تبليغاتX
صدا ... دوربین ... حرکت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

 

بهشتی متفاوت

بررسی فیلم "پابرهنه در بهشت" و مقایسه ان با فیلم " زیر نور ماه "

 

 

بهرام توکلی نامی است که می تواند در فهرست کارگردانان شایسته سینمای ایران جا بگیرد. پابرهنه در بهشت داستان طلبه ای است به نام یحیی که قرنطینه بیمارانی را به منظور تبلیغ برمیگزیند. اما یحیی قصد نصیحت و موعظه ندارد و خودش هم اذعان دارد که از حرف زدن زیاد خوشش نمی اید و شاهو بیمار بخش هم این گفته را اینطور کامل می کند که گوش دادن بهتر از حرف زدن است. از همین جا وجوه تمایز مضمونی زیر نور ماه و پابرهنه در بهشت اغاز می شود.

سید حسن زیرنورماه می خواهد حرف بزند به همان معنای مرسوم تبلیغ. لذا چنانچه می بینیم در جایی به حال پدربزرگش غبطه می خورد که نفسی داشته که هرچه می گفته بر مردم تاثیر می گذاشته است. برای سید حسن گناه مردم اهمیت دارد و او برایشان احساس مسوولیت می کند و گرچه متفاوت از بقیه اما باز به دنبال همان هدایت دیگران است اما سید یحیی دنیایش را عوض می کند که ببیند و بهتر یاد بگیرد و به قول خودش گناهی که برایش مهم است گناه خودش است نه دیگران.

پابرهنه در بهشت تعریف جدیدی از واژه تبلیغ ارائه می دهد. دکتر بخش به یحیی می گوید هیچ کار شما شبیه روحانی های دیگر نیست. همین جمله شخصیت منحصر به فرد یحیی را اشکار می کند. شخصیتی که متفاوت از انچه از او انتظار می رود فکر و عمل می کند. این مضمون وجه مهم تمایز پابرهنه در بهشت از زیر نور ماه میر کریمی است که انرا در شکل پرداخت تصویری هم اینگونه شاهدیم :

سید حسن زیر نور ماه در تردید عمامه به سرگذاشتن و ملبس شدن است و فقط در انتها او را در لباس روحانیت می بینیم اما سید یحیی در اینجا از ابتدا معمم است اما اصلا او را در لباس روحانیت نمی بینیم و کارگردان تنها به نشان دادن عکس او با عبا و عمامه در ابتدای فیلم بسنده می کند. درواقع گویا سید یحیی برخلاف سید حسن اصراری ندارد به استفاده از لباس روحانیت که در ان جمع بیماران ناامید قطع امید کرده حتما نوعی پیش داوری برایشان ایجاد خواهد کرد. چنانچه می بینیم بدون ان لباس و نشانه هم یکی از اینکه نمی خواهد نصیحت شود و دعا برایش بخوانند می گوید و دیگری از اینکه یحیی چرا امده حرفهای تکراری بزند درباره اینکه همه چیز درست می شود و نه اصلا از اول درست بوده است. یحیی به دعا اعتقاد دارد اما هرچه دعا می کند برای خودش و برای راز و نیاز با خدای خودش است نه برای دیگران و سبک کردن بار گناهانشان یعنی چیزی که دکتر بخش از او انتظار دارد. دکتری که خود الوده به بیماری است و بر مبنای تفکری که خطرناک تر از بیماری لاعلاجش است دالان مرگی را برای دیگرانی که برایشان احساس مسوولیت می کند بوجود اورده تا تاوان گناهانشان را در این دنیا بدهند و بارشان سبکتر شود. یحیی در میان این انسانها امده تا یاد بگیرد نه اینکه یاد بدهد. او با لباس روحانیت نیست که احساس روحانی واقعی شدن می کند بلکه پابرهنه پا به بهشت همان مطرودین اجتماع که بیماریشان سمبل گناه و معصیت است گذاشتن اغاز روحانیت اوست. این اتفاق برای سید حسن هم رخ می دهد با ورود ناخواسته اش به میان زیر پلی ها و شناخت زندگی قشری از جامعه که جز با یک اتفاق ( ربوده شدن لباس روحانیتش ) قادر به درکش نبود. سید حسن ناخواسته در این موقعیت قرار می گیرد اما یحیی خود خواسته. حال بگذریم از اینکه اجتماعی که سید حسن پا به ان می گذارد اصلا قابل مقایسه با بیماران رو به مرگ قرنطینه ای نیست که یحیی اگاهانه انتخابشان می کند و ان هم نه برای شناخت بیشتر شیوه تبلیغ که برای تبلیغی که مساوی است با همان شناخت و اصلا جز ان نیست. یحیی می اید ٬ می بیند ٬ می شنود و جز با خدای خویش سخن نمی گوید و این شیوه او برای وظیفه ایست که در حیطه تحصیلش در حوزه علمیه نام تبلیغ به خود گرفته است.یحیی خود را کسی نمی داند که بخواهد برای دیگری تعیین تکلیف و یا مثل دکتر تعیین عاقبت کند. او خود در پی شناخت است . شناخت او از دیدن شادمانی یک بیمار در هنگامه مرگش حاصل می شود. شادمانی ای که فقط ناشی از دروغی است که با واقعیت فرسنگها فاصله دارد. از دیدن سربازی که بی واهمه از مرگ دل در گرو عشق دختری بیمار و قرنطینه ای بسته و خود اعتراف دارد که همه او را دیوانه می دانند . از شاهد بودن بر خود سوزی قربانی دیگری که متهم به قتل همسرش است. از حمل سطل اب و شوینده های پیرزن مستخدم. از پرستاری و نظافت در بخش دائمی و مشتاقانه به استقبال مرگ رفتن و بالاخره از مرگ در بهشتی که در نظر دکتر جهنم دنیوی بیماران گنهکار ٬ قرنطینه است . اینها همه در حالی است که مضمون گناهکاری و هدایت که در این فیلم معنای جدیدی به خود گرفته اند در زیر نور ماه همان نگاه سنتی را ترویج می کنند. اینکه زیر پلی ها گناهکارند و خدای خود را گم کرده اند. جوجه کودکی است بزهکار که نیاز به دوستی با سید حسن دارد تا در پایان سید حسن فال او را بگیرد و او راه درست را نشانش دهد. خواهر جوجه گنهکار است و او هم به مدد کمک سید و نجاتش از مرگ و بازگرداندن عبا و عمامه سید و اینکه خود را خواهر سید معرفی کند قرار است هدایت شود.

در پایان اشاره ای به شخصیت طلبه در این دو فیلم می تواند بحث را کامل تر کند :

سید حسن جوان طلبه ای است که به دنبال شناخت راه درست طلبگی است و شخصیتی منفعل و ارام دارد . این به تنهایی نقص نیست اما اگر قرار باشد عمومیتی راجع به شخصیت یک طلبه کامل در برداشته باشد جای بحث دارد. سید یحیی پخته تر از سید حسن است. او نه به دنبال شناخت درست طلبگی که به دنبال شناخت درست انسانیت و نه به دنبال تسخیر ابزار بهتر برای تبلیغ که به دنبال شناخت بهتر حقیقت است و در این راه بیماران بدنام جامعه مبلغان او هستند. سید یحیی با نزدیکی به این بیماران به استقبال بدنامی می رود و پابرهنه به بهشتی وارد می شود که همچون باورهایش متفاوت از نگاه رایج است.

ازاد جعفری ـ قاب کوچک. جام جم

|+| نوشته شده توسط شیرین در سه شنبه 14 خرداد1387 و ساعت  | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar