه ای دور از دعوا نشستند. مادرش لیف سفید و بزرگ را مثل گونی کشیده بود روی سر عباس که جایی را نبیند. صدای اشرف خانم که داشت از بیرون فریاد می زد توی حمام پیچید. گفت : خانمها همه بروند به یک قسمت پشتی چون لوله کش دارد می اید . صدای جیغ زنها بلند شد و انهایی هم که داشتند گیس یکدیگر را می کشیدند دست کشیدند. فقط من مانده بودم این طرف که صدای شعبان لوله کش را شنیدم که گفت : خانمها یاالله. شعبان اقا لوله کش چاق محل که همیشه خدا کل کثیف بود با یک گونی ابزار امد تو. اشرف خانم چادر را روی سرش جابه جا کرد به محل ترکیدگی لوله اشاره کرد و گفت : شعبان اقا... اون جا تشریف بیارید. شعبان به دنبال اشرف خانم راه افتاد. اشرف خانم ادامه داد: اقا شعبون تورو خدا یه جوری درستش کنید که دوباره خراب نشه. همین یه ماه پیش ترکیده بود. شعبان اقا گونی را به زمین گذاشت. لپهایش توی گرمای حمام سرخ شده بود. پشت به دیوار ایستاد و یک وری به لوله ترکیده نگاه کرد. چشمهایش دودو می زد و اشرف خانم هم چادرش را روی سر تاب می داد و جلوی نگاه او را به اطراف می گرفت. شعبان اقا ابزار داخل گونی را ریخت روی زمین و مشغول شد. مادرم خودش را مچاله کرده بود. خواهر کوچکم هی می گفت: مامان...چشام داره می سوزه. ـ خفه شو دختر نامحرم صداتو می شنوه. عباس لیف به دست کنار مادرش ایستاده بود و به اطراف نگاه می کرد. کاسه مسی عروس خانم را برداشت . پیرزن داشت ناله می کرد. عباس گلهای کاسه را ریخت روی زمین و گل بازی کرد. از ترس مادرم جرات نکردم من هم گل بازی کنم. عباس با نوک انگشت گل برداشته بود و به طرف زنها می پاشید. شعبان اقا نفس زنان داشت لوله را می بست و زیر چشمی به اطراف نگاه می کرد. خلاصه انروز قیامتی شد انجا که ناگفتنی ست. ان حمام عمومی بعدها افتاد توی طرح بزرگراه نواب و هیچی ازش نماند. اشرف دلاک هم که اجاقش کور بود و کسی نمی گرفتش عاشق اقا شعبان لوله کش شده بود. بعدها زن شعبان لوله کش فهمید و یک لگن مسی پر از اسید را وسط حمام ریخت روی سر اشرف خانم و گفت: مبارک باشه. شعبان لوله کش هم سر به بیابان گذاشت و دیگر هیچ کس ندیدش. ٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬ بقچه حمام مادرم را روی نعش پدرم به جای ترمه کشیدیم و دفنش کردیم. روز اول عید که بشود می روم دستبوس مادرم و موهای حناگذاشته اش را می بوسم و می گویم: مادرم همه چیزم عزیزم قربون دست های پر از چین و چروکت که هر چی برکت و عشق بود می زدی به سرم . قربون اون سفیدی و سیاهی چشمهایت . فدای همه لحظها هایی که باید با داشتن این همه بچه و نوه باز هم تنها باشی. .. مادرم باز هم مرا بزن ... بزن توی سرم و از پهلوهام نیشگون بگیر... باز هم بگو چشمهایم را ببندم و نبینم... مادرم تو دست هایت را این بار روی چشمهایم بگذار و باز هم قصه ان مادری را بگو که پیاله بچه اش خالی از غذا بود و از غذاهای لذیذی می گفت که اگر روزی پیاله اش از ان غذاها پر شود چگونه لقمه لقمه در دهان فرزند گرسنه اش خواهد گذاشت...مادرم.. کسی برایم نمانده است جز تو... پدرم و عمویم و خاله و عمه هایم کجا هستند؟ دلم برایشان تنگ شده . همان دایی عزیزم که بی لباسی و بی کفشی و سفره خالی عید را تحمل می کردم فقط به خاطر اینکه دایی بیاید و یک دو تومانی نو و تانخورده به من بدهد و با لذت بروم سینما البرز که فیلم دلیجان اتش را ببینم. ٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬ "روحش شاد" ٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫ معرفی فیلمهای سینمایی تلویزیون در نوروز
فیلمهای ایرانی : چپ دست ۱ـ روز سوم ۱ـ مثل یک قصه ـ اکباتان ۱ـ شب بخیر فرمانده ۲ـ دختری در قفس ـ قفل ساز ـ حیات ـ علی و دنی۳ ـ چشمان سیاه ۳ـ شاخه گلی برای عروس ۳ـ بله برون ۳ـ قلقلک ۳ـ تقاطع ۳ـ ارامش در میان مردگان ۴ـ لاک پشتها هم پرواز می کنند ۴ـ اثیری۴ ـ سفر مردان خاکستری ـ خاموشی دریا ـ مربای شیرین۵ ـ هوو ۵ـ عقابها ـ گوشواره ۵ـ پنجاهمین نفر۵ ـ عشق فیلم ۵ـ رنگ خدا ـ اژانش شیشه ای ـ یک تکه نان ـ زیر نور ماه ـ قدمگاه ـ خیلی دور خیلی نزدیک ـ خداحافظ رفیق ـ تولد یک پروانه. فیلمهای خارجی : پسران افتاب ـ دوئل ـ تازه وارد ـ تک تیرانداز ـ حیثیت ـ سلطان ارزوها ـ فهرست ارزوها ـ اندرسون جوان ـ پینگ پنگ ـ سریعترین سرخپوست دنیا ـ در دره خدایان ـ کودک ـ قلبم را در وطنم دفن کن ـ راکت ـ پرنده اسکاتلندی ـ هدف نامرئی ـ گنگسترهای امریکایی ـ سیل ـ گرو ـ کریش ـ طعمه ـ شعله ۲ ـ کشوری برای پیرمردها نیست ـ مایکل کلایتون ـ اخرین نبرد ـ زندگی مخفی کلمات ـ الکاتراس ـ خون به پا می شود ـ جسی جیمز ـ ۴۴ دقیقه ـ ازادی هم بد نیست ـ سرزمین جدید ـ گادای قهرمان ـ ۱۴۰۸ ـ تکمچی ـ روز اردوی بابا ـ جدال با اژدها ـ جان سخت ۴ ـ درست مثل بهشت ـ مسافر بین راه ـ مارها در هواپیما ـ افشاگر ـ ..... |+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت |
مهم ترین اتفاقات سینمایی سال 1386 چه بود؟
سال 86 سينماي ايران با اتفاقات ريز و درشتي روبهرو بود. از مهمترين رخدادهاي سينماي ايران در سالي كه گذشت، ميتوان به موارد زير اشاره كرد: ...
چند ساعت بعد از اين كه در روز 26 خرداد بيانيهاي از سوي وزارت ارشاد در خصوص "عذرخواهي از مردم از بابت پخش فيلم نقاب" منتشر شده بود، مديركل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي اعلام كرد مبناي اطلاعيه عذرخواهي وزارت ارشاد ازاكران فيلم "نقاب"نسخه اوليه و اصلاح نشده اين فيلم بوده است، نه آنچه درحال اكران است. اما سه روز بعد، وزير ارشاد گفت: بعد از ساختن "نقاب" بعضيها وساطت كردند كه با حذف چندين صحنه ميتوان اين فيلم را اكران كرد و شوراي اكران نيز مواردي را كه بايد حذف ميشد اعلام نمود ولي متاسفانه سيدي كه از اين فيلم در جامعه پخش شد بدون حذف موارد مورد نظر شوراي اكران بود، گرچه اصلا نسخه مجوز گرفته فيلم نيز، فيلم خوبي نيست. در همان روز معاونت سينمايي در پي انتشار گسترده سي ديهاي نسخه غيرمجاز فيلم "نقاب" طي بياينهاي از اتوبوسهاي مسافربري، برخي پروازهاي هوايي، مجتمعها، هتلها و ديگر اماكن عمومي خواست تا از نمايش اين فيلم و فيلمهاي غيرمجاز خودداري كنند. "علي آشتيانيپور" تهيهكننده فيلم سينمايي "نقاب" هم اظهار داشت:پخش كنندگان سي دي غيرقانوني "نقاب" فيلمي را به دست مردم رساندهاند كه مطلوب من نيست. جالب آن كه اول تير؛ جواد شمقدري مشاور هنري رئيسجمهور در گفتوگو با فارس خبر داد: فكر ميكنم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در مورد عذرخواهي از اكران فيلم نقاب كار درستي انجام داد و اين موضوع مهمي بود ولي جريان قدرتمند موجود در سينماي ايران كه خودش را مهمتر ميداند، روابط عمومي وزارت ارشاد را وادار به بازپسگيري عذرخواهي از اكران "نقاب" كرد. اما "سنتوري" نيز در سه نوبت حاشيهساز شد، يكي زمان قبل از موعد اكران كه درباره مجوز داشتن يا نداشتن خواننده اين فيلم حرف و حديثهايي وجود داشت، دوم مقطع زماني سوم مرداد به بعد و در شرايطي كه فيلم براي نمايش در اين روز آماده شده بود اما مدير روابط عمومي معاونت سينمايي اعلام كرد، فيلم "سنتوري" ساخته داريوش مهرجويي با تأخير به نمايش عمومي در ميآيد و در ادامه صحبت از "غيرقابل نمايش بودن" فيلم توسط وزير ارشاد شد و در بخش سوم، زماني كه با پايان جشنواره فيلم فجر، به صورت ناگهاني نسخههاي ديويدي با كيفيت "سنتوري" به صورت غيرمجاز پخش شد! وزير ارشاد در توضيح توقيف فيلمي كه پروانه ساخت گرفته، در جشنواره شركت كرده و پس از دريافت پروانه نمايش در نوبت اكران قرار گرفته؛ گفته بود: فيلمنامه سنتوري سال 81 با نامي ديگر به معاونت سينمايي ارائه شد اما به دليل مشكلاتي كه داشت نتوانست مجوز ساخت دريافت كند. اما حالا كه فيلم ساخته شده ، قابليت نمايش عمومي ندارد. اما مقطع توزيع سيديهاي اين فيلم نيز حاشيهساز بود. تهيهكننده "سنتوري" در گفت و گو با فارس در پاسخ به برخي شائبهها اظهار داشت: "حجت - ف" (سردسته تكثيركنندگان سنتوري) را نه ميشناسم و نه نسبتي با او دارم. اين در حالي بود كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در واكنش به تهمت كساني كه دستاندركاران سينمايي را عامل توزيع "سنتوري" ميدانند، گفت: شواهد و قرائني در دست است كه بر اساس آن ميتوان نقش عوامل فيلم سنتوري در توزيع قاچاق آن را مورد بررسي جدي قرار داد. 5 اسفند نيز معاونت امور سينمايي در گفتوگويي ويژه با فارس گفت: عدهاي با پخش سيدي غيرمجاز فيلم "سنتوري" ميكوشند تا ضمن رساندن آسيبهاي مادي، به صاحبان فيلم ،آسيبهاي كلان معنوي را نيز به سينماي كشور و مسئولين دلسوز اين سينما كه در شرايطي سخت براي سينمائي بالنده در تلاشاند، وارد كنند. * توفيق در سالنسازي و مبارزه با قاچاق فيلم توفيق گسترده در بازسازي سالنهاي سينمايي تهران و شهرستانها و احداث سالنهاي جديد با حمايت مؤسسه سينماشهر معاونت سينمايي از جمله رخدادهاي مهم سينمايي امسال بود. همچينن ستاد مبارزه با عرضه و تكثير غيرمجاز فيلمهاي ايراني عملكرد مثبتي داشت و با اقداماتي گسترده و با جلب همكاري اهالي سينما، پليس امنيت و مقامات قضايي؛ فضاي امني را از آغاز فعاليت در تابستان امسال تا اوائل ماه پاياني سال براي سينماي ايران ايجاد كرد به طوري كه حتي پخش سيدي "سنتوري" را هم كه توسط همين ستاد بساطش برچيده شد، نميتوان به ناكارآمدي اين ستاد نسبت داد. گرچه "ابراهيم داروغه زاده" دبير اين ستاد و مديرعامل مؤسسه رسانههاي تصويري كه در اين مؤسسه نيز عملكرد با كاهش قيمت عرضه، كاهش فاصله اكران تا پخش فيلمها در شبكه خانگي و افزايش كيفي كارها، عملكردي كاملا مثبت داشت، رسما از مردم و دستاندركاران سينما بابت اين اتفاق (كه به دليل ضبط و پخش فيلم در خارج از كشور رخ داده بود) عذرخواهي كرد... از عملكرد مؤسسه سينماشهر در سال 86 نيز ميتوان به موارد زير اشاره كرد: طراحي و ساخت "نمازخانه" در 17 سينماي كشور، استانداردسازي گيشه 47 سينماي كشور، تعويض و نصب16710 صندلي جديد و مدرن در 52 سينماي كشور، بهرهبرداري از سينما بهمن قزوين، سينما قدس بندر انزلي،سينما استقلالزنجان، تجهيز و بازگشايي سينما "آزادي" بابل و لنگرود، مدرنسازي و بازگشايي سينما "آسيا"ي شيراز بعد از 40 سال و... *حاشيههاي خانه سينما اتحاديه و شوراي عالي در سال 86، تشكيل شورايعالي تهيهكنندگان، در ابتدا موجب درگيريهاي كلامي شد و حاشيههاي پررنگي را ايجاد كرد. كدورتهايي كه زمينهساز خروج تعداد زيادي از فيلمهاي ايراني از جشن سينماي ايران با تصميم "اتحاديه تهيهكنندگان" شد. اما؛ اولين خبر حاشيهساز در اين زمينه، 14 مهر منتشر شد. روزي كه سيدرضا ميركريمي مدير عامل خانه سينما و محمود اربابي مدير كل ارزشيابي و نظارت سينماي حرفهاي اعلام كردند كه در جلسهاي با حضور محمدرضا جعفري جلوه معاون امور سينمايي، سيدرضا ميركريمي مدير عامل خانه سينما، محمود اربابي مدير كل ارزشيابي و نظارت سينماي حرفهاي و نمايندگان تشكلهاي تهيهكنندگي متشكل از مرتضي شايسته ، منوچهر محمدي ، عزيزالله حميدنژاد و عليرضا رضاداد در بيانيهاي مشترك مورد بحث و بررسي قرار گرفت و با توجه به تعامل و ضرورت توجه به منافع ملي سينمايي كشور، مورد تصويب كليه حاضران قرار گرفت اما به دليل پارهاي اختلافنظرها، تشكيل جلسات آن به تاخير افتاد. اين رخداد مواضع گاه متفاوت اعضاي اتحاديه و كانون تهيهكنندگان را به همراه داشت اما سرانجام در 27 آبان امسال تهيهكنندگان سينماي ايران براي همكاري در "شورايعاليتهيهكنندگان" توافق كردند و سخنگوي اتحاديه تهيهكنندگان و توزيعكنندگان فيلم ايران اين توافق را ناشي از هدف اهل سينماي ايران در ايجاد وحدت دانست. اين تشكل بر اساس همفكري و تعامل براي تدوين و تصويب اساسنامه جديد (كه تعيين كننده روابط تشكلها بر اساس نظام فراكسيوني خواهد بود)، دستوركار خود را تعيين خواهد نمود و بر اين اساس، كليه مسائل صنف تهيه كنندگي توسط اين شورا مورد حل و فصل قرار خواهد گرفت و تا تصويب اساسنامه جديد اين شورا نماينده قانوني صنف تهيه كنندگان در كليه امور خواهد بود. 21 آذر با انتخاب غلامرضا موسوي، مهدي فخيم زاده و منوچهر محمدي اولين هيئترئيسه شورايعالي تهيهكنندگان با هدف ايجاد وفاق در سينماي ملي شكل گرفت. بر اين اساس، سيدغلامرضا موسوي (سخنگوي اتحاديه تهيهكنندگان و توزيع فيلم ايران) رييس شورايعالي تهيهكنندگان تشكيل شد، مهدي فخيمزاده (عضو مجمع فيلمسازان سينماي ايران) به عنوان نايبرييس شوراي عالي تهيهكنندگان و منوچهر محمدي (عضو كانون تهيهكنندگان سينماي ايران) به عنوان سخنگوي شوراي عالي تهيهكنندگان انتخاب شدند. * تعزيهخواني براي مظلوميت سينما در تجمع سينماگران ارديبهشت امسال در مراسم گردهمايي اهالي سينما در دفاع از حقوق سينماگران ايراني، نمايش تعزيه ويژهاي در باغ فردوس اجرا شد و در بخشي از آن نمايش تعزيه ويژهاي در محل مخصوص اجراي برنامهها به روي صحنه رفت كه در آن يك قاچاقچي فيلم در قالب شمر، به سراغ پردهنقرهاي سينما رفت تا جان او را بگيرد! در اين مراسم اهالي سينما پاي طومار قطعنامه مراسم را امضا كردند. اولين گردهمايي سينماگران در دفاع از حقوق سينماي ايران با صدور بيانيهاي در دفاع از حقوق سينماي ايران، به پايان رسيد. تجمع كنندگان در اين قطعنامه متذكر شدهاند: نابودي سينماي ملي يعني نابود فرهنگ و هنر، نابودي و ويراني سرمايههاي ملي، عدم امنيت سرمايهگذاري، افزايش بحران بيكاري موجود در سينما، عدم امنيت شغلي و حرفه اي اعضاي خانه سينما و.... نهايتا يعني نابودي فكر و ذوق ايراني و به انزوا كشاندن هنرمند انديشمند ايراني.در اين سالها عليرغم تلاشهاي ارزنده دلسوزان و تشكلهاي سينمايي، متأسفانه براي اعتراضات مكرر و متداول فردي، جمعي و صنفي خود، گوش شنوايي نيافتهايم و يا اگر هم بوده، چنان عاجز از عمل و اقدام به ميدان آمده كه راه به جايي نبرده است. در ادامه بيانيه آمده است: اكنون هنرمندان و دستاندركاران سينماي ايران بر آن شدهاند تا اين بار، از يك حنجره و دست در دست يكديگر صداي اعتراض و تظلم خويش را به هر نحو و وسيلهاي اعلام و ابراز نمايند و تا رسيدن به خواسته هاي به حق صنفي خود از پاي ننشينند. ما چارهنهايي برخورد با اين پديده شوم و امنيت برانداز را، تنها در بروز ارادهاي ملي ميدانيم و در گام نخست، تمامي نهادها و مسئولين مرتبط را به تحركي جدي و نه فرمايشي فراميخوانيم. در اين قطعنامه ميخوانيم: سينماي ايران عزم راسخ دارد تا با گسترش دامنه اعتراضات جدي و قاطع خود از تمامي ابزار، امكانات و توانمنديهاي خود براي نجات سينماي نوين ايران از محاق موجود استفاده كند. سينماي ايران اميدوار است كه مسئولين فرهنگي و نهادهاي ذيربط، اين اولين هشدار را جدي گرفته و در جريان اين جنگ نابرابر سينما در مقابل باندهاي مافيايي اقتصادي و ضد فرهنگي، به كمك و ياري آنان بشتابند. * بازگشت سينما آزادي
|+| نوشته شده توسط شیرین در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت |
|+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 11 اسفند1386 و ساعت |
عامل اصلي تكثير «سنتوري» دستگير شد
با دستگيري عامل اصلي قاچاق فيلم "سنتوري"، رييس اتحاديه تهيهكنندگان فيلم سينماي ايران از خسارت 5 ميليارد توماني به تهيهكنندگان اين فيلم سينمايي خبر داد. سيام بهمن ماه همزمان با دستگيري "حجت ـ ف" عامل اصلي توزيع فيلم اكران نشده "سنتوري" در حوالي ميدان انقلاب، مرتضي شايسته با اشاره به سابقهي چند سالهي قاچاق فيلم پيش از اكران گفت: فيلمهاي زيادي بودند كه قرباني افرادي سودجو شده و ضررهاي مالي فراواني به توليدكنندگان فيلم وارد كردند. وي اضافه كرد: از حدود يك سال پيش با شدت گرفتن اين موضوع، همكاري مناسبي ميان پليس امنيت نيروي انتظامي، قوه قضائيه و اتحاديه تهيهكنندگان ايجاد شد كه تا مقدار زيادي جلوي قاچاق فيلمها گرفته شد. اما با توزيع گستردهي فيلم "سنتوري" به اين نتيجه رسيديم كه اين شبكهها همچنان فعال و در حال انجام اقدامات سودجويانه خود هستند. به گفته شايسته قاچاق فيلم "سنتوري" در تهران با شدت زيادي صورت گرفته است و در اين ميان توزيعكنندگان با هدف ضربه زدن به سينما بهصورت وسيع آن را در شهرهاي اطراف تهران و شهرستانها توزيع كردند. تهيهكننده فيلم «سنتوري» گفت: من «حجت - ف» را نه ميشناسم و نه نسبتي با او به عنوان سردسته تكثير غيرمجاز فيلم «سنتوري» دارم. فرامرز فرازمند در گفت و گو يي اظهار داشت: امروز صبح در جلسه پليس امنيت حضور داشتم و به نظرم اقدام مناسبي جهت برخورد با قاچاقچيان فيلم «سنتوري» صورت گرفته است. وي گفت: در اين نشست سردار عليپور فرمانده پليس امنيت تهران تصريح كرد كه شديدا با اين قضيه مبارزه مي كنيم. هم با كساني كه سي دي قاچاق سنتوري را مي خرند و هم با كساني كه آن را ميفروشند چون اين خريد و فروش يك جرم است. فرازمند گفت: قاچاقچيان دستگير شده در حال پخش دي وي ديهاي سنتوري بودند و حالا بايد ديد كسان ديگري دست اندركاران اين كار هستند يا خير و البته به نظر من بايد ريشه اين قضيه را ازبين برد و انشالله پليس امنيت پيگيري كند و كساني كه اطلاعاتي از اين قضيه دارند به ما اطلاع بدهند. ما هم سعي كنيم جلوي كساني كه سي دي هاي «سنتوري» را پخش ميكنند، بگيريم. وي تصريح كرد: البته باز هم اميدوارم با صلاحديد مسئولان فرهنگي، «سنتوري» اكران شود تا بساط قاچاق فيلم برچيده شود چون معتقدم در اين صورت مردم ترجيح ميدهند «سنتوري» را در سالن سينما ببينند. فرازمند همچينن در پاسخ به پرسشي درباره برخي شائبهها گفت: من «حجت ف» را نميشناسم. فقط ميدانم سه چهار نفر را در اين خصوص گرفته اند و او سردسته گروهي بوده كه «سنتوري» را قاچاق و عرضه مي كردند. وي گفت: من نه ايشان را مي شناسم، نه نسبتي با وي دارم و به نظرم بايد هرچه زودتر جلوي اين شايعات را گرفت. ٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
وزیر ارشاد: این نسخه تنها در اختیار عوامل فیلم بوده
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: شواهد و قرايني در دست است كه براساس آن ميتوان نقش عوامل فيلم «سنتوري» در توزيع قاچاق آن را مورد بررسي جدي قرار داد. منبع خبر: سینمای ما
|+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 4 اسفند1386 و ساعت |
|
درباره وبلاگ
![]() دوستان سلام. این وبلاگ قرار است به برنامه های سینما و تلویزیون نیم نگاهی داشته باشدو هر جا لازم بود انها را نقد کند .امیدوارم از مطالعه ان لذت ببرید و نظرات خود را به نویسنده منتقل کنید.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1388تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 آرشيو موضوعی
نقد پارک وینقد روز سوم ( تکخال در استین) گفتگو با مسعود کیمیایی به بهانه رئیس گفتگو بارضا یزدانی نقد فیلم رئیس پرویز پرستویی زیر ذره بین گفتگو با مازیار میری به بهانه پاداش سکوت گفتگو با سروش صحت کارگردان چارخونه یک کمدی شلوغ( نقد فیلم قاعده بازی ) مرد هزار چهره ( کارنامه اکبر عبدی در یک نگاه ) یادداشت ترانه سراهای سنتوری داغ داغ داغ ...اخرین کار کیارستمی خبری از اخرین فعالیت سامان مقدم شرطهای ساخت مستند احمدی نژاد برای استون بدون شرح... عکسهایی متفاوت از یانگوم خداحافظی باشکوه با پاواروتی بزرگ یادداشتی از منیژه حکمت نتایج جشن خانه سینما گفتگو با عوامل سریال میوه ممنوعه نظرسنجی ماه رمضان انتخاب نماینده ایران برای اسکار 2008 نقد میوه ممنوعه سریال اغما ناگفتنی های سریالهای رمضان اسکار 2008 اخرین خبر درباره سریال چاخونه نگاهی به سریال تازه ابراهیم حاتمی کیا کمی هم از سینما مجری شب شیشه ای شایعات را بررسی می کند میلانی در تلویزیون درباره اشپزی جواهری در قصر نگاهی به روزهای پایانی نمایش چارخونه نگاهی به فیلم جدید لطیفی نگاهی به فیلم اتوبوس شب به بهانه نمایش فیلم گاو از صد فیلم شروع روزگار قریب کلاه قرمزی و پسرخاله و درخت گلابی نگاهی به سریال ساعت شنی خبرهایی از ده نمکی_ کیمیایی و جشنواره فجر پرفروش ترین فیلمهای سال 2007 میلادی افتتاح سینما ازادی گل شیفته فراهانی و محمدرضا گلزار جشنواره فیلم فجر و گامهای تازه فهرست 23 فیلم بخش سینمای ایران تصمیمات کبرای مسئولان برای حل مشکلات فیلمهای روز اول جشنواره اعلام شد ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟(1) ستاره های جشنواره امسال چه کسانی هستند؟(2) ماراتون دریافت سیمرغ بازیگری چرا در فیلمهای امسال همیشه پای زنها در میان است؟ بیشترین نامزدی سیمرغ برای اواز گنجشکها ایستگاه اخر: برندگان جشنواره یادداشتی بر " به همین سادگی " درباره سریال یک مشت پرعقاب عامل اصلی قاچاق سنتوری دستگیر شد اکران نورزوی سینماها مهمترین اتفاقات سینمایی سال 1386 بهاریه مرد هزار چهره دایره زنگی دو مطلب درباره آژانس شیشه ای و حمید فرخ نژاد اخباری از افزایش بلیت سینماها، جشنواره کن... سریال شهریار دعوت حاتمی کیا اخباری از ده نمکی و افخمی سریال مرگ تدریجی یک رویا پابرهنه در بهشت به بهانه تولد استن لورل فوتبال زنده انعکاس پيوندهای روزانه
دل گویه های منهنر به روایت دیگر برای حامد بهداد خیلی دور خیلی نزدیک آرشيو پیوندها پيوندها
صدا...دوربین...حرکتسایت سعید شهروز سایت ابراهیم حاتمی کیا سایت بنیامین بهادری سایت ماهایا پطروسیان سایت باران کوثری سایت محمد رضا گلزار سایت پانته ا بهرام سایت هانیه توسلی سایت بهرام رادان سینما در منطقه ممنوعه تاریخ و سیاست در سینما دونده سینمای نوین ایران MASSOUD MEHRABI هواداری از ترانه علیدوستی و زمین جایی برای دوزخیان نبوده خبرگزاری پرشین استار سایتها و وبلاگهای سینما ستارگان سینما و تئاتر اپیزود سوم کارگاه نقد فیلم مهر چیزی شبیه روزنامه وبلاگ اختصاصی حامد کمیلی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
|||||
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |