تبليغاتX
صدا ... دوربین ... حرکت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
وقتی ستاره ها هم جواب نمی دهند... 

      

 شاید بدبین ترین ادم ها هم فکر نمی کردند کار سروش صحت و مجموعه اش بعنی چارخونه که با کلی سرو صدا جلوی دوربین رفته بود به اینجا بکشد. به اینجایی که اصلا کار دیده نشود و هیچکس انرا جدی نگیرد. به راستی سروش صحت و گروهش کجای کار را اشتباه رفتند که به این روز افتادند. تیم تهیه کار که یک تیم با انگیزه بود و از دار و دسته مهران مدیری جدا شده بودند و می خواستند خودشان را با کلی انگیزه به اثبات برسانند. سروش صحت که ادمی با انگیزه ٬ باانرژی بود که می خواست ثابت کند بقیه هم می توانند کار روتین بسازند. از همه مهمتر گروه بازیگران هم رضا شفیعی جم را داشت که همه برای به دست اوردن او سرودست می شکنند و بعد از ان لولایی ٬ امیر جلالی ٬ بختیاری و... را داشت که هر کدامشان می توانستند یک برگ برنده باشند.

اما مشکل چه بود که چارخونه با ان همه ستاره به جایی رسید که اواسط کار دست به دامن یک شخصیت جدید شد و جواد رضویان را برای نجات اورد؟ البته رضویان هم فقط یک منجی دو هفته ای بود و بعد انقدر شوخی هایش را تکرار کرد که دوباره کار در سراشیبی سقوط قرار گرفت. سقوطی که با این همه ستاره و ادعا برای دارو دسته ای که جدا شده بودند و می خواستند خودشان را ثابت کنند وحشتناک بود. به همین دلیل دوباره گروه به دنبال تغییر و تحول و منجی گشتند اما این بار دیگر کسی نبود که انها را نجات دهد. انها همه ستاره ها را با خود داشتند اما هیچ کاری نتوانسته بودند بکنند حالا چه کسی را می خواستند بیاورند که کارشان را نجات دهد. اینجا بود که اشتباه سروش صحت یا رک تر بگوییم همه کاره پروژه یعنی محسن چگینی به چشم می امد. او بدون هیچ خلاقیت و نواوری و ریسک فقط به این امید که رضا را داریم لولایی را میبندیم امیر جلالی را می اوریم اگر جواب نداد جواد را هم اضافه می کنیم پروژه را دست گرفته بود. اما حالا همه این کارها را کرده و  مجموعه اش جواب نداده بود. چگینی در واقع فکر اینجای کار را  نکرده بود که اگر کارش قصه نداشته باشد نو اوری نداشته باشد حتی ستاره ها هم نمی توانند انرا نجات دهند.

  

سوال این است: چرا با این فکر و اندیشه بدتر به ستاره هایمان ضربه می زنیم. چگینی که به دلیل محدوده اختیاراتش در این پروژه بیشتر او را خطاب قرار می دهیم ای کاش حداقل حالا که امده بود یک دار و دسته دیگر راه بیاندازد کمی هم ریسک می کرد. هیچ دلیلی نداشت او فقط و فقط به سراغ ستاره ها برود او می توانست از انهایی استفاده کند که به خاطر باندبازی یا هزار چیز دیگر بیرون گود مانده اند. مگر همان چهار قسمتی که بیژن بنفشه خواه به چارخونه امد جواب نداد و از بهترین و بامزه ترین قسمت ها نشد پس چرا فکر می کنیم فقط ان چند نفری که در چند کار قبلشان موفق بوده اند می توانند موفق باشند. اصلا مگر همین رضا شفیعی جم روزگاری فید نشده بود و به واسطه ریسک بعضی ها دوباره روی دور نیامد پس بیاییم کمی نترسیم. مطمئنا چارخونه با ادم های بی اسم و رسم از این بدتر نمی شد. پس حالا که داریم چنین کاری را تحمل می کنیم ای کاش به قیمت این بود که چهار نفر را زنده می کردیم نه اینکه بدتر از محبوبیت ستاره هایمان هم بکاهیم.

چارخونه روزهای پایانی اش را پشت سر می گذارد و همچنان مرد همه کاره این پروژه به دنبال ستاره ای دیگر است تا اخرین شانسش را هم امتحان کند اما بد نیست او و صحت که با وجود اختیار کمش اما همه چیز به نام او تمام می شود بدانند شکست با ستاره های زیاد خیلی سنگین تر از شکست با دست های خالی است.

|+| نوشته شده توسط شیرین در شنبه 19 آبان1386 و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar